بحران را توضیح ندهید؛ برای عبور از آن اقدام کنید

در روزهایی که کشور در یکی از حساس‌ترین مقاطع اقتصادی، اجتماعی و امنیتی خود قرار گرفته، یک عبارت بیش از گذشته در سخنان مسئولان تکرار می‌شود: «شرایط سخت است». رئیس‌جمهور از کاهش درآمدها و دشواری‌های اقتصادی می‌گوید، رئیس مجلس نسبت به تبعات اجتماعی مشکلات هشدار می‌دهد و مسئولان اقتصادی نیز از محدودیت منابع و پیچیدگی کم‌سابقه شرایط سخن می‌گویند. تکرار این ادبیات از سوی سطوح مختلف حاکمیت، اگرچه می‌تواند نشانه پذیرش واقعیت‌های موجود باشد، اما یک پرسش مهم را نیز پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: پس از تشخیص بحران، برنامه عبور از آن چیست؟

بحران را توضیح ندهید؛ برای عبور از آن اقدام کنید
۰ دقیقه
صفحه سیاست-
جامعه ایران نیازی ندارد کسی مشکلات را برایش توضیح دهد. مردم بحران را در قیمت کالاهای اساسی، اجاره‌بهای مسکن، هزینه درمان، خاموشی‌ها، کمبود آب و کاهش قدرت خرید لمس می‌کنند. بنابراین پنهان کردن واقعیت نه ممکن است و نه راهگشا. اتفاقاً یکی از ضعف‌های حکمرانی در سال‌های گذشته، تأخیر در پذیرش برخی بحران‌ها و به تعویق انداختن اصلاحات بوده است؛ از ناترازی انرژی و بحران آب گرفته تا مشکلات صندوق‌های بازنشستگی، تورم و کسری بودجه. اما میان «صداقت» و «تکرار بحران» تفاوت مهمی وجود دارد. صداقت با مردم زمانی اعتماد ایجاد می‌کند که با مسئولیت‌پذیری، راه‌حل و ارائه چشم‌انداز همراه باشد. اگر مسئولان صرفاً از وخامت اوضاع سخن بگویند، اما درباره اصلاحات، تصمیم‌های جدید و مسئولیت مدیران در قبال وضعیت موجود توضیحی ارائه نکنند، نتیجه می‌تواند به جای افزایش اعتماد، تشدید اضطراب اجتماعی باشد. جامعه امروز بیش از آنکه با کمبود اطلاعات مواجه باشد، با کمبود اطمینان روبه‌روست. مردم می‌خواهند بدانند آیا ساختار تصمیم‌گیری کشور فقط توان تشخیص بحران را دارد یا از توان حل آن نیز برخوردار است.
هشدار درباره وضعیت دشوار، بخشی از مسئولیت مدیران است؛ اما مسئولیت آنها در همین نقطه پایان نمی‌یابد. واقعیت دیگر این است که همه مشکلات اقتصاد ایران را نمی‌توان به تحریم و فشار خارجی نسبت داد. تحریم‌ها و محدودیت‌های خارجی واقعیت دارند و کاهش تنش و تلاش برای رفع موانع خارجی باید در اولویت باشد، اما بخش‌هایی از مشکلات امروز نیز ریشه داخلی دارند؛ سوءمدیریت، تصمیم‌های متناقض، تأخیر در اصلاحات، بی‌انضباطی مالی، رانت و ضعف پاسخگویی از جمله عواملی هستند که هزینه بحران را افزایش داده‌اند. از همین رو، وقتی مسئولان نسبت به پیامدهای اجتماعی شرایط اقتصادی هشدار می‌دهند، افکار عمومی یک سؤال منطقی مطرح می‌کند: اگر وضعیت تا این اندازه جدی است، چرا برخورد با ناکارآمدی با همان فوریت انجام نمی‌شود؟ یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات در شرایط فعلی، عادی شدن ناکارآمدی است. نمی‌توان از بحران سخن گفت، اما مدیرانی را که عملکرد ضعیف داشته‌اند بدون تغییر جدی در جایگاه خود نگه داشت. جامعه زمانی احساس می‌کند حاکمیت بحران را جدی گرفته که آثار آن را در تصمیم‌های مدیریتی نیز ببیند؛ مدیر ناکارآمد کنار گذاشته شود، تصمیم اشتباه اصلاح شود و ترک فعل و سوءمدیریت هزینه داشته باشد.مجلس نیز در این میان مسئولیت سنگینی دارد.
در شرایطی که معیشت، اشتغال، مسکن، تورم، آب و انرژی دغدغه اصلی مردم است، انتظار می‌رود بخش قابل توجهی از ظرفیت نظارتی مجلس صرف بررسی عملکرد دستگاه‌های اجرایی، مطالبه اجرای وعده‌ها و اصلاح سیاست‌های ناکارآمد شود. ابزار نظارتی زمانی برای جامعه معنا دارد که نتیجه آن در زندگی مردم دیده شود. قوه قضاییه نیز می‌تواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد عمومی ایفا کند. برخورد با فساد، سوءمدیریت، ترک فعل و تصمیم‌هایی که هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل کرده‌اند، از مطالبات جدی جامعه است. مردم باید احساس کنند میان یک نقد رسانه‌ای و مدیریتی که با تصمیم‌های نادرست هزینه‌ای بزرگ به کشور تحمیل می‌کند، تفاوت وجود دارد و مسئولیت‌ها متناسب با آثار تصمیم‌ها سنجیده می‌شوند. در سطح کلان نیز شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی میان نهادهای تصمیم‌گیر نیاز دارد. اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی، انرژی و افکار عمومی دیگر حوزه‌هایی جدا از یکدیگر نیستند. هر تصمیم اقتصادی می‌تواند پیامد اجتماعی داشته باشد و هر پیام سیاسی می‌تواند بر بازار و انتظارات عمومی اثر بگذارد. در چنین وضعیتی، تصمیم‌های جزیره‌ای و پیام‌های متناقض هزینه بیشتری ایجاد می‌کنند. گفتار مسئولان نیز در چنین شرایطی بخشی از حکمرانی است. سخنان مقامات از سوی مردم، بازار، فعالان اقتصادی و حتی بازیگران خارجی دنبال می‌شود. بنابراین میان «هشدار دادن» و «القای بن‌بست» باید مرز روشنی وجود داشته باشد. مسئولان می‌توانند واقعیت را بگویند، اما همزمان باید نشان دهند برای مدیریت آن چه برنامه‌ای دارند و کشور از چه ظرفیت‌هایی برای عبور از شرایط دشوار برخوردار است.
در نهایت، امید را نمی‌توان با شعار ساخت. امید زمانی شکل می‌گیرد که مردم آثار تصمیم و اصلاح را در زندگی خود ببینند. وقتی مدیر ضعیف تغییر می‌کند، وقتی تصمیم اشتباه اصلاح می‌شود، وقتی فساد هزینه دارد، وقتی مجلس نظارت واقعی انجام می‌دهد و وقتی دولت درباره عملکرد خود پاسخگوست، اعتماد تقویت می‌شود.کشور امروز بیش از هر چیز به ترکیب سه عنصر نیاز دارد: صداقت، کارآمدی و پاسخگویی. حذف هر کدام از این سه، فاصله میان مردم و حاکمیت را بیشتر می‌کند.مردم از شنیدن واقعیت نمی‌ترسند؛ آنها از این می‌ترسند که واقعیت گفته شود اما هیچ اتفاقی برای تغییر آن نیفتد. شرایط فوق‌العاده، با گفتارهای پراکنده و تکرار مداوم دشواری‌ها مدیریت نمی‌شود. اکنون زمان آن است که مسئولان به جای توضیح مکرر اینکه «چقدر شرایط سخت است»، بیشتر نشان دهند برای تغییر این شرایط چه می‌کنند.
اخبار مرتبط
ارسال نظر