«آصف علی خان دُرانی» طی یادداشتی با عنوان 'پایگاههای آمریکا مانع موشکها نشدند' نوشت که دولت ترامپ پس از شکست در دستیابی به یک نتیجه سیاسی قاطع از طریق اقدام نظامی، به چیزی که آن را کمپین تشدید فشار اقتصادی مینامد، روی آورده است.
وی افزود: هدف روشن است: منزوی کردن ایران از اقتصاد جهانی با هدف قرار دادن نه تنها تهران بلکه کشورها، بانکها، شرکتهای کشتیرانی و شبکههای تجاری که همچنان با آن تجارت میکنند.
نماینده ویژه سابق پاکستان در امور افغانستان با اذعان به قمار کشورهای عرب منطقه درباره امنیت خود و وابستگی بیهوده به توانمندیهای نظامی آمریکا اظهار داشت: دلایل کمی وجود دارد که باور کنیم ایالات متحده قصد دارد به کشورهای خلیج فارس به خاطر فرصتهای تجاری که در حمایت از سیاست تحریمهای خود از دست میدهند، غرامت بپردازد.
سفیر سابق پاکستان در ایران گفت: اگر ایالات متحده نمیتواند به طور کامل از کشورهای خلیج فارس در برابر پیامدهای جنگی که شامل ایران میشود محافظت کند و نمیتواند ضررهای اقتصادی آنها را جبران کند، چرا امنیت منطقهای باید به شدت وابسته به یک قدرت خارجی باقی بماند؟ لذا برونسپاری امنیت منطقهای نمیتواند امنیت را فراهم کند. این درس جنگ آمریکا است.
آصف علی خان دُرانی نوشت: جمهوری اسلامی ایران بخشی از منطقه است و نمیتوان آن را از جغرافیای همسایگی خود کنار گذاشت. ایران یک کشور مهم منطقهای با خط ساحلی طولانی در خلیج فارس و کنترل مستقیم بر یک طرف تنگه هرمز است بنابراین هیچ سازوکار امنیتی پایدار برای خلیج فارس نمیتواند بدون حضور ایران به طور دائم کارآیی پیدا کند.
وی تاکید کرد: جنگ آمریکا نشان داده است که تهران میتواند این شریان مهم یعنی تنگه هرمز را کنترل کند و هزینههایی را بسیار فراتر از مرزهای خود تحمیل کند.
عضو موسسه مطالعات سیاسی اسلامآباد (IPRI) نوشت: کشورهای منطقه باید ظرفیت بازدارندگی خود را از طریق همکاری اطلاعاتی، هماهنگی نظامی، دفاع هوایی و موشکی، امنیت دریایی و همکاری دفاعی-صنعتی تقویت کنند. پیمان مکه و سایر ابتکارات منطقهای میتوانند از این امر پشتیبانی کنند.
وی افزود: ایران، عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان، عراق و کشورهای خلیج فارس به یک گفتوگوی ساختارمند با سازوکارهای پایدار برای رسیدگی به امنیت دریایی، تهدیدات موشکی، تروریسم، همکاری اقتصادی و مدیریت بحران نیاز دارند.
سفیر سابق پاکستان در تهران نوشت: وضعیت جاری در منطقه بعد اقتصادی نیز دارد. واشنگتن ممکن است در بستن یکی از دروازههای اصلی تجاری ایران موفق شود اما بازرگانان از نظر تاریخی سازگاری خود را ثابت کردهاند. مسیرها را میتوان از طریق ترکیه، عراق، عمان، پاکستان، روسیه و دریای خزر تغییر مسیر داد و کشورهای آسیای مرکزی که از طریق شبکههای حمل و نقل اوراسیا به هم متصل هستند، میتوانند بخشی از کریدورهای تجاری جایگزین شوند.
وی در پایان تاکید کرد: شناخت یک حقیقت اجتنابناپذیر است. بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران در غرب آسیا هیچ معماری امنیتی پایداری برای آن نمیتواند وجود داشته باشد.