در این کنسرت، قطعاتی همچون «پیشدرآمد شوشتری»، «هستی»، «چهارمضراب اصفهان»، «باشد از لعل»، «گردآفرید»، قطعات کردی و بختیاری، «دف و خیز رستم»، «مرا ببر»، «افسانه»، «پیشدرآمد و ضربی نوا»، «وطن»، «دللرزه»، «جنگ» و «هنوز میخوانم» اجرا شدند. بخش قابل توجهی از این برنامه نیز به قطعات بیکلام اختصاص داشت؛ انتخابی که فرصت بیشتری برای شنیده شدن مهارت قمصری در تنظیم فراهم میکرد.
در ابتدای این کنسرت که استقبال قابل توجهی از آن صورت گرفته بود، قمصری در سخنانی گفت: «بدون شک در دوران خوبی به سر نمیبریم؛ زیرا کشور ما در دوران تلخی روزگار سپری میکند و هر کسی به نوعی با این تلخیها، سوگواریها، آشفتگیها، دردها و رنجها همنشین است. اما خیلی زیباست که چراغ هنر خاموش نمیشود و میتواند به عنوان همدم و روشنگر در کشوری که هزاران سال توانسته نفس بکشد و نفس بدهد باقی بماند.
امشب نمیخواهیم شما را شاد و یا غمگین کنیم، و یا اشک در چشمان شما ایجاد کنیم، بلکه میخواهیم همدم شما باشیم و به زبان موسیقی با شما صحبت کنیم و حرف دلمان را بزنیم.»
یکی از مهمترین ویژگیهای «آنچه نگذشت»، ترکیبسازی متنوع آن بود که عمدتا ساز تار در راس صدایی آن قرار میگرفت. البته گاهی صدای تار بهتنهایی از ظرفیت کافی برای پیش بردن قطعه برخوردار بود و اضافه شدن سازهای دیگر، احتمالا برای برخی بیش از آنکه به تجربه بهتری بیانجامد، موجب ایجاد شلوغی صوتی میشد.
همچنین گاهی همراهی ویولن با سازهای ایرانی گویی چندان کمک شاخصی به اثر نمیکرد و حضور آن تفاوت خاصی ایجاد نمیکرد. البته شاید این تنوع، در امتداد تجربههای پیشین او، نشاندهنده علاقهاش به تجربه ظرفیتهای تازه سازها و کنار هم قرار دادن آواهایی است که احتمالا چندان متعارف نباشند.
البته در این اجرا بخشهایی هم بود که همراهی سازهای ایرانی به خلق تجربهای جذاب ختم میشدند.
اما در سوی دیگر، کیفیت صدادهی یکی از نقاط ضعف محسوس اجرا بود. در بخشهایی صدای تار و بهویژه سازهای کوبهای بیش از اندازه برجسته میشد و توازن میان سازها از دست میرفت. این مسئله در قطعات با ریتم تند، شدیدتر به چشم میآمد؛ جایی که حجم صدا نهتنها جزئیات موسیقی را میپوشاند، بلکه گاه شنیدن دقیق ترکیب سازها را دشوار میکرد. به این ترتیب، بخشی از آنچه قرار بود حاصل تنوع و تجربه در صدا باشد، تحت تأثیر نامتوازن بودن صدادهی قرار میگرفت.
با این حال، نمیتوان از خلاقیت قمصری در طراحی ترکیبهای سازی چشم پوشید. تغییر آرایش سازها از قطعهای به قطعه دیگر، به اجرا امکان میداد که در طول برنامه از یک الگوی صوتی ثابت فاصله بگیرد.
استفاده از ظرفیت صدای چند خواننده زن و همخوانی خود قمصری با آنها نیز یکی دیگر از انتخابهای قابل توجه این اجرا بود. این بخش بسته به محدودیتهای موسیقی، انتخاب قابل توجهی بود.
«آنچه نگذشت» در نهایت برای مخاطبی که به موسیقی سازی و نوای سازهای ایرانی علاقه دارد، تجربهای است که میتواند بیش از یک اجرای صرفاً سرگرمکننده باشد؛ اجرایی برای شنیدن دوباره قطعات آشنا، اینبار از زاویهای متفاوت و با ترکیبی متغیر از صداها.