واشنگتن به دنبال «دلسی رودریگز» در هاوانا؛ پروژه تغییر قدرت در کوبا کلید خورد؟

نیویورک‌تایمز از تلاش دولت ترامپ برای شناسایی یک چهره سیاسی «عمل‌گرا» در کوبا خبر داده است؛ فردی که بتواند در صورت تغییر ساختار قدرت در هاوانا، به‌عنوان جایگزینی نزدیک به واشنگتن وارد صحنه شود. این رویکرد نشان می‌دهد فشار آمریکا علیه کوبا صرفاً به تحریم و تهدید نظامی محدود نمانده و واشنگتن به دنبال طراحی سناریویی برای تغییر در رأس قدرت این کشور است.

واشنگتن به دنبال «دلسی رودریگز» در هاوانا؛ پروژه تغییر قدرت در کوبا کلید خورد؟
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های فعلی و پیشین آمریکایی گزارش داده است که دولت دونالد ترامپ، همزمان با افزایش فشارها علیه کوبا، نهادهای اطلاعاتی آمریکا را مأمور کرده است تا یک چهره سیاسی مناسب برای ایفای نقش در آینده سیاسی هاوانا شناسایی کنند؛ چهره‌ای که از نگاه واشنگتن بتواند مانند دلسی رودریگز در ونزوئلا، ضمن حفظ بخشی از ساختار موجود، همکاری نزدیکی با آمریکا داشته باشد.

این گزارش در شرایطی منتشر شده که دولت ترامپ طی ماه‌های اخیر فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی علیه کوبا را افزایش داده و حتی در مقاطعی این کشور را به اقدام نظامی تهدید کرده است. ترامپ پیشتر با اشاره به تحولات منطقه گفته بود که «پس از ایران، نوبت کوباست»؛ اظهارنظری که نشان‌دهنده قرار گرفتن هاوانا در فهرست اهداف سیاست فشار حداکثری واشنگتن است.

تکرار مدل ونزوئلا؛ تغییر قدرت بدون فروپاشی کامل؟

نکته مهم در گزارش نیویورک‌تایمز، تفاوت میان «سرنگونی کامل حکومت» و «تغییر در ساختار حاکمیت» است. بر اساس این گزارش، سناریوی مورد نظر دولت ترامپ لزوماً اشغال یا فروپاشی کامل ساختار سیاسی کوبا نیست؛ بلکه واشنگتن به دنبال یافتن فردی از درون ساختار سیاسی این کشور است که بتواند در شرایط بحرانی، قدرت را در دست بگیرد و مسیر روابط هاوانا با آمریکا را تغییر دهد.

الگویی که مقام‌های آمریکایی ظاهراً در ذهن دارند، تجربه ونزوئلاست. بر اساس روایت مطرح‌شده در گزارش، پس از تحولات ژانویه و بازداشت نیکولاس مادورو، دلسی رودریگز به ریاست‌جمهوری موقت رسید؛ چهره‌ای که مقام‌های آمریکایی او را فردی «عمل‌گرا» و دارای آمادگی برای همکاری با واشنگتن ارزیابی می‌کنند.

از نگاه طراحان سیاست آمریکا، اگر چنین فردی در کوبا نیز پیدا شود، امکان تغییر مسیر سیاسی این کشور بدون ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه افزایش خواهد یافت.

اما کوبا، ونزوئلا نیست

با این حال، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا ظاهراً چندان با این سناریو همراه نیست. نیویورک‌تایمز گزارش داده است که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا وضعیت سیاسی و اجتماعی کوبا را برای اجرای چنین الگویی، مشابه ونزوئلا نمی‌دانند.

یکی از مهم‌ترین موانع، نبود چهره‌ای است که هم از درون ساختار سیاسی کوبا برخاسته باشد و هم از نظر واشنگتن توانایی و تمایل لازم برای همکاری با آمریکا را داشته باشد.

از سوی دیگر، ساختار قدرت در کوبا همچنان از انسجام قابل توجهی برخوردار است و چهره‌هایی مانند رائول کاسترو، با وجود کناره‌گیری از مسئولیت‌های رسمی، همچنان از نفوذ سیاسی برخوردارند.

به همین دلیل، حتی در صورت ایجاد خلأ قدرت، مشخص نیست فردی که واشنگتن بتواند روی او حساب کند، وجود داشته باشد.

فشار اقتصادی در کنار تهدید نظامی

سیاست آمریکا در قبال کوبا نیز صرفاً به گزینه نظامی محدود نشده است. دولت ترامپ مجموعه‌ای از مطالبات را به هاوانا ارائه کرده که از جمله آنها می‌توان به باز کردن اقتصاد کوبا به روی شرکت‌های آمریکایی، خرید نفت از آمریکا و محدود کردن حضور و فعالیت نیروهای اطلاعاتی روسیه و چین اشاره کرد.

در مقابل، واشنگتن پیشنهادهایی مانند افزایش کمک‌های بشردوستانه و کاهش بخشی از تحریم‌های اقتصادی را نیز مطرح کرده است.

این رویکرد نشان می‌دهد سیاست آمریکا در قبال کوبا ترکیبی از فشار، تهدید، مذاکره و تلاش برای ایجاد تغییر در محاسبات سیاسی حاکمیت است؛ به این معنا که واشنگتن همزمان دو مسیر را دنبال می‌کند: نخست، وادار کردن دولت فعلی به پذیرش شروط آمریکا و دوم، آماده‌سازی گزینه جایگزین در صورت شکست مذاکرات.

چرا واشنگتن به دنبال «چهره جایگزین» است؟

مسئله اصلی برای آمریکا این است که فشار اقتصادی و تهدید نظامی زمانی می‌تواند به تغییر سیاسی منجر شود که در داخل کشور هدف، نیرویی برای بهره‌برداری از خلأ قدرت وجود داشته باشد.

تجربه سال‌های گذشته در غرب آسیا و آمریکای لاتین نشان داده است که حذف یک رهبر سیاسی الزاماً به معنای ایجاد حکومتی همسو با آمریکا نیست. اگر ساختار قدرت پس از برکناری رهبران فعلی به دست جریان‌های رادیکال‌تر بیفتد، نتیجه می‌تواند برخلاف اهداف واشنگتن باشد.

از همین رو، تلاش برای یافتن یک چهره «عمل‌گرا» در کوبا را باید بخشی از جنگ قدرت پیش از وقوع تغییر قدرت دانست؛ یعنی واشنگتن تلاش می‌کند پیش از آنکه بحران سیاسی به نقطه برگشت‌ناپذیر برسد، گزینه مورد نظر خود را در داخل ساختار سیاسی هاوانا پیدا کند.

شباهت مهم با پرونده ایران

گزارش نیویورک‌تایمز در عین حال به نکته‌ای قابل توجه اشاره می‌کند: ارزیابی برخی نهادهای اطلاعاتی آمریکا این است که وضعیت کوبا از نظر اجتماعی و سیاسی، در برخی ابعاد بیشتر به ایران شباهت دارد تا ونزوئلا.

این ارزیابی از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ چراکه نشان می‌دهد واشنگتن خود نیز با مسئله‌ای مواجه است که صرفاً با حذف چند چهره سیاسی یا افزایش فشار اقتصادی قابل حل نیست.

اگر جامعه هدف از انسجام سیاسی و اجتماعی کافی برخوردار باشد و جایگزین قابل اتکایی برای آمریکا در داخل کشور وجود نداشته باشد، سناریوی تغییر حکومت می‌تواند به جای ایجاد نظم مطلوب واشنگتن، به بی‌ثباتی و افزایش هزینه‌های آمریکا منجر شود.

کوبا؛ آزمون دیگری برای سیاست مداخله‌گرایانه آمریکا

در نهایت، آنچه در کوبا در حال شکل‌گیری است، فراتر از یک مناقشه دوجانبه میان واشنگتن و هاواناست. دولت ترامپ ظاهراً در حال آزمودن مدلی است که در آن تحریم اقتصادی، فشار سیاسی، تهدید نظامی و شناسایی گزینه‌های جایگزین در داخل ساختار قدرت به صورت همزمان به کار گرفته می‌شوند.

اما مسئله اساسی برای واشنگتن این است که آیا می‌تواند چهره‌ای شبیه به دلسی رودریگز در کوبا پیدا کند یا نه.

اگر پاسخ منفی باشد، گزینه‌های آمریکا محدودتر خواهد شد و واشنگتن برای تغییر وضعیت موجود، ناچار به افزایش فشار اقتصادی یا حرکت به سمت گزینه‌های پرهزینه‌تر خواهد بود.

از سوی دیگر، اگر واشنگتن بتواند یک چهره قابل اتکا در ساختار سیاسی کوبا پیدا کند، احتمالاً شاهد تلاش برای تکرار الگویی خواهیم بود که در آن تغییر قدرت بدون اشغال تمام‌عیار و با تکیه بر شکاف‌های داخلی دنبال می‌شود.

در هر دو حالت، یک واقعیت روشن است: کوبا بار دیگر به یکی از میدان‌های اصلی تقابل میان سیاست فشار حداکثری آمریکا و مقاومت دولت‌های مستقل در برابر نظم مطلوب واشنگتن تبدیل شده است.

 

اخبار مرتبط
  • پکن در پی اظهارات مدیر اف‌بی‌آی مبنی بر لزوم توسعه همکاری‌های بین‌المللی برای مقابله با جرایم فراملی، برای تقویت ارتباط و همکاری امنیتی با ایالات متحده اعلام آمادگی کرد.

  • دونالد ترامپ بار دیگر مدعی تمایل ایران برای دستیابی به توافق با واشنگتن شد؛ این در حالی است که دستگاه دیپلماسی ایران ضمن تأکید بر دوجانبه بودن مذاکرات با عمان، حل مسائل مرتبط با ایالات متحده را منوط به تغییر رفتار عملی واشنگتن دانست.

  • ۱۶۱ روز از آغاز جنگ می‌گذرد؛ جنگی که در یکی از مهم‌ترین نقاط عطف خود، پس از ۴۸ سال به رویارویی مستقیم نظامی ایران و آمریکا منجر شد و حملات هوایی گسترده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت. اکنون با توقف حملات متقابل و انتشار اخبار مربوط به دور جدید مذاکرات، این پرسش اساسی مطرح است که آیا جنگ واقعاً به پایان رسیده یا صرفاً وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؟

ارسال نظر