شکست تحریم‌های آمریکا و شتاب دلارزدایی جهانی

وزیر خزانه‌داری آمریکا دوشنبه شب در نشستی خبری از دور تازه تحریم‌های آمریکا علیه ایران با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» رونمایی کرد. ابزار فشار بر کشورهای جهان برای قطع روابط اقتصادی با ایران، در گذشته بارها توسط آمریکا آزموده‌شده، اما استفاده طولانی مدت از این ابزار باعث کند شدن تیغه‌های آن و بی‌میلی تدریجی کشورهای جهان برای تبعیت از آن شده‌است.

شکست تحریم‌های آمریکا و شتاب دلارزدایی جهانی
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، دوشنبه شب در نشستی خبری از کارزار جدید تحریم و فشار اقتصادی علیه ایران رونمایی کرد. به گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا این کارزار با هدف قطع کردن همه شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران طراحی شده‌است و قرار است به صورت یک برنامه چند مرحله‌ای تمامی کشورهایی را که روابط اقتصادی و تجاری با ایران دارند یا به تأمین مالی یا تجارت ایران کمک می‌کنند «از سیستم دلار آمریکا حذف خواهند شد» و کشورهایی که به این کارزار تحریمی نپیوندند، «در انزوای تهران سهیم خواهند شد.»

به گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا هدف از این کارزار این است که «تهران کاملاً تنها بماند.» اما نخستین واکنش‌ها به این اقدام ایالات متحده آمریکا، پس از آنکه کشورهای جهان از پیوستن به کارزار نظامی آمریکا علیه ایران خودداری کردند، بار دیگر تنها گذاشتن آمریکا در مسیر اقدام‌های غیرقانونی و نامشروع اعمال تحریم‌های فراسرزمینی و استفاده از ابزار اقتصادی برای سیاست‌های قهری بود.

اما به نظر می‌رسد که ۸ سال پس از آغاز سیاست فشار حداکثری توسط دولت نخست دونالد ترامپ، این بار اجرای سیاست جنگ اقتصادی علیه ایران با موانع بسیاری روبرو خواهد شد. بلافاصله بعد از اعلام سیاست‌های جدید دولت آمریکا علیه کشورهایی که با ایران همکاری کنند، دولت‌هایی مانند چین و قطر، بر یکجانبه بودن این تحریم‌ها تاکید کردند.

دولت‌های متحد غربی آمریکا که در گذشته هم‌سو با واشنگتن از سیاست‌های تحریمی برای رسیدن به اهداف مشترک استقبال می‌کردند، در مقابل اعلام این کارزار جدید سکوت را برگزیدند.

در عین حال با استفاده بیش از اندازه از ابزار تحریم و استفاده از اهرم اقتصادی برای سیاست‌های قهری، کشورهای جهان روز به روز بیشتر به سمت ابزارهای جایگزین به جای نظام مالی مبتنی بر دلار حرکت می‌کنند.

این بار به نظر می‌رسد که سیاست «طرد اقتصادی» ایران از سوی واشنگتن، به مسیری برای انزوای روزافزون آمریکا تبدیل شود.

نگرانی از فروپاشی سیستم مالی مبتنی بر دلار

به اعتقاد تحلیل‌گران حتی بیانیه آمریکا هم به دلیل نگرانی از انزوای ناشی از سوءمصرف تحریم، محتاطانه و محافظه‌کارانه بود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در کنفرانس خبری خود در پاسخ به پرسش‌ها پیرامون علل مهلت دادن و عدم اجرای لحظه‌ای تحریم‌های ثانویه گفت: «چرا باید کاری کنم که سیستم مالی جهانی منفجر شود؟ ما بر این باوریم که باید انتظارات را تنظیم کرده و به دیگران مهلت اصلاح رفتار بدهیم.»

آدام وینستین، پژوهشگر اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، در تحلیلی برای نشریه فارن پالیسی به این پاسخ وزیر خزانه‌داری آمریکا استناد می‌کند و می‌نویسد: «اعلام این تحریم‌ها همان‌قدر که لحنی تهاجمی داشت، مبهم بود. نشست خبری اسکات بی‌سنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نشان داد که اعمال فوری و کامل این تحریم‌ها کل سیستم مالی جهانی را منفجر خواهد کرد. وقتی دولت ترامپ اکنون حاضر به پذیرش چنین هزینه‌ای نیست، چرا باید در آینده باشد؟ و اگر نباشد، وقتی طرف‌های ثالث همکاری نکنند چه خواهد کرد؟»

این تحلیل‌گر آمریکایی ادامه داد: «اصرار بر محاصره و طرد اقتصادی تنها به دور باطلی از منازعه دامن می‌زند. تا زمانی که واشنگتن دشمنان خود را مستحق نابودی یا تسلیم مطلق بداند و نه طرفی برای دیپلماسی واقع‌بینانه، استراتژی‌هایش یکی پس از دیگری با شکست مواجه خواهند شد.»

واکنش‌های بلافاصله رقبا و متحدان

به تدریج روشن‌تر می‌شود که برخلاف محاسبات واشنگتن، جامعه بین‌المللی و قدرت‌های نوظهور حاضر نیستند منافع ملی و ثبات اقتصادی خود را فدای سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا کنند. واکنش‌های رسمی دیپلماتیک از سوی بازیگران منطقه‌ای و جهانی گویای شکست مجدد و این بار بزرگ‌تر برای اجماع‌سازی علیه ایران است.

ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، در واکنش به فشارهای جدید آمریکا تصریح کرد: «این تحریم‌ها یک‌جانبه هستند. نه تحریم‌های سازمان ملل متحد هستند و نه حتی تحریم‌های چندجانبه. بنابراین، این پرسش که تکالیف بعدی چیست را باید از کسانی پرسید که تصمیم به اعمال این تحریم‌ها گرفته‌اند. اولویت ما همواره دست‌یابی به راهکاری از طریق گفت‌وگو بوده است و از تمامی طرف‌ها می‌خواهیم به‌طور کامل به مسیر مذاکرات بازگردند.»

از سوی دیگر، پکن به عنوان اصلی‌ترین شریک اقتصادی تهران، قاطعانه خط قرمزهای خود را ترسیم کرده است. لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، در نشست خبری روزانه خود تأکید کرد: «جنگ اقتصادی و فشار حداکثری هیچ کمکی به حل مسئله نخواهد کرد؛ این دست اقدامات تنها به تشدید تنش‌ها و منازعات دامن زده و خطر سرایت بحران را افزایش می‌دهد... همکاری چین با ایران همواره در چارچوب قوانین بین‌المللی انجام شده و نباید مختل یا تضعیف شود. چین از نزدیک تحولات را دنبال می‌کند و تمامی تدابیر لازم را برای دفاع قاطعانه از حقوق و منافع مشروع خود اتخاذ خواهد کرد.»

وانگ دونگ، استاد دانشگاه پکن، در گفت‌وگو با روزنامه فایننشیال تایمز هشدار داد: «باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا آمریکا صرفاً بلوف می‌زند یا واقعاً به دنبال اعمال تحریم‌های ثانویه علیه چین است. اگر دست به چنین کاری بزنند، چین قطعاً و تمام‌قد از منافع ملی خود دفاع خواهد کرد؛ همان‌طور که در دور اول تحریم‌ها در سال گذشته نیز این کار را انجام دادیم.»

سکوت معنادار متحدان غربی

سکوت گسترده در میان متحدان غربی آمریکا نیز نشانه‌ای مشخص از تنهایی آمریکا در این مسیر است. چرا که متحدان آمریکا دریافته‌اند که واشنگتن از زمان آغاز تجاوز نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران، هیچ هدف مشخصی را که بتوان به عنوان هدف مشترک متحدان غربی از آن یاد کرد، دنبال نمی‌کند. آمریکا نتوانست در طول جنگ اخیر هیچ یک از متحدانش را متقاعد کند که این جنگ و پیامدهای آن نتیجه یک راهبرد کارآمد برای رسیدن به یک هدف عالیه برای متحدان غربی است.

همین امر بود که باعث شد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بارها متحدان غربی را در ناتو و خارج از آن به دلیل همکاری نکردن در جنگ علیه ایران سرزنش کند. این متحدان این بار نیز پس از بیانیه وزیر خزانه‌داری حاضر به حمایت از کارزار آمریکا نشدند. چرا که به نظر می‌رسد این اقدام را صرفاً ابزاری برای نشان دادن قدرت و خشونت عریان آمریکا می‌بینند و نه ابزاری برای رسیدن به یک هدف مشخص در چارچوب منافع مشترک غرب.

اندرو لئونارد، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و پژوهشگر ارشد امور دفاعی، در پایگاه تحلیلی ریسپانسیبل استیت‌کرفت اشاره می‌کند که اقدام‌های آمریکا ناشی از سردرگمی و فقدان استراتژی خروج از جنگ است و می‌نویسد: «طبق دکترین‌های بازدارندگی، اعمال فشار تنها زمانی کارساز است که امکان یک معامله و توافق سیاسی وجود داشته باشد؛ اما وقتی فشار بدون افق یک توافق سیاسی واقعی اعمال می‌شود، تنها چیزی که باقی می‌ماند زور عریان است.»

این تحلیل‌گر مسائل دفاعی معتقد است: «در این تقابل، هر دو طرف ادعای کنترل یا حتی مالکیت بر تنگه هرمز را دارند و نیروهای آمریکایی بدون هیچ افق و پایان مشخصی در منطقه سرگردان مانده‌اند. واشنگتن بار دیگر وارد معرکه‌ای شده که هیچ استراتژی خروجی برای آن ندارد.»

این نگرانی در میان متحدان آمریکا وجود دارد که اقدام جدید آمریکا نه تنها راهی برای پایان جنگ باز نکند، بلکه مجدداً به چرخه درگیری‌های نظامی دامن بزند.

تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی، در یادداشتی نوشت: «تاریخ نشان داده ایران هرگاه میان دو گزینه "تسلیم" یا "تنش‌افزایی" قرار گیرد، قطعاً تنش‌افزایی و پاسخ متقابل را انتخاب خواهد کرد. اگر کاخ سفید فکر کند فشار اقتصادی ایران را مجبور به تسلیم می‌کند، تنها به دور جدیدی از جنگ و ناامنی شدیدتر در منطقه دامن خواهد زد.»

در عین حال استمرار انسداد تنگه هرمز به دلیل ناامنی‌های ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، باعث فشار بر اقتصاد بسیاری از کشورهای متحد آمریکا شده‌است. امروز که آمریکا به همکاری این کشورها برای اجرای سیاست جنگ اقتصادی نیاز دارد، بسیاری از آنها توقع دارند که استراتژی خروج آمریکا از این وضعیت را بدانند.

نیت سوانسون، عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا و پژوهشگر ارشد اندیشکده شورای آتلانتیک، در یادداشتی تحلیلی برای نشریه فارن افرز نوشت: «عملیات فشار اقتصادی آمریکا به شکلی که طراحی شده، پیش از آنکه تهدیدی واقعی برای اقتصاد ایران باشد، اعتبار و جایگاه خود ایالات متحده را به مخاطره انداخته است.»

این مقام پیشین آمریکایی و عضو هیئت مذاکره‌کننده دولت ترامپ با ایران نوشت: «واشنگتن دیگر نمی‌تواند مانند گذشته از ابزار تحریم به‌عنوان یک ابزار چانه‌زنی استفاده کند؛ زیرا ایران با در اختیار داشتن کلید تنگه هرمز، توانایی چشمگیری برای تحمیل هزینه‌های متقابل به آمریکا و متحدانش پیدا کرده است.»

سوانسون تأکید می‌کند: «۴۷ سال اولویت دادن به ابزار فشار، در نهایت به جنگی پرهزینه و محاصره‌ای بی‌نتیجه ختم شده که محدودیت‌های شدید قدرت آمریکا را برملا کرده است. ابزار فشار اقتصادی که زمانی قرار بود ایران را به پای میز معامله بکشاند، اکنون کارایی خود را از دست داده و هیچ دولتی در آینده در واشنگتن نمی‌تواند به کتابچه راهنمای قدیمی آمریکا در قبال ایران بازگردد.»

معماری جدید مالی برای اجتناب از دلار و تحریم

بزرگ‌ترین پیامد ناخواسته تحریم‌های آمریکا، بی‌اثر شدن چتر نظارتی بانک‌های آمریکایی و ایجاد سیستم‌های مالی جایگزین است. رسانه‌های آمریکایی می‌نویسند که ایران به لطف زیرساخت‌های ایجادشده توسط چین، همچنان می‌تواند بدون نگرانی از تحریم‌های مالی آمریکا فروش نفت خود را ادامه دهد.

بر اساس گزارش اخیر وال‌استریت ژورنال مسیر تسویه مالی ایران و چین، به شکل روزافزونی از نظارت آمریکا خارج می‌شود. وال استریت ژورنال نوشته‌است: ««ایران به‌طور فزاینده‌ای از سیستم مالی چین و ارز یوآن برای دور زدن تحریم‌ها و خارج شدن از زیر چتر نظارتی واشنگتن استفاده می‌کند. سلطه تاریخی دلار به آمریکا این امکان را می‌داد که از طریق بانک‌های تسویه‌کننده خود، مراودات مالی جهانی را رصد یا مسدود کند؛ اما استفاده از زیرساخت‌های مالی چین این توان نظارتی را بی‌اثر کرده است. بیش از ۹۰ درصد نفت ایران (به ارزش ده‌ها میلیارد دلار) توسط خریداران چینی با یوآن پرداخت می‌شود. این درآمدها به‌جای انتقال مستقیم، در نهادهای با هدف ویژه (SPV) یا پروژه‌های زیرساختی و واردات قطعات متمرکز و تسویه می‌شوند.»

علیکاه چانگانی، پژوهشگر اندیشکده شورای آتلانتیک، در گفت‌وگو با وال‌استریت ژورنال می‌گوید: «سال‌ها بود که بسیاری از کشورها خواهان جایگزینی برای سیستم دلار بودند. زمینه‌سازی‌های چندساله چین اکنون این امکان را فراهم کرده تا فناوری‌ها و سیستم‌هایی مانند CIPS در مقیاس وسیع به‌کار گرفته شوند و گزینه‌های جایگزین دلار، عملیاتی و واقعی شوند.»

این تغییرات زیرساختی، شکلی نوینی از مبادلات را پدید آورده است. پارک هیون، عضو هیئت تحریریه نشریه هانکیوره کره جنوبی، با اشاره به شکل‌گیری «پترویوآن» می‌نویسد: «مجموع صادرات نفتی ایران و روسیه به چین که بخش اعظم آن با یوآن تسویه می‌شود، به مرز ۱۰ میلیارد دلار رسیده است. این وضعیت رسماً به معنای تولد پترویوآن است. برخلاف پترودلار دهه ۱۹۷۰ که حاصل توافق امنیتی با عربستان بود، پترویوآن زاییده تلاش کشورها برای ایجاد یک ساختار پناهگاهی یوآن‌محور در برابر سلاح‌سازی آمریکا از دلار است. اقدام آمریکا در تحریم شرکت‌های چینی (مانند Hengli Petrochemical) نه تنها مانع خرید نفت ایران نشد، بلکه چین را مجبور کرد برای نخستین‌بار قانون ضدتحریم‌های خارجی خود را فعال کرده و مبادلات را کلاً به یوآن منتقل کند.»

قدرت آمریکا در دام اعتیاد به تحریم

استفاده بی‌رویه از تحریم‌های اقتصادی، این ابزار را از یک سلاح کارآمد به عاملی برای تسریع «دلارزدایی» و زوال اقتدار اقتصادی آمریکا تبدیل کرده است.

مایکل هریسون در مقاله‌ای تحلیلی برای پایگاه فارن پالیسی این‌فوکوس (Foreign Policy In Focus) ابعاد این فروپاشی را این‌گونه تصویر می‌کند: «سلاح تحریم واشنگتن - که زمانی ابزاری کم‌هزینه و کارآمدتر از دیپلماسی و جنگ تلقی می‌شد - به دلیل استفاده بیش از حد و نداشتن استراتژی خروج، در حال فروپاشی است. جهش فهرست تحریمی خزانه‌داری آمریکا از هزار مورد در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۲۰ هزار مورد در سال جاری، کشورهای جهان را مجبور کرده تا راه‌های دور زدن دلار را توسعه دهند. تهدیدات تعرفه‌ای آمریکا نظام مالی بر پایه دلار را از یک انتخاب اقتصادی به یک آزمون وفاداری سیاسی تبدیل کرده و انگیزه‌ای مضاعف به قدرت‌های نوظهور برای ایجاد نظام مالی چندقطبی می‌دهد.»

این نقد ساختاری مورد تایید برجسته‌ترین اقتصاددانان جهان نیز قرار گرفته است. پول کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، در یادداشتی با عنوان «تحقیر دلار زمانی قادر مطلق» نوشت: «برتری دلار، که ابزار عالی در جعبه‌ابزار قدرت جهانی آمریکا بود، به شدت به دلیل ظهور سیستم‌های پرداخت جایگزین آسیب دیده است؛ روندی که جنگ و بحران در قبال ایران سرعت مضاعفی به آن بخشید. ابزار غیرنظامی آمریکا برای اعمال فشار بر رقبا، اکنون به شدت تضعیف شده است.»

در نهایت، باری آیشنگرین، استاد دانشگاه برکلی و برجسته‌ترین متخصص مالی بین‌المللی، در کتاب خود «پول بدون مرز» هشدار می‌دهد که قدرت مالی آمریکا وارد چرخه افول شده است: «جایگاه ارز ذخیره جهانی یک جایگاه ابدی نیست و تاریخ نشان‌دهنده چرخه حیات و زوال برای این ارزها است. موقعیت ارز بین‌المللی مانند ثروت منابع طبیعی است؛ می‌توان آن را مانند گاز نروژ به درستی مدیریت کرد یا مانند نفت ونزوئلا به بیراهه کشاند و به یک نفرین تبدیل کرد.»

عملیات «طرد اقتصادی» یا D-Day آمریکا علیه ایران، بیش از آنکه شریان‌های اقتصادی تهران را قطع کند، ناکارآمدی کتابچه راهنمای قدیمی واشنگتن را نشان خواهد داد. هر چند تشدید فشار اقتصادی به مردم ایران آسیب وارد می‌کند و مبادلات تهران را با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهد کرد، اما ادامه این مسیر، تنها به انزوای بیشتر دلار در اقتصاد جهانی و پناه بردن روزافزون کشورهای جهان به نظام چندقطبی و همکاری‌های خارج از کنترل یا نظارت آمریکا منجر خواهد شد.

منبع: ایرنا‌
اخبار مرتبط
ارسال نظر