دختر بچهای هفت، هشت ساله رو تصور کنید که توی یه محوطه، همینطور که بقیه مشغول کار خودشون هستن، چشمش به تصویر رهبر جوان انقلاب میافته. میدوه سمت عکس، میبوسدش و برمیگرده پیش مادرش.
نه دوربینی در کاره، نه تشویقی، نه جایزهای.
فقط یک رفتار ساده و از روی احساس.
همین اتفاق رو در سوی دیگه، درباره یک نوجوان عراقی هم دیدیم؛ نوجوانی که پیگیر حال و سلامتی سیدمجتبی خامنهای بود. شاید در ظاهر، اینها اتفاقهای کوچیکی به نظر برسن، اما از یه زاویه دیگه، میتونن نشوندهنده شکلگیری یک نوع ارتباط عاطفی و اعتقادی باشن.
رابطهای که الزاماً از تبلیغات گسترده رسانهای نیومده.
اتفاقاً نکته همینجاست.
درباره امام خمینی و رهبر شهید، مردم سالها چهره، رفتار، سخنان و مبارزاتشون رو دیده و شناخته بودند. اما درباره سیدمجتبی خامنهای، ما با شرایط متفاوتی روبهرو هستیم؛ شخصیتی که بخش زیادی از مردم، نه از حضور پررنگ رسانهای، بلکه بیشتر از مسیر اعتماد به یک جریان فکری و میراث انقلاب با او ارتباط برقرار کردهاند.
شاید بشه اسمش رو گذاشت؛ «اعتماد قبل از شناخت».
اما در نهایت، چیزی که میتونه این رابطه رو توضیح بده، برای خیلیها یک کلمه است: اصالت.
اینکه مردم احساس میکنن در یک چهره جدید، بخشی از همان مسیر، همان گفتمان و همان نگاه انقلابی گذشته رو میبینن.
از طرف دیگه، پیامها و نوشتههای سیدمجتبی خامنهای هم برای بخشی از جامعه اهمیت پیدا کرده؛ پیامهایی که بیشتر از هیاهوی رسانهای، روی موضوعاتی مثل وحدت اسلامی، حکمرانی، آینده انقلاب و مسائل راهبردی تمرکز دارند.
و شاید به همین دلیله که این رابطه رو نمیشه فقط با فرمولهای سیاسی و جامعهشناسی توضیح داد.
گاهی پای احساس، اعتماد و باور وسطه.
امروز، به مناسبت زادروز سیدمجتبی خامنهای، شاید مهمترین نکته همین باشه؛ اینکه یک نسل جدید، در حال ساختن تصویری تازه از رابطه خودش با رهبریه؛ رابطهای که مرزهای جغرافیایی رو هم پشت سر گذاشته و از ایران تا دیگر نقاط جهان اسلام، نشانههایی از خودش بروز داده.
زادروز آیتالله سیدمجتبی خامنهای را گرامی میداریم.