دنی (دنیس) سیترینوویچ، تحلیل گر اسرائیلی در یادداشتی با اشاره به رویکرد کنونی آمریکا در قبال ایران، وجود یک تناقض اساسی را در سیاست واشنگتن مورد توجه قرار داده و نوشته است: آمریکا میخواهد از ورود به یک کارزار نظامی بزرگ دیگر اجتناب کند اما راهبردی که برای دستیابی به این هدف در پیش گرفته، ممکن است خود به عاملی برای دشوارتر شدن اجتناب از تشدید دوباره درگیریهای نظامی تبدیل شود.
وی افزود: دولت آمریکا ظاهراً بر این باور است که میتواند فشار اقتصادی علیه ایران را به شکل چشمگیری افزایش دهد، از جمله از طریق اجرای تهاجمی تحریمهای ثانویه و در عین حال رویارویی با ایران را عمدتاً در حوزه اقتصادی نگه دارد. اما این فرض، هم موضع ایران و هم انگیزههای پیش روی مقامهای این کشور را به درستی در نظر نمیگیرد.
تهران به احتمال بسیار زیاد اجازه نخواهد داد تردد عادی تجاری از تنگه هرمز و خلیج فارس از سر گرفته شود. از دیدگاه ایران، هرمز موضوعی جدا از رویارویی بر سر تحریمها نیست بلکه یکی از مهمترین اهرمهای باقیمانده ایران محسوب میشود.سیترینوویچ تاکید کرد: تهران به احتمال بسیار زیاد اجازه نخواهد داد تردد عادی تجاری از تنگه هرمز و خلیج فارس از سر گرفته شود، در حالی که همزمان با تشدید فشار اقتصادی و محاصره اقتصادی مواجه باشد. از دیدگاه ایران، هرمز موضوعی جدا از رویارویی بر سر تحریمها نیست بلکه یکی از مهمترین اهرمهای باقیمانده ایران محسوب میشود.
وی ادامه داد: این وضعیت یک پویایی خطرناک ایجاد میکند. هرچه واشنگتن در اجرای تحریمهای ثانویه و محدود کردن اقتصاد ایران موفقتر عمل کند، انگیزه تهران برای استفاده از ابزارهایی که همچنان در اختیار دارد و تحمیل هزینه به آمریکا و شرکای منطقهای آن نیز افزایش خواهد یافت. از آنجا که این ابزارها بیش از پیش ماهیتی نظامی و دریایی پیدا کردهاند، موفقیت در اعمال فشار اقتصادی در واقع میتواند احتمال تشدید نظامی را افزایش دهد، نه اینکه آن را کاهش دهد.
وی تصریح کرد: مسئله این نیست که فشار اقتصادی هیچ اثری ندارد؛ این فشار به وضوح اثرگذار است. مشکل اینجاست که تصور شود درد و فشار اقتصادی الزاماً پیش از آنکه به تشدید تنش از سوی ایران منجر شود، به تسلیم این کشور خواهد انجامید.
سیترینوویچ هشدار داد: بنابراین راهبردی که بر فشار اقتصادی استوار باشد، اما در عین حال یک مسیر معتبر و قابل اتکا برای خروج دیپلماتیک از بحران فراهم نکند، این خطر را دارد که دقیقاً به همان نتیجهای منجر شود که واشنگتن میگوید میخواهد از آن اجتناب کند. فشار اقتصادی به تنهایی بعید است ایران را وادار کند شروط آمریکا را بپذیرد، اما میتواند به تدریج گزینههای پیش روی تهران را از نگاه این کشور محدودتر کرده و تشدید تنش را به گزینهای جذابتر تبدیل کند.
نویسنده در پایان تاکید کرد: تا زمانی که واشنگتن این تناقض را حل نکند، مسیر منتهی به یک رویارویی نظامی گستردهتر همچنان کوتاهتر خواهد شد. در شرایط کنونی، این خطر ممکن است از هر زمان دیگری از آغاز این درگیری بیشتر باشد.