«مرد سههزارچهره» پس از سالها بار دیگر مسعود شصتچی را به تلویزیون برگردانده است؛ شخصیتی که در دو فصل قبلی به دلیل قرار گرفتن در موقعیتهای غیرمنتظره و سوءتفاهمهای پیدرپی، بخش مهمی از جذابیت کمدی مجموعه را شکل میداد.
در فصل تازه نیز قرار است همین الگو ادامه پیدا کند. شصتچی تلاش میکند زندگی آرامتری داشته باشد، اما هر بار اتفاقی تازه او را وارد ماجرایی میکند که کنترلی بر آن ندارد. در قسمتهای ابتدایی فصل جدید نیز داستان به سمت موقعیتهایی مرتبط با خلافکاران و سوءتفاهمهای پیچیدهتر رفته است.
قسمت سوم نیز ادامه همین مسیر است؛ روایتی که از یک سو تلاش میکند قصه شصتچی را جلو ببرد و از سوی دیگر، از ظرفیت شخصیتها و موقعیتهای تازه برای ساختن شوخی استفاده کند.
مسئله اصلی؛ شصتچی همان است، اما مخاطب تغییر کرده
یکی از نکات قابل توجه درباره «مرد سههزارچهره» این است که بخش مهمی از جذابیت آن همچنان بر همان فرمول آشنای سالهای گذشته استوار است: یک شخصیت ساده و بیخبر که در موقعیتی نامتعارف قرار میگیرد و دیگران او را با فرد یا شخصیت دیگری اشتباه میگیرند.
این فرمول در آثار قدیمی مهران مدیری جواب داده بود، اما مخاطب امروز با مخاطب نزدیک به دو دهه قبل تفاوت دارد. سرعت مصرف محتوای طنز افزایش پیدا کرده و مخاطب روزانه با حجم زیادی از ویدئوها، دیالوگها و موقعیتهای کمدی در فضای مجازی مواجه است. به همین دلیل، پیشبینیپذیری شوخیها میتواند تأثیر آنها را کاهش دهد. این نکته در نقدهای منتشرشده درباره قسمتهای ابتدایی سریال نیز مورد توجه قرار گرفته است.
وقتی نوستالژی بهتنهایی کافی نیست
بازگشت مسعود شصتچی بعد از سالها، بهطور طبیعی بار نوستالژیک زیادی دارد. بسیاری از مخاطبان هنوز «مرد هزارچهره» و «مرد دوهزارچهره» را به یاد دارند و همین موضوع انتظارات از فصل تازه را بالا برده است.
اما نوستالژی زمانی میتواند به نقطه قوت یک اثر تازه تبدیل شود که در کنار شخصیتها و فضای آشنا، چیزی تازه نیز به مخاطب ارائه شود. در «مرد سههزارچهره» دستکم در قسمت سوم، هنوز این تازگی به اندازهای که از بازگشت چنین شخصیتی انتظار میرود، پررنگ نشده است.
مشکل لزوماً به بازی مهران مدیری یا حتی خود شخصیت شصتچی محدود نمیشود؛ مسئله بیشتر به نوع موقعیتسازی و جنس شوخیها برمیگردد. شصتچی همچنان همان آدم ساده، بیخبر و گرفتار سوءتفاهمهاست، اما موقعیتهایی که او را درگیر میکنند باید بتوانند برای مخاطبی که تجربه کمدیاش در این سالها تغییر کرده، غافلگیرکننده باشند.
مدیری در برابر میراث خودش
مهران مدیری در «مرد سههزارچهره» تنها یک سریال جدید نساخته، بلکه به سراغ یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای کارنامه خودش رفته است. همین مسئله باعث میشود هر قسمت، خواهناخواه با خاطره مخاطب از آثار قبلی مقایسه شود.
از سوی دیگر، تیم نویسندگی این فصل با فصلهای قبلی تفاوت دارد و نویسندگان تازهای در شکلگیری موقعیتهای داستانی نقش داشتهاند. این تغییر میتوانست فرصتی برای بازتعریف زبان طنز شصتچی باشد، اما در قسمتهای ابتدایی هنوز نشانههای پررنگی از فاصله گرفتن کامل از فرمولهای قدیمی دیده نمیشود.
هنوز برای قضاوت نهایی زود است
با وجود انتقادهایی که درباره میزان تازگی شوخیها و ریتم کمدی مطرح شده، قسمت سوم تنها یکی از ۱۵ قسمت این مجموعه است و برای ارزیابی نهایی فصل، هنوز زمان باقی مانده است. ممکن است با پیشرفت قصه و ورود شخصیتها و موقعیتهای تازه، ریتم سریال تغییر کند و «مرد سههزارچهره» مسیر متفاوتتری پیدا کند.
آنچه تاکنون مشخص شده این است که بازگشت مسعود شصتچی توانسته توجه مخاطبان را به این مجموعه جلب کند، اما ادامه موفقیت سریال به این بستگی دارد که آیا سازندگان میتوانند فراتر از خاطره شخصیت قدیمی، برای او موقعیتهایی تازه و متناسب با مخاطب امروز بسازند یا نه. قسمت سوم فعلاً نشان میدهد که «شصتچی» همچنان همان شخصیت آشناست؛ پرسش اصلی این است که آیا دنیای اطراف او نیز میتواند به اندازه کافی تازه باشد.
برای دیدن قسمت سوم این سریال کلیک کنید.