ظرفیت تولید سالانه بیش از ۳ میلیون تن مرغ و امکان صادرات صدها هزار تن از این محصول، در حالی بهعنوان فرصتی برای حفظ تولید، جلوگیری از زیان مرغداران و ارزآوری مطرح میشود که واکنش مخاطبان به این موضوع، روایت متفاوتی از بازار مرغ دارد؛ روایتی که در آن، مسئله اصلی نه بازارهای صادراتی، بلکه کاهش قدرت خرید خانوار و نگرانی از حذف مرغ و سایر اقلام غذایی از سفره مردم است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، صنعت مرغداری ایران با اتکا به زیرساختهای موجود ظرفیت تولید بیش از نیاز داخلی را دارد و کارشناسان معتقدند در صورت استمرار سیاست صادرات، امکان عرضه صدها هزار تن مرغ به بازارهای هدف وجود دارد. در همین حال، تولیدکنندگان از مازاد تولید، افزایش هزینهها و دشواری فروش مرغ با قیمت مناسب گلایه دارند و معتقدند ممنوعیتهای مقطعی صادرات، بازارهای خارجی را از دسترس تولیدکننده ایرانی خارج میکند.
روایت مردم از گرانی و حذف اقلام غذایی
اما در بخش نظرات مخاطبان، نگاه غالب بیشتر به سمت دیگری رفته است. نخستین واکنش، تصویری از افزایش قیمت تقریبا تمام اقلام غذایی ارائه میکند: «مرغ پر ، گوشت پر ، ماهی پر ، میوه پر ، لبنیات پر ، خشکبار پر ، برنج پر ، حبوبات پر تا حتی صیفی جات پر». مخاطب دیگری نیز با اشاره مستقیم به صادرات نوشته است: «دیگه مردم مرغ هم نمی تونند بخورند فقد بلدید صادرات کنید».
برای بخشی از مردم، بحث صادرات مرغ در شرایطی که قدرت خرید کاهش یافته، با سیاستهای حمایتی مانند کالابرگ نیز گره خورده است. یکی از کاربران نوشته است: «حالا با این وضع از حدف کالابرگ هم حرف می زنید». این نگاه در کامنت دیگری نیز با صراحت بیشتری تکرار شده است: «والله اگه کالابرگ نباشه سال به سال روی مرغ گوشت را نمی بینیم».
در مقابل، برخی مخاطبان اساساً ادعای زیان تولیدکنندگان را باور ندارند. یکی از آنها نوشته است: «دامداری های مرغ دروغ می گویند من چند نفر از آنها در یک منطقه هستیم که قبل از دامداری آه در بساط نداشتند ولی الان سرمایه ای به هم زدن». کاربر دیگری نیز با لحنی انتقادی درباره اولویت صادرات در شرایط فعلی نوشته است: «خب پس دیگه همه چیز را صادر کنید تا ارز آوری بشه.ملت باد هوا میخورن.این دیگه چه فیلمیه درآوردین؟»
فشارهای معیشتی بر خانوارها
بحث افزایش احتمالی قیمت مرغ نیز در میان واکنشها مطرح شده است. یکی از کاربران نوشته است: «اصلاً ناراحت نباشید هفته دیگه قیمت مرغ را میکنند400تومان». در همین حال، مخاطبی دیگر خطاب به سیاستگذاران نوشته است: «آقایان مرغ صادر کنید ومواد غذای مرغ را از خارج وارد کنید کشاورز هم کندم جو ذرت برای کشاورز زیانبار است مکر برای کشاورزننرخ دستور لازم نیست کندم در کشور همجوار کیلو با پول ایران ۱۲۰ تومان است».
یکی دیگر از مخاطبان مستقیماً رئیسجمهور را خطاب قرار داده و نوشته است: «سلام اقای ریس جمهور بخدا مردم توان خرید مرغ ندارند قیمت مرغ درصدی پایین بیاورید بربری شده ۳۰ تومان گوشت قرمز ارزو شده». در ادامه، یکی از کاربران نیز مسئله را فراتر از مرغ دانسته و نوشته است: «گرانی خیلی فشار وارد میکند ما ملت نیاز. داریم اجناس ارزان شوند وتوان خرید بالا برود».
فشار هزینهها تنها به مرغ محدود نمانده است. یکی از مخاطبان نوشته است: «مرغ پیش کش تخم مرغ هم نمیتونن بخرن». مخاطب دیگری نیز گفته است: «مردم دیگر توان خرید لبنیات و مرغ یا حتی پنیر را ندارند.»
در چنین شرایطی، بخشی از مخاطبان معتقدند به جای تمرکز بر کنترل قیمت نهایی، باید هزینه تولید کاهش پیدا کند. یکی از آنها پرسیده است: «مگه ممکنه . خب هزینه تولید را بیار پایین». مخاطب دیگری اما با لحنی تندتر نوشته است: «خجالت نمیکشید با این بازاری که درست کردید».
انتقاد از صادرات نیز در کامنت دیگری با این عبارت مطرح شده است: «خوش به حالتون واقعا . صادر کنید؟ این شد راه حل؟» و در میان همه این گلایهها، یک مطالبه ساده نیز دیده میشود: «نان رو ارزون کنین».
یکی از طولانیترین واکنشها، فشار هزینهای خانوار را از زاویهای متفاوت روایت میکند. این مخاطب نوشته است: «یک قرص نان 250 گرمی 20 هزار تومان مردم توان خرید نان متوسط را هم ندارن، توان خرید هیچی ندارن، وقتی تعویض یک لولا درب ماشین لباسشویی برا من بدون اجرت یک میلیون تومان تمام میشه، با اجرت یک میلیون هفتصد گفت، که با چونه زدن 1300 شد، اونهم بخاطر تعمیر یک هفته پیش یخچال مون که شد 10 میلیون تومان، تعمیر برد یخچال 7 میلیون تومان تعویض المنت یخچال 3 میلیون تومان این حال روز ما».
در چنین فضایی، حتی اصل خبر صادرات برای برخی مخاطبان موضوعی قابل افتخار تلقی نمیشود. یکی از کاربران با لحنی کنایهآمیز نوشته است: «هنر کردین صادر میکنید».
در مقابل، گروهی از مخاطبان به طور مشخص روایت مطرحشده درباره زیان تولیدکنندگان را زیر سؤال بردهاند. یکی از آنها نوشته است: «لطفأ حرف الکی نزنید و دروغ نگید، هیچ تولید کننده ای در صورت ضرر تولید را ادامه نمیدهد، پس چطور تولید کنندگان مرغ با اینکه به قول شما ضرر میکنند، این همه تولید میکنند.هیچ کس ذره ای به مصرف کننده فکر نمیکند».
ابعاد کوچک شدن سبد مصرفی خانوار
اما در سوی دیگر ماجرا، برخی مخاطبان تجربه مستقیم خود از کوچک شدن سبد مصرف خانوار را مطرح کردهاند. یکی از کاربران نوشته است: «ما یک مرغ تکه تکه میکنیم برای یکماه خیلی سخته مردم دیگه خسته هستند از این گرونیم».
مخاطب دیگری نیز از شرایط زندگی خود نوشته است: «شغل من آزاد است نزدیک ۸ ماه پیش ۲ تا مرغ خریدم ، گوشت یادم نمیاد آخرین بار کی خریدم، تخم مرغ هم گران شده ، آدم بی عرضه ائی نیستم ،ولی شرمنده خانواده ۳ نفری خودم هستم ، امید به آینده هم ندارم چون هر سال بدتر میشه».
یکی دیگر از کاربران با اشاره به حذف تدریجی اقلام پروتئینی از سفره خانوار نوشته است: «مبارکه گوشت که از سفره ملت بدبخت حذف شده بود و حالا نوبت مرغ شده».
کاربر دیگری نیز با انتقاد از وضعیت بازار مرغ نوشته است: «دیگه.توان خرید حتی مرغ راهم نداریم.ویترین مرع فروشی ها یک ساعت خالی نمی شوند…کومصرف وخرید…ماشالله با این برنامه ریزی».
در ادامه، یکی از مخاطبان تصویر گستردهتری از فشار هزینههای زندگی ارائه کرده است: «مردم توان خرید هیچ چیز را ندارند چون هر چی دارند را بابت قبوض نجومی آب، برق، گاز و تلفن باید بپردازند. دیگر خوردن یک وعده نان و خیار و پنیر و گوجه فرنگی و یا نیمرو هم جزو رویاهای اکثر مردم ایران شده است. لطفا به داد مردم برسید».
اما همه انتقادها متوجه قیمت مرغ نیست. یکی از مخاطبان که خود را فعال حوزه فستفود معرفی کرده، درباره کیفیت و وزن مرغ عرضهشده نیز نوشته است: «باسلام و درود تولید سالیانه مرغ به کنار؛مرغ رتبهBرو به قیمت رتبهAمیدن به کنارو مرغ و سینه وشینسل مرغ رو 48ساعت قبل از عرضه میذارن توی وان های آب که وزن آن چند برابر شود رو چه کسی نظارت میکند من فست فود دارم چند ساله که سینه و شینسل مرغ میخرم بعد از آب پز و ریش کردن توی 20کیلو 8برخی موارد9کیلو بیشتر در نمیاد همش آب بخدا آب».
یکی دیگر از مخاطبان نیز ارتباط میان قیمت داخلی و صادرات را اینگونه توضیح داده است: «نرخ سازی ها زمینه صادرات قانونی را میسر میکند وقتی نرخ مرغ انقدر بالاست که مردم داخل کشور توان خرید ندارند معلوم است که به صادرات میرسد ما نمیتوانیم بخوریم میرسد به خارجی ها».
برای برخی خانوارها، خرید یک مرغ کامل نیز به هزینهای سنگین تبدیل شده است. یکی از کاربران نوشته است: «توان خرید مرغ را نداریم یک مرغ پولش یک میلیون میشود خودم دنده استخوان میگیر».
گلایه از فاصله درآمد و گرانی
انتقاد از سیاستهای اقتصادی و فاصله میان رشد قیمت کالاها و درآمد نیز در کامنتها ادامه دارد. یکی از مخاطبان نوشته است: «با این توجیه های بی پایه و اساسچه نتیجه ای می خواهید بگیرید؟ با این قیمت های چند برابری بار هم ناله سر میدهید که تولید کننده چنان است و چنین هست در قضیه تولید و قیمت خود رو روزانه محصولات تولیدی ایران خودرو و سایپا را سرسام آور گران میشه در صورتیکه حقوق کارگر همان اول سال درصدی افزایش پیدا میکند دیگر خبری از افزایش حقوق نیست واقعا بس است».
البته در میان واکنشها، دیدگاهی متفاوت نیز وجود دارد. یکی از کاربران با اشاره به خودروهای مورد استفاده مردم نوشته است: «چرا ندارن خیلی خوب دارن بخرن ماشالله همه خودرو میلیاردی سوار میشن سمند .پراید . پژو . دنا . تارا پس اگه نداشتن مثلربنده سوار نمیشدن».
در نهایت، کنایه به سیاست صادرات بار دیگر در یکی از کامنتها تکرار شده است: «کمکم نون خالی هم صادر کنید». و یکی از کاربران نیز با اشاره مستقیم به ادعای زیان مرغداریها نوشته است: «کلامرغ بشه کیلویی ۱میلیون تومن بازم این مرغداریها توضررن!!! کی سودمیکنن خدامیدونه…»
آنچه از مجموع این واکنشها به دست میآید، فاصله میان دو روایت در بازار مرغ است؛ در یک سو، تولیدکنندهای قرار دارد که از افزایش هزینه تولید، مازاد عرضه، کاهش نقدینگی و نبود بازار مطمئن گلایه دارد و صادرات را راهی برای حفظ تولید میداند. در سوی دیگر، مصرفکنندهای قرار گرفته که میگوید حتی اگر ظرفیت تولید بالا باشد، زمانی که قیمت مرغ از توان خرید خانوار عبور کند، افزایش تولید به تنهایی مسئله سفره را حل نمیکند.
در واقع، کامنتهای مخاطبان نشان میدهد موضوع صادرات مرغ برای افکار عمومی بیش از آنکه صرفاً یک مسئله تجاری باشد، به مسئله قدرت خرید تبدیل شده است. بخشی از مردم میپرسند اگر تولید بیش از نیاز داخلی است، چرا قیمت مرغ برای مصرفکننده همچنان سنگین است و چرا بخشی از خانوارها ناچار شدهاند مصرف گوشت و مرغ را کاهش دهند؟
از سوی دیگر، اگر تولیدکننده واقعاً با زیان مواجه باشد، ادامه این وضعیت نیز میتواند به کاهش جوجهریزی، افت تولید و در نهایت افزایش بیشتر قیمت منجر شود. بنابراین مسئله اصلی، انتخاب ساده میان «صادرات» و «مصرف داخلی» نیست؛ بلکه ایجاد سازوکاری است که هم تولیدکننده بتواند با حاشیه سود منطقی به فعالیت ادامه دهد و هم مصرفکننده توان خرید محصول نهایی را داشته باشد.
واکنشهای مردم یک پیام روشن دارد: ظرفیت تولید زمانی برای جامعه یک مزیت محسوب میشود که نتیجه آن فقط در آمار تولید و صادرات دیده نشود، بلکه بخشی از آن نیز به سفره خانوار بازگردد. در غیر این صورت، افزایش ظرفیت تولید و صادرات، برای خانواری که خرید یک مرغ کامل را هم پرهزینه میداند، الزاماً به معنای بهبود وضعیت معیشت نخواهد بود.