ماهیت جنگ در دهههای اخیر تغییر کرده است. اگر در گذشته بخش قابل توجهی از تهدیدات نظامی از طریق مرزهای زمینی و با حضور مستقیم نیروهای مهاجم شکل میگرفت، امروز مفهوم «جنگ دورایستا» به یکی از واقعیتهای اصلی میدان نبرد تبدیل شده است.
در این مدل، مهاجم میتواند بدون ورود مستقیم به حریم سرزمینی کشور هدف، از فاصلهای قابل توجه اقدام به شلیک موشک، اعزام پهپاد، استفاده از جنگندهها یا اجرای عملیات ترکیبی کند. در کنار آن، جنگ الکترونیک، حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی و جنگ شناختی نیز میتوانند همزمان با حمله نظامی، زیرساختهای دفاعی و اجتماعی یک کشور را هدف قرار دهند.
بنابراین، تعریف امنیت هوایی نیز دیگر نمیتواند محدود به استقرار چند سامانه موشکی در نقاط مشخص باشد. پدافند مؤثر باید یک شبکه چندلایه و یکپارچه باشد که بتواند تهدید را در کوتاهترین زمان شناسایی، رهگیری و در صورت ضرورت منهدم کند.
تجربه جنگهای اخیر؛ پدافند در خط مقدم
بر اساس اظهارات فرماندهان نظامی، پدافند هوایی در درگیریهای اخیر یکی از اصلیترین خطوط دفاعی کشور بوده است. سامانههایی همچون «باور ۳۷۳»، «سوم خرداد»، «۱۵ خرداد» و «آرمان» در کنار ظرفیتهای موشکی، پهپادی و راداری نیروهای مسلح، بخشی از ساختار دفاع هوایی کشور را تشکیل دادهاند.
امیر سرتیپ دوم محمد صادقیان، معاون هماهنگکننده نیروی پدافند هوایی ارتش، از تغییرات انجامشده در سامانههای پدافندی متناسب با نوع تهدید در جریان درگیریهای اخیر خبر داده و گفته است نرمافزارها تغییر کرده، جانماییهای جدید انجام شده و طراحیهای تازهای صورت گرفته است.
این نکته از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد: پدافند هوایی نمیتواند یک سامانه ثابت و ایستا باشد. دشمن تاکتیک خود را تغییر میدهد و پدافند نیز باید همزمان با تغییر تهدید، در حوزه نرمافزار، شبکه فرماندهی، استقرار سامانهها، کشف اهداف و شیوه درگیری بهروز شود.
به گفته امیر سرتیپ اکرمینیا، سخنگوی ارتش، پدافند هوایی در جریان جنگهای اخیر در کنار فرماندهی پدافند هوایی نیروی هوافضای سپاه، موفق به ساقط کردن بیش از ۱۷۰ فروند هواگرد دشمن شده است؛ آماری که البته در چارچوب اظهارات رسمی نیروهای مسلح باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
از سوی دیگر، شهادت ۱۵۸ نفر از نیروهای پدافند هوایی در سه مقطع مورد اشاره فرماندهان نظامی، نشان میدهد که این نیرو در خط مقدم مقابله با تهدیدات هوایی قرار داشته است.
قدرت پدافندی فقط موشک نیست

یکی از خطاهای رایج در تحلیل قدرت پدافندی، تقلیل آن به تعداد موشکها یا سامانههای رهگیری است. پدافند هوایی در واقع یک زنجیره پیچیده از رادار، شبکه ارتباطی، فرماندهی و کنترل، جنگ الکترونیک، نرمافزار، اطلاعات، نیروی انسانی و تسلیحات است.
اگر یکی از این حلقهها دچار ضعف جدی باشد، عملکرد کل شبکه تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل تأکید فرماندهان ارتش و ستاد کل نیروهای مسلح بر «توان رزم الکترونیک و سایبری» پدافند را باید فراتر از یک موضوع فنی دید. جنگ آینده بیش از گذشته جنگ بر سر «اطلاعات» است؛ اینکه چه کسی زودتر تهدید را کشف میکند، آن را دقیقتر شناسایی میکند و سریعتر تصمیم میگیرد.
در چنین میدانی، حتی پیشرفتهترین موشک رهگیر نیز بدون شبکه کشف و فرماندهی کارآمد، ظرفیت واقعی خود را نشان نخواهد داد.
یکپارچگی؛ حلقه مفقوده یا نقطه قوت؟
فرمانده مرکز آموزشهای تخصصی پدافند هوایی ارتش، تهدیدات امروز را مجموعهای از پهپادهای کوچک و کمهزینه تا موشکهای کروز و بالستیک توصیف کرده است.
این تنوع تهدید، یک نتیجه روشن دارد: یک سامانه واحد نمیتواند پاسخگوی همه تهدیدات باشد.
پدافند آینده باید چندلایه باشد؛ از سامانههای کوتاهبرد برای مقابله با ریزپرندهها گرفته تا سامانههای برد متوسط و بلند برای مقابله با اهداف بزرگتر. در کنار آن، رادارهای مختلف، سامانههای جنگ الکترونیک و شبکههای فرماندهی باید در یک ساختار هماهنگ عمل کنند.
به همین دلیل چهار ویژگی برای پدافند آینده اهمیت ویژه پیدا میکند: یکپارچگی، وحدت فرماندهی، خوداتکایی و آمادگی ۲۴ ساعته.
از دفاع در مرز تا بازدارندگی در عمق

یکی از مهمترین تحولاتی که در اظهارات اخیر مسئولان نظامی دیده میشود، بحث تغییر تدریجی نگاه به مفهوم دفاع است.
سردار رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع، با اشاره به عمق تهدیدات و نوع تسلیحات دشمن، تأکید کرده است که دفاع الزاماً نمیتواند در داخل مرزهای سرزمینی تحقق پیدا کند و در برخی شرایط استفاده از تسلیحات تهاجمی بر مبنای دفاع ملی ضرورت پیدا میکند.
امیر سرتیپ اکرمینیا نیز از حرکت تدریجی دکترین نظامی کشور به سمت استفاده از «جنگ پیشدستانه» سخن گفته است.
فارغ از بحثهای حقوقی و سیاسی پیرامون این موضوع، از منظر نظامی یک واقعیت روشن است: هرچه برد و دقت تسلیحات دشمن افزایش پیدا کند، عمق دفاع نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در چنین شرایطی، پدافند هوایی بخشی از یک معماری بزرگتر بازدارندگی خواهد بود؛ معماریای که در آن توان شناسایی، رهگیری و مقابله با تهدید در کنار توان تهاجمی دوربرد قرار میگیرد.
سرمایه اصلی؛ انسان است
در میان تمام مباحث مربوط به خرید و تولید تجهیزات، یک عنصر نباید به حاشیه برود: نیروی انسانی.
پدافند هوایی مدرن به متخصصانی نیاز دارد که بتوانند سامانههای پیچیده را در شرایط جنگی مدیریت کنند، دادههای متعدد را تحلیل کنند و در کوتاهترین زمان تصمیم بگیرند.
به همین دلیل تأکید سرلشکر علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، بر تربیت نیروی انسانی و ارتقای توان رزم الکترونیک و سایبری را باید یکی از بخشهای مهم نقشه راه آینده پدافند دانست.
تجهیزات را میتوان خرید یا تولید کرد، اما ساخت نیروی انسانی متخصص زمانبر است. آموزش، تجربه میدانی، انتقال دانش و تربیت فرماندهان متخصص، بخشی از قدرت پدافندی است که نمیتوان آن را در کوتاهمدت ایجاد کرد.
بودجه دفاعی؛ هزینه یا سرمایهگذاری؟
اینجاست که موضوع بودجه دفاعی اهمیت پیدا میکند.
اگر تهدیدات تغییر کردهاند، طبیعی است که هزینه دفاع نیز نمیتواند بر اساس الگوی چند دهه قبل تعیین شود. پدافند هوایی مدرن علاوه بر موشک و رادار، به سرمایهگذاری مستمر در حوزههای هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک، ارتباطات امن، سایبر، حسگرها، سامانههای فرماندهی و کنترل و آموزش نیروی انسانی نیاز دارد.
از این منظر، افزایش بودجه دفاعی صرفاً به معنای خرید تجهیزات بیشتر نیست؛ بلکه باید به معنای سرمایهگذاری هدفمند برای ایجاد یک معماری دفاعی هوشمند و چندلایه باشد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ایران در منطقهای قرار دارد که طی سالهای اخیر شاهد افزایش تنشهای نظامی، توسعه تسلیحات پیشرفته و گسترش جنگهای نیابتی و مستقیم بوده است.
امیر دریادار حبیبالله سیاری نیز با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از تجربیات دفاع مقدس، هشدار داده است که نمیتوان تاکتیکهای جنگ هشتساله را عیناً برای جنگهای آینده به کار گرفت و آموزش و تفکر جدید باید در دستور کار قرار گیرد.
این جمله شاید یکی از مهمترین کلیدواژههای بحث باشد: تجربه گذشته باید چراغ راه آینده باشد، نه نقشه دقیق جنگ بعدی.
دولت و مأموریت تأمین امنیت
در این میان، دولت نیز با یک انتخاب مهم روبهرو است. تأمین امنیت ملی، پیششرط فعالیت اقتصادی، سرمایهگذاری و ثبات سیاسی است. از این منظر، بودجه دفاعی را نمیتوان کاملاً در قالب یک هزینه جاری نگاه کرد.
اما افزایش بودجه بهتنهایی کافی نیست. مسئله اصلی، نحوه تخصیص منابع است.
اگر قرار است پدافند هوایی بهعنوان ستون اصلی امنیت آسمان کشور تقویت شود، منابع باید به سمت فناوریهای اولویتدار، نوسازی تجهیزات، شبکهسازی سامانهها، آموزش نیروی انسانی و تحقیق و توسعه هدایت شود.
به عبارت دیگر، سؤال فقط این نیست که «چقدر بودجه دفاعی افزایش پیدا کند؟»؛ سؤال مهمتر این است که این بودجه دقیقاً کجا و با چه اولویتی هزینه شود.
پدافند آینده؛ هوشمند، شبکهای و چندلایه
تهدیدات آینده احتمالاً پیچیدهتر از گذشته خواهند بود. پهپادهای ارزانقیمت، ریزپرندهها، موشکهای کروز، موشکهای بالستیک، هواپیماهای پیشرفته و جنگ الکترونیک میتوانند همزمان در یک میدان نبرد به کار گرفته شوند.
بنابراین پدافند آینده باید از یک ساختار صرفاً موشکی فاصله بگیرد و به یک شبکه دفاعی چندلایه تبدیل شود.
در این معماری، رادارها چشم پدافند، شبکه فرماندهی مغز آن، جنگ الکترونیک یکی از ابزارهای اخلال و تسلیحات رهگیر بازوی مقابله خواهند بود. پهپادها نیز میتوانند در حوزههای شناسایی، مراقبت و در برخی مأموریتها عملیات رزمی، مکمل این ساختار باشند.
دیوار بلند امنیت
تجربه درگیریهای اخیر یک پیام مهم برای سیاستگذار ایرانی دارد: آسمان کشور دیگر صرفاً با چند سامانه دفاعی محافظت نمیشود. امنیت هوایی نیازمند یک اکوسیستم دفاعی است که از نیروی انسانی و آموزش آغاز شود و تا فناوری، تولید داخلی، شبکه فرماندهی، جنگ الکترونیک، سایبر، رادار، موشک و پهپاد امتداد پیدا کند.
پدافند هوایی در چنین ساختاری فقط یک نیروی نظامی نیست؛ بخشی از معماری بازدارندگی ملی است.
از همین رو، اگر قرار است راهبرد دفاعی کشور متناسب با تهدیدات جدید تغییر کند، این تغییر باید همزمان در سه حوزه اتفاق بیفتد: فناوری، نیروی انسانی و منابع مالی.
ایران برای مواجهه با جنگهای آینده بیش از آنکه به تکرار الگوهای گذشته نیاز داشته باشد، به یک پدافند هوشمند، شبکهای، متحرک، چندلایه و بهروز نیاز دارد؛ پدافندی که بتواند تهدید را پیش از رسیدن به نقطه آسیبپذیر کشور شناسایی کند و در چارچوب راهبرد بازدارندگی، هزینه تجاوز را برای مهاجم افزایش دهد.
در نهایت، قدرت پدافندی زمانی به بازدارندگی واقعی تبدیل میشود که دشمن نه فقط توان دفاع کشور، بلکه توان واکنش، سرعت تصمیمگیری و ظرفیت بازسازی آن پس از نخستین ضربه را نیز در محاسبات خود وارد کند.