صفحه سیاست بررسی می‌کند:

چگونه تحریم و جنگ به موتور خودکفایی دفاعی ایران تبدیل شد؟

روز صنایع دفاعی فقط فرصتی برای مرور فهرست تجهیزات و تسلیحات تولیدشده در ایران نیست؛ این روز را می‌توان نقطه‌ای برای بازخوانی مسیری دانست که صنعت دفاعی کشور طی چند دهه، از وابستگی به واردات و قطعات خارجی به سمت طراحی، تولید و توسعه بومی طی کرده است. جنگ تحمیلی، تحریم‌های طولانی‌مدت و درگیری‌های مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا و اسرائیل، هر یک بخشی از نیازهای دفاعی ایران را آشکار کردند و در مقابل، ضرورت ایجاد ظرفیت‌های مستقل در حوزه موشکی، پهپادی، پدافندی، دریایی و زمینی را افزایش دادند. با این حال، ارزیابی این مسیر نیازمند تفکیک میان «توان تولید داخلی»، «توان عملیاتی» و «میزان اثربخشی واقعی در میدان» است.

چگونه تحریم و جنگ به موتور خودکفایی دفاعی ایران تبدیل شد؟
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

پس از انقلاب اسلامی، قطع بسیاری از ارتباطات نظامی ایران با غرب، هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی، کشور را با یک مسئله جدی مواجه کرد: چگونه باید تجهیزات نظامی موجود را حفظ، تعمیر و در نهایت جایگزین کرد؟
در همین شرایط، مجموعه‌هایی در وزارت دفاع و سازمان‌های جهاد خودکفایی ارتش و سپاه شکل گرفتند و توسعه پیدا کردند. تجربه هشت سال جنگ، نیاز فوری به قطعات و تجهیزات و محدودیت دسترسی به بازارهای خارجی، مهندسی معکوس و تولید داخلی را از یک انتخاب به یک ضرورت تبدیل کرد.
به تدریج این روند از تعمیر و بازتولید تجهیزات موجود عبور کرد و به سمت طراحی سامانه‌های جدید رفت. به همین دلیل، نقطه مهم در تاریخ صنایع دفاعی ایران را نباید صرفاً در تعداد سلاح‌های تولیدشده جست‌وجو کرد؛ بلکه ایجاد زنجیره‌ای از طراحی، تولید، آزمایش، نگهداری و ارتقای تجهیزات، بخش مهم‌تری از این تحول است.

موشک؛ ستون اصلی راهبرد بازدارندگی ایران
در میان حوزه‌های مختلف دفاعی، برنامه موشکی احتمالاً مهم‌ترین نماد تغییر رویکرد ایران است. تهران به جای تلاش برای رقابت مستقیم با قدرت‌های نظامی بزرگ در همه حوزه‌ها، بخش قابل توجهی از منابع و توان مهندسی خود را به سمت موشک‌های بالستیک و کروز، سامانه‌های پرتاب و فناوری‌های مرتبط هدایت کرد.
خانواده موشک‌های شهاب، قدر، سجیل، خرمشهر و دیگر سامانه‌های موشکی، حاصل چند دهه توسعه این مسیر هستند. اهمیت این برنامه تنها به برد موشک‌ها محدود نمی‌شود؛ دقت، قابلیت بقا، تنوع سامانه‌ها و امکان استفاده در سناریوهای مختلف، از عناصر مهم راهبرد موشکی ایران محسوب می‌شوند.
در واقع، فلسفه این راهبرد آن است که در شرایطی که ایران در برخی حوزه‌های تسلیحاتی با محدودیت دسترسی مواجه است، بتواند هزینه هرگونه حمله احتمالی را برای طرف مقابل افزایش دهد.
پهپادها؛ انتخاب یک فناوری کم‌هزینه و اثرگذار
مسیر توسعه پهپادها نیز نمونه دیگری از همین رویکرد است. ایران به جای رقابت پرهزینه برای دستیابی به ناوگان بزرگ جنگنده‌های مدرن، سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی پهپادهای شناسایی، رزمی و انتحاری انجام داد.
خانواده‌های شاهد، مهاجر و ابابیل در طول سال‌های گذشته به بخش مهمی از توان پهپادی ایران تبدیل شده‌اند. تجربه استفاده از پهپادها در میدان‌های مختلف نیز به توسعه نسل‌های جدیدتر کمک کرده است.
اهمیت پهپاد برای راهبرد دفاعی ایران در ترکیب سه ویژگی است: هزینه نسبتاً پایین، امکان تولید در تعداد بالا و قابلیت استفاده برای مأموریت‌های متنوع. همین ویژگی‌ها باعث شده پهپاد به یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ‌های مدرن و نامتقارن تبدیل شود.
دریا؛ جایی که نامتقارن بودن به مزیت تبدیل می‌شود
در حوزه دریایی نیز ایران راهبرد متفاوتی را دنبال کرده است. قایق‌های تندرو، موشک‌های ضدکشتی، مین‌های دریایی و زیردریایی‌های سبک و متوسط، بخشی از ظرفیت‌هایی هستند که برای افزایش قدرت بازدارندگی در خلیج فارس توسعه یافته‌اند.
در این حوزه، هدف الزاماً ساخت ناوگان مشابه قدرت‌های بزرگ دریایی نیست؛ بلکه ایجاد توانایی برای کنترل، تهدید و افزایش هزینه عملیات دریایی دشمن در محیط جغرافیایی منطقه است.
این نگاه نامتقارن، یکی از ویژگی‌های اصلی دکترین دفاعی ایران در چند دهه گذشته بوده است.
از سلاح انفرادی تا زرهی و پدافند هوایی
خودکفایی دفاعی ایران به موشک و پهپاد محدود نمانده است. در حوزه رزم زمینی نیز تولید انواع سلاح‌های انفرادی، موشک‌های ضدزره و تجهیزات پشتیبانی ادامه پیدا کرده است.
در حوزه زرهی نیز پروژه‌هایی مانند تانک کرار و خانواده‌ای از خودروهای زرهی و رزمی، بخشی از تلاش برای نوسازی تجهیزات زمینی را تشکیل می‌دهند.
در حوزه هوایی، اما شرایط پیچیده‌تر است. ایران در زمینه تولید هواپیماهای آموزشی و رزمی سبک، ارتقای ناوگان موجود و توسعه پهپادها پیشرفت‌هایی داشته، اما فاصله میان ایران و قدرت‌های بزرگ در زمینه جنگنده‌های پیشرفته همچنان یکی از محدودیت‌های ساختاری صنعت دفاعی کشور است.
در مقابل، توسعه سامانه‌های پدافند هوایی مانند باور ۳۷۳ نشان می‌دهد ایران تلاش کرده بخشی از این خلأ را از طریق ایجاد یک شبکه دفاع هوایی چندلایه جبران کند.
جنگ؛ آزمایشگاه واقعی توان دفاعی
یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش صنعت دفاعی، عبور تجهیزات از مرحله آزمایشگاهی و ورود آنها به میدان واقعی است.
حمله موشکی ایران به پایگاه عین‌الاسد در سال ۲۰۲۰، یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها بود. این عملیات نشان داد ایران قادر است یک حمله موشکی بالستیک علیه یک پایگاه نظامی مجهز آمریکا انجام دهد و توانایی‌های موشکی خود را در شرایط واقعی به کار گیرد.
عملیات‌های «وعده صادق» نیز مرحله دیگری از این روند بود. استفاده هم‌زمان از پهپادها و موشک‌ها و تلاش برای عبور از یک شبکه دفاع هوایی چندلایه، تجربه‌ای متفاوت برای ارزیابی توان تهاجمی ایران ایجاد کرد.
در جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ نیز استفاده گسترده از موشک‌ها و پهپادها، بار دیگر نقش فناوری‌های بومی در راهبرد پاسخ ایران را برجسته کرد. البته درباره میزان خسارات، تعداد دقیق موشک‌های عبوری از سامانه‌های دفاعی و نتایج عملیاتی این حملات، روایت‌های متفاوتی از سوی طرف‌های درگیر و منابع مختلف منتشر شده و نمی‌توان همه ادعاها را بدون راستی‌آزمایی مستقل قطعی تلقی کرد.
تحریم؛ مانع یا محرک؟
یکی از پرسش‌های اساسی درباره صنایع دفاعی ایران این است که تحریم‌ها تا چه اندازه عامل پیشرفت و تا چه اندازه عامل محدودیت بوده‌اند؟
پاسخ را نمی‌توان یک‌طرفه دانست. تحریم بدون تردید دسترسی ایران به برخی فناوری‌ها، قطعات و تجهیزات پیشرفته را دشوار کرده و در برخی حوزه‌ها هزینه توسعه را افزایش داده است. اما همین محدودیت، در حوزه‌هایی مانند موشکی، پهپادی و برخی سامانه‌های پدافندی، انگیزه ایجاد ظرفیت داخلی را افزایش داده است.
در واقع، ایران در حوزه‌هایی موفق‌تر بوده که امکان جایگزینی فناوری وارداتی با راه‌حل‌های بومی یا نامتقارن وجود داشته است. این همان نقطه‌ای است که تجربه جنگ و تحریم به یکدیگر پیوند می‌خورند.
نقطه قوت ایران؛ انتخاب میدان رقابت
شاید مهم‌ترین درس صنعت دفاعی ایران این باشد که تهران تلاش نکرد در همه حوزه‌ها با آمریکا، اسرائیل یا کشورهای اروپایی با یک مدل مشابه رقابت کند. ایران در حوزه‌هایی مانند موشک، پهپاد، جنگ الکترونیک، پدافند و جنگ دریایی نامتقارن، سرمایه‌گذاری بیشتری انجام داده است؛ حوزه‌هایی که می‌توانند با هزینه کمتر، اثر بازدارنده بیشتری ایجاد کنند. این انتخاب، در واقع بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر است: تبدیل محدودیت منابع و فناوری به مزیت در حوزه‌هایی که برای طرف مقابل هزینه‌بر هستند.
جنگ‌های اخیر و یک آزمون جدید برای صنایع دفاعی
درگیری‌های مستقیم سال‌های اخیر، از عملیات‌های موشکی علیه اسرائیل تا رویارویی‌های گسترده‌تر منطقه‌ای، یک تفاوت مهم با گذشته دارند: صنایع دفاعی دیگر صرفاً در رزمایش آزمایش نمی‌شوند و بخشی از محصولات آنها در میدان واقعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
جنگ‌های ۱۲ روزه و درگیری‌های بعدی، علاوه بر نمایش بخشی از ظرفیت موشکی و پهپادی ایران، نقاط ضعف و نیازهای جدید را نیز آشکار کرده‌اند؛ از اهمیت پدافند هوایی و جنگ الکترونیک گرفته تا ضرورت افزایش دقت، سرعت تولید، تاب‌آوری زیرساخت‌ها و تنوع سامانه‌های بدون سرنشین.
به همین دلیل، تجربه جنگ برای صنایع دفاعی فقط یک نمایش قدرت نیست؛ یک فرآیند یادگیری نیز محسوب می‌شود.
آینده صنایع دفاعی؛ از موشک و پهپاد تا هوش مصنوعی
مرحله بعدی رقابت دفاعی احتمالاً فقط به تعداد موشک‌ها یا پهپادها وابسته نخواهد بود. هوش مصنوعی، سامانه‌های خودمختار، جنگ الکترونیک، ماهواره‌ها، ارتباطات امن، پدافند چندلایه و فناوری‌های ضدپهپادی، میدان‌های جدید رقابت نظامی را شکل می‌دهند.
در چنین شرایطی، مهم‌ترین چالش برای صنایع دفاعی ایران، حفظ توان تولید داخلی و هم‌زمان ارتقای کیفیت، دقت، شبکه‌محوری و هوشمندی سامانه‌هاست.
تحلیل صفحه سیاست
روز صنایع دفاعی را می‌توان فرصتی برای بررسی یک تجربه چنددهه‌ای دانست؛ تجربه‌ای که در آن جنگ و تحریم، ایران را به سمت کاهش وابستگی خارجی و ایجاد ظرفیت‌های بومی سوق دادند. امروز موشک، پهپاد، پدافند و توان دریایی، بخش مهمی از قدرت بازدارندگی ایران را تشکیل می‌دهند.
با این حال، ارزیابی واقعی این صنعت نباید صرفاً بر پایه تعداد تجهیزات یا ادعاهای تبلیغاتی انجام شود. معیار اصلی، توان طراحی و تولید پایدار، عملکرد تجهیزات در میدان واقعی، سرعت ارتقا، تاب‌آوری زیرساخت‌ها و توان پاسخ به فناوری‌های نسل جدید است.
اگر صنایع دفاعی ایران در دهه‌های گذشته مأموریت خود را «کاهش وابستگی» تعریف کرده بودند، مأموریت مرحله بعدی باید تبدیل خودکفایی به برتری فناورانه و حفظ بازدارندگی در برابر نسل جدید تهدیدها باشد.

اخبار مرتبط
ارسال نظر