فصل سوم سریال «خاندان اژدها» به پایان رسیده و اکنون تقریباً هیچ شانسی برای اینکه رینیرا تارگرین (با بازی اما دارسی) قهرمان داستان باشد، وجود ندارد. اگرچه سقوط اخلاقی و تغییر مسیر رینیرا به سمت تاریکی، ناگهانی و بدون زمینهسازی نبود، اما حالا به نظر میرسد که تاجوتخت آهنین واقعاً هر تارگرینی را که روی آن مینشیند، چه از نظر جسمی و چه از نظر اخلاقی، فاسد میکند. در لحظات پایانی این قسمت، رینیرا کاملاً به سمت تاریکی قدم برداشت. او در نهایت تصمیم گرفت انسانیتش را قربانی کند تا به قدرت برسد و در جنگ علیه خاندان سبزها پیروز شود.
رایان کاندال، یکی از خالقان سریال، همراه با اما دارسی در یک نشست خبری درباره سقوط رینیرا به سمت استبداد صحبت کردند. کاندال درباره مسیر شخصیتی رینیرا گفت: «ما همیشه رینیرا را فردی میدیدیم که بین دو دیدگاه متفاوت گرفتار شده است. یک طرف، فلسفه ویسریس قرار دارد؛ در طرف دیگر، دیمون قرار دارد؛ نمادی از آتش و خون و شخصیتی که هیچ سازشی را نمیپذیرد. برای دیمون همه چیز کاملاً سیاه و سفید است. رینیرا بین این دو مسیر گرفتار شده است و از خودش میپرسد: آیا میتوانم در دوران جنگ، به عنوان یک زن حکومت کنم و همچنان به دلایلی که باعث شدند ویسریس من را برای فرمانروایی انتخاب کند، وفادار بمانم؟»
بررسی قسمت پایانی فصل سوم

اما دارسی درباره تغییر شخصیت رینیرا گفت: «واقعاً میخواستم مطمئن شوم که این مسیر برای مخاطب قابل درک است. برای محافظت از دموکراسی، باید رفتار رهبران دیکتاتور را بهتر بشناسیم. از دیدگاه بازیگری، برای من بسیار جذابتر بود که به موضوع همدلی و سازوکار احساسی انسانها توجه داشته باشیم.»
رایان کاندال درباره تحول اگان گفت: «با اینکه او هنوز از برادرش خشمگین است، اما چیزی که اگان در مسیر تغییر شخصیتش متوجه شد این بود که شاید بخشی از اتفاقاتی که برایش افتاده، نتیجه رفتارهای خودش بوده است. طنز تلخ این فصل این است که اگان زمانی که دیگر در نزدیکی تاجوتخت نیست، وارد یک تحول شخصیتی بزرگ میشود؛ اما رینیرا زمانی که به تاجوتخت نزدیکتر میشود، دقیقاً برعکس او تغییر میکند.»
شاهزاده موعود کیست؟

رینیرا زمانی که همراه با گارد پادشاهیاش به سپت اعظم بیلور میرسد، از هایسپتون میخواهد که او را به عنوان ملکه معرفی کند. اما وقتی درخواستش رد میشود، رینیرا او را خائن خطاب کرده و به آلین هال دستور میدهد که او را در زمین مقدس به قتل برساند. پس از این اتفاق، رینیرا رازی را فاش میکند که بزرگترین راز خاندان تارگرین بوده است: پیشگویی اگان فاتح درباره شرارت بزرگی از شمال. رینیرا اعلام میکند که برگزیده خدایان است و تنها خاندان او میتواند وستروس را از این خطر نجات دهد.
کاندال در توضیح این تغییر گفت: «این اتفاق در کتاب وجود ندارد و بخشی از تاریخ رسمی نیست، اما در کتاب صحبتهای زیادی وجود دارد درباره اینکه رینیرا در پایان مسیرش بسیار مستبد شد. ما این موضوع را اینگونه دیدیم که شاید چنین چیزی واقعاً اتفاق افتاده باشد، اما درباره دلیل دقیق آن اختلاف نظر وجود داشته است.»
چند خائن وجود دارد؟

این بزرگترین تغییری است که قسمت پایانی نسبت به کتاب ایجاد کرده است. در کتاب، اولف سفید و هیو همر با نام «دو خائن» شناخته میشوند. اما در سریال، اولف به این نتیجه میرسد که دیگر نیازی ندارد به هیچکدام از دو جناح خدمت کند، چون خودش یک اژدها در اختیار دارد. در حالی که در سریال فقط اولف به سیاهها خیانت میکند، هنوز دلایلی وجود دارد که نشان میدهد هیو همر نیز ممکن است در فصل آینده به رینیرا خیانت کند.
نبرد تامبلتون
به جز این تفاوت که در سریال تنها یک خائن مسئول سوزاندن تامبلتون است، خود نبرد تا حد زیادی به توصیف کتاب وفادار مانده است؛ مخصوصاً زمانی که نابودی کامل این شهر تجاری به نمایش کشیده میشود. سریال بخشهایی، مانند قرار گرفتن کودکان بر روی دیوارهای دفاعی شهر را اضافه کرده است. همچنین کلیات دوئل نهایی رادی ویرانگر حفظ شده، اما جزئیات نبرد با آنچه در کتاب توصیف شده، متفاوت است.
استخدام استاد نجواگران

میساریا در نقش استاد نجواگران رینیرا عملکرد بسیار ضعیفی داشت و اخراج شد. دارسی درباره شخصیت هلینا گفت: «به نظرم هلینا قلب اخلاقی این سریال است. مرگ او، رینیرا را محکوم میکند که همان مسیری را ادامه دهد که انتخاب کرده است. بعد از این اتفاق دیگر راهی برای بازگشت به حکمرانی معتدل وجود ندارد.» هلینا در لحظات پایانی خودش را به پایین پرت میکند. در کتاب نیز هلینا از قلعه میگور سقوط میکند، اما منابع درباره اینکه آیا این یک خودکشی بوده یا به دستور رینیرا رخ داده، اختلاف نظر دارند.
پیشینه شخصیت آلیس ریورز مشخص شد

از آنجا که کتاب هرگز حقیقت را درباره او فاش نکرد، مشخص شده که او واقعاً با نیروهای تاریک سروکار داشته است. آلیس نسخه سریال در حقیقت همان همسر ناشناس هارن سیاه است. او توضیح میدهد برای نجات پسرش سراغ درمانهای قدیمیتر و وردها رفته است، اما پس از مرگ پسرش، متوجه شد نفرین شده است؛ نفرینی که باعث شده برای همیشه در هارنهال گرفتار بماند. کاندال گفت: «ما میخواستیم برای آلیس یک انگیزه واقعی و عمیق ایجاد کنیم. او قرار بود نوعی شخصیت راهنما و مرشد برای دو سوی متضاد خاندان تارگرین باشد.»
متحدان امروز یا دشمنان فردا؟

اگر چیزی وجود داشته باشد که ملکه رینیرا در آن مهارت زیادی دارد، آن از دست دادن متحدانش است. او دست راستش، کورلیس ولاریون را از دست میدهد و میساریا را اخراج میکند. اکنون بیلا و خواهرش رینا دلایل بسیار کمی دارند که همچنان به ملکه وفادار بمانند. کاندال سریال را شبیه یک تراژدی یونانی میداند: «این یک نبرد جانشینی است. ما در واقع شاهد این هستیم که یک خاندان چگونه از درون نابود میشود؛ نابودیای که به دلیل غرور، خودخواهی و قدرتطلبی اتفاق میافتد. چیزی که در این سریال میبینیم، بررسی تلاش تارگرینها برای رسیدن به قدرت است؛ تلاشی که در نهایت همان چیزی را نابود میکند که از ابتدا باعث قدرت مطلق آنها شده بود.»