تصویر یک جنگنده که در ارتفاعی بسیار پایین از سطح زمین عبور میکند، در نگاه نخست ممکن است تنها یک نمایش مهارت خلبانی به نظر برسد؛ اما پشت این تصویر چندثانیهای، مجموعهای از ملاحظات فنی، عملیاتی و انسانی قرار دارد. پروازی که در ارتفاع بالا ممکن است فرصت بیشتری برای اصلاح خطا در اختیار خلبان قرار دهد، در نزدیکی سطح زمین به تصمیمگیری سریع و کنترل دقیق هواگرد وابسته است و کوچکترین اشتباه میتواند به حادثه منجر شود.
اهمیت این تصاویر زمانی بیشتر میشود که در کنار روایتهای تازه از مأموریت جنگندههای سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش در جریان جنگ ۴۰ روزه قرار گیرد؛ مأموریتی که بنا بر اظهارات معاون هماهنگکننده نیروی هوایی ارتش، با هدف قرار دادن پایگاه العدید قطر، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرماندهی آمریکا در منطقه، طراحی شده بود و خلبانان برای عبور از محیط پدافندی مسیر، ناچار به پرواز در ارتفاع بسیار پایین بودند.
NOE؛ فقط پرواز پایین نیست
اصطلاح Nap-of-the-Earth یا NOE به نوعی پرواز در ارتفاع بسیار پایین و نزدیک به عوارض طبیعی زمین اشاره دارد. منطق این تاکتیک بر استفاده از محدودیت خط دید سامانههای راداری و پوشش عوارض زمین استوار است.
رادارهای زمینی برای کشف و رهگیری اهداف به خط دید نیاز دارند. بنابراین، هرچه ارتفاع هواگرد بیشتر باشد، امکان کشف آن از فاصله دورتر افزایش پیدا میکند. کاهش ارتفاع میتواند در برخی شرایط باعث شود عوارض طبیعی زمین بخشی از این خط دید را مسدود کنند و زمان کشف یا کیفیت رهگیری هدف کاهش یابد.
با این حال، NOE به معنای «رادارگریز شدن» هواگرد نیست. جنگنده همچنان ممکن است توسط رادار، سامانههای هوابرد، دیدهبانی یا دیگر تجهیزات شناسایی کشف شود. هدف اصلی، ایجاد دشواری بیشتر برای شبکه پدافندی و مهمتر از آن، کاهش زمان در اختیار مدافع برای واکنش مؤثر است.
چند ثانیهای که میتواند معادله نبرد را تغییر دهد

در نبرد هوایی مدرن، فاصله زمانی میان کشف هدف تا درگیری اهمیت زیادی دارد. پس از کشف یک هواگرد، شبکه پدافندی باید هدف را شناسایی و طبقهبندی کند، مسیر آن را تشکیل دهد، اطلاعات را در اختیار واحد درگیرشونده قرار دهد و در نهایت اقدام مناسب را انجام دهد.
پرواز در ارتفاع بسیار پایین میتواند بخشی از این زنجیره را با دشواری مواجه کند.
بنابراین ارزش NOE را نباید صرفاً در «پنهان ماندن از رادار» جستوجو کرد. مسئله اصلی، مدیریت زمان نبرد است؛ یعنی تلاش برای آنکه مدافع دیرتر به هدف برسد و فرصت کمتری برای واکنش مؤثر داشته باشد.
این مسئله در برابر شبکههای پدافندی چندلایه اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ شبکههایی که از رادارهای جستوجو و کنترل آتش گرفته تا موشکهای زمینبههوا و مراکز فرماندهی و کنترل را دربرمیگیرند.
عبور از پاتریوت؛ بخش مهم روایت سوخو-۲۴ها
بر اساس روایت منتشرشده از مأموریت سوخو-۲۴های نیروی هوایی ارتش، چهار خلبان پایگاه شهید دوران در یک مأموریت ویژه، برای عبور از یک رینگ پدافندی مجهز به سامانههای پاتریوت، در ارتفاع کمتر از ۳۰ متر پرواز کردهاند.
اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، پرواز ارتفاع پایین در این مأموریت صرفاً یک اقدام نمایشی یا انتخابی برای افزایش غافلگیری نبوده است؛ بلکه بخشی از راهبرد عبور از یک محیط پدافندی پیچیده محسوب میشده است.
سامانه پاتریوت از شناختهشدهترین سامانههای پدافند هوایی غربی است و در ساختارهای دفاعی برخی کشورهای منطقه نیز بهکار گرفته شده است. بنابراین، عبور یک هواگرد رزمی از محیط تحت پوشش چنین سامانهای، تنها به عملکرد خود جنگنده وابسته نیست و مجموعهای از عوامل از اطلاعات و برنامهریزی مأموریت گرفته تا انتخاب مسیر و تاکتیک پروازی را دربر میگیرد.
سوخو-۲۴؛ هواگردی قدیمی با یک مأموریت همچنان معتبر

نکته قابل توجه دیگر، استفاده از سوخو-۲۴ در چنین سناریویی است.
سوخو-۲۴ از نظر طراحی به نسلهای قدیمیتر هواگردهای تهاجمی تعلق دارد، اما فلسفه عملیاتی آن از ابتدا بر اجرای مأموریتهای ضربتی و امکان پرواز در ارتفاع پایین استوار بوده است.
ایران نیز طی چند دهه گذشته این ناوگان را حفظ و عملیاتی کرده و قابلیتهای آن را در رزمایشها و تمرینهای مختلف به کار گرفته است. از این منظر، اهمیت سوخو-۲۴ صرفاً به مشخصات فنی یا قدمت آن محدود نمیشود؛ بلکه تجربه خدمه، آمادگی عملیاتی، نگهداری ناوگان و تناسب مأموریت با قابلیتهای هواگرد نیز اهمیت پیدا میکند.
در واقع، یک هواگرد قدیمیتر در صورتی که با مأموریت مناسب، خدمه باتجربه و تاکتیک متناسب همراه شود، همچنان میتواند در یک سناریوی مشخص نقش عملیاتی ایفا کند.
سختترین بخش مأموریت در کابین خلبان است
شاید مهمترین وجه پرواز ارتفاع پست، نه در موتور و بدنه هواپیما، بلکه در کابین خلبان دیده شود.
در ارتفاع بسیار پایین، فرصت واکنش به خطا بهشدت محدود است. یک تغییر مسیر اشتباه، برآورد نادرست ارتفاع یا تأخیر در تصمیمگیری میتواند فاصله میان یک مأموریت موفق و یک حادثه را به چند ثانیه کاهش دهد.
خلبان در چنین شرایطی باید همزمان وضعیت هواگرد، ارتفاع، مسیر، عوارض زمین و شرایط مأموریت را مدیریت کند. افزایش بار کاری خدمه، دشواری ناوبری و خطر برخورد با موانع از جمله هزینههایی است که در برابر مزیت احتمالی کاهش آسیبپذیری پدافندی قرار میگیرد.
به همین دلیل، پرواز ارتفاع پست را نمیتوان تنها یک ویژگی فنی هواپیما دانست؛ این تاکتیک تا حد زیادی به مهارت، تجربه، آموزش و هماهنگی خدمه پروازی وابسته است.
یک تاکتیک با سابقه در نیروی هوایی ایران

پرواز در ارتفاع پایین برای نیروی هوایی ارتش موضوع تازهای نیست. در سالهای دفاع مقدس نیز خلبانان ایرانی در شماری از مأموریتهای نفوذی و برونمرزی از پرواز در ارتفاع پایین برای کاهش احتمال کشف و نزدیک شدن به اهداف استفاده کردند.
در روایتهای مربوط به عملیات حمله به پایگاههای الولید نیز پرواز ارتفاع پایین فانتومهای ایرانی بخشی از طرح عملیات بود. این تجربه تاریخی نشان میدهد که مهارت پرواز در ارتفاع پست طی دهههای گذشته در نیروی هوایی ایران صرفاً یک موضوع آموزشی نبوده و در کنار تمرینها، در مأموریتهای واقعی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
در نتیجه، تصاویر جدید را میتوان بخشی از زنجیرهای طولانی از تجربه عملیاتی و آموزشی خلبانان ایرانی دانست؛ زنجیرهای که از دوران دفاع مقدس تا رزمایشها و مأموریتهای سالهای اخیر ادامه داشته است.
زمین؛ یک لایه طبیعی در برابر شبکه پدافندی
یکی از نکات کلیدی در تاکتیک NOE، استفاده از محیط طبیعی بهعنوان بخشی از معادله بقاست.
در ارتفاع پایین، عوارض زمین میتوانند در شرایط خاص مانع دید مستقیم برخی سامانههای زمینی شوند. این مسئله به معنای مصونیت هواگرد نیست، اما میتواند در ترکیب با سایر اقدامات تاکتیکی، شرایط کشف و رهگیری را برای مدافع دشوارتر کند.
از این منظر، زمین در یک مأموریت ارتفاع پست صرفاً سطحی نیست که هواپیما از بالای آن عبور میکند؛ بلکه میتواند به بخشی از محاسبات تاکتیکی مأموریت تبدیل شود.
همین موضوع نشان میدهد که جنگ هوایی مدرن، صرفاً نبرد میان «جنگنده» و «موشک» نیست. اطلاعات، جغرافیا، زمان، آموزش، تاکتیک و تصمیمگیری انسانی همگی در نتیجه نهایی اثرگذارند.
فناوری بهتنهایی تعیینکننده نیست

جنگهای امروز بیش از گذشته به سمت نبرد شبکهها حرکت کردهاند؛ رادارها، ماهوارهها، هواپیماهای هشدار زودهنگام، جنگندهها، سامانههای پدافندی و مراکز فرماندهی و کنترل، اجزای یک شبکه بههمپیوسته را تشکیل میدهند.
در چنین محیطی، عبور از شبکه پدافندی نیز به یک قابلیت منفرد وابسته نیست. انتخاب هواگرد و تسلیحات، اطلاعات، برنامهریزی مأموریت، شناخت محیط، آموزش خلبان و انتخاب تاکتیک مناسب باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
NOE نیز یکی از همین ابزارهاست؛ ابزاری که بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست، اما میتواند در شرایط مناسب بر میزان آسیبپذیری هواگرد و زمان واکنش مدافع اثر بگذارد.
چند ثانیه تصویر؛ سالها تجربه پشت آن
از همین زاویه، فیلم منتشرشده از پرواز بسیار پایین جنگنده ایرانی را نباید صرفاً یک نمایش سرعت یا مهارت دانست.
چند ثانیه تصویر، بخش کوچکی از فرآیندی را نشان میدهد که پشت آن سالها آموزش، تمرین، تجربه پروازی، شناخت هواگرد و آمادگی برای تصمیمگیری در شرایط بحرانی قرار دارد.
در نهایت، اهمیت این تصاویر بیش از آنکه در عدد ارتفاع پرواز خلاصه شود، در نشان دادن یک واقعیت مهم از نبرد هوایی است: در عصر رادارها، ماهوارهها و سامانههای پدافندی پیشرفته، مهارت انسانی همچنان یکی از متغیرهای تعیینکننده میدان نبرد است.
پرواز در ارتفاع بسیار پایین، جنگنده را نامرئی نمیکند؛ اما میتواند برای مدافع زمان بخرد یا از زمان واکنش او کم کند. همین چند ثانیه، در نبرد هوایی ممکن است به اندازه فاصله میان کشف یک هدف و امکان درگیری مؤثر اهمیت داشته باشد.