حواشی جنجالی و غیراخلاقی بازی گلگهر و تراکتور را باید یکی از سیاهترین روزهای لیگ برتر دانست، جنجالهایی که نشان داد فوتبال ایران از نظر فرهنگی و اخلاقی با وجود شعارهایی که داده میشود، با سرعت در حال سقوط است.
فدراسیون فوتبال مانند تمام سالهایی اخیر سعی کرد با یک محرومیت چند ماهه و جریمه میلیاردی از خودش رفع تکلیف کند و کاری با ریشهیابی یا آسیبشناسی فضای ناهنجار استادیومهای فوتبال که سال به سال جو آن مسمومتر و فحاشیها تندتر میشود، نداشته باشد.
با این حال نکته عجیب و قابل تامل نوع واکنش باشگاههای تراکتور و گلگهر به عنوان ۲ تیم درگیر در این حواشی بود. البته بحث بر سر این ۲ باشگاه را میتوان به اکثر باشگاهها تعمیم داد.
بیایید واکنش مدیران تراکتور و گلگهر را به این اتفاق که جامعه فوتبال را تکان داد و خیلیها را شرمگین و خجالتزده از حضور در این ورزش کرد، مرور کنیم.
شاید عجیب باشد اما حجت کریمی مدیرعامل تراکتور به عنوان تیمی که خداداد عزیزی سرپرستاش با توجه به ویس لو رفته، شدیدترین فحاشیهای ممکن را به به امید عالیشاه بازیکن گلگهر کرده است، در برنامه دوشنبهشب فوتبال برتر تائید کرد که با گذشت ۴۸ ساعت از فحاشیها، هنوز با سرپرست تیمش صحبت نکرده که بداند این ماجرا ابتدا و انتهایش چه بوده است!

بله درست خواندید، یک اتفاق غیراخلاقی، لیگ و فوتبال ایران را تکان داده اما مدیر باشگاهی که متهم اصلی این اتفاقات در زیرمجموعه آن فعالیت میکند، میگوید که فرصت نکرده است که با سرپرست تیمش راجع به اتفاقات ورزشگاه یادگار امام صحبت کند!
در سوی دیگر محمد اسفندیارپور مدیرعامل گلگهر که بازیکن این تیم در طرف دیگر جنجالها قرار دارد، هم در همان برنامه تلویزیونی اعتراف کرد که با عالیشاه هنوز صحبت نکرده که ببیند اصل و ریز اتفاق چه بوده است!
حالا این سوال پیش میآید چه کار مهمتری از پیگیری این اتفاقات بوده است که مدیران ۲ باشگاه فرصت نکردهاند، جزئیات این ماجرا از ۲ متهم اصلی جویا شوند! نکته قابل تاملتر اینکه هم کریمی و هم اسفندیارپور، علاوه بر مسئولیت مدیریتی که در تراکتور و گلگهر دارند، عضو هیات رئیسه فدراسیون فوتبال هم هستند. آنها نه تنها برای یک باشگاه تصمیم میگیرند، بلکه جزو تصمیمسازان کل فوتبال ایران هم هستند.
تصور کنید اگر در جریان بازی تراکتور و گلگهر به جای فحاشی سکوها و سرپرست و بازیکن دو تیم به یکدیگر، یک جنجال داوری اتفاق میافتاد، آنها از همان دقیقهای که این مسئله رخ داد، شروع به فضاسازی و احقاق حقشان میکردند.
نمونه این اتفاق را در جریان بازی تراکتور و گلگهر شاهد بودیم و پس از گل تراکتور، باشگاه گلگهر در شرایطی که بازی هنوز در جریان بود، بیانیه صادر کرد و به داور مسابقه تاخت. وقتی اما یک اتفاق غیرورزشی رخ میدهد و طرفهای دیگر چه روی سکو، چه در رختکن و چه روی نیمکت فحشهای رکیک حواله هم میکنند، نه تنها شاهد واکنش فوری نیستیم، بلکه مدیران باشگاه، ارادهای برای بررسی این ماجرا را هم که همه جا راجع به آن بحث میکنند و تاسف میخورند، ندارند.
این نوع نگاه باعث میشود که نه کریمی، از خداداد اصل ماجرا را جویا میشود و نه اسفندیارپور با عالیشاه راجع به این اتفاقات صحبت میکند.

اینکه نه کریمی و نه اسفندیارپور یک رفتار غیراخلاقی را که کل فضای فوتبال را تحتتاثیر قرار داد، را از همان دقایق اولیه به صورت محکم و جدی پیگیری نکردهاند، نشان از جایگاه مسائل اخلاقی و فرهنگی در نگاه مدیریتی این مدیران دارد.
البته کریمی و اسفندیارپور تنها ۲ نمونه از اکثر مدیران باشگاههای فوتبال ایران هستند که برایشان مسائل اخلاقی و فرهنگی کمتر جایگاهی دارد. برای سیستم مدیریتی فوتبال باشگاهی ایران همه چیز در نتیجه خلاصه میشود و توجه به رفتار اخلاقی حتی جنبه شعاری هم ندارد!
به همین خاطر فوتبال ایران برای برون رفت از منجلاب غیراخلاقی که در آن گرفتار شده، بیشتر از هر چیز به مدیرانی احتیاج دارد که در کنار نتیجهگرایی، درد اخلاق و فرهنگ هم داشته باشند و برای شخصیت زیر دستانشان و بازیکنان و تماشاگرانی که روی سکوها هستند، اهمیت بالایی قائل هستند. مدیرانی که از همان دقیقه اول رخ دادن یک اتفاق ناهنجار، ته آن ماجرا را در میآورند و قبل از حکم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال متخلفان را مجازات میکنند، نه اینکه وکیلمدافعشان شوند.