مسئله خبرنگار امروز صرفاً کمبود امکانات یا دریافتی پایین نیست؛ مسئله، فقدان یک سیاست پایدار برای صیانت از نیروی انسانی رسانه است. خبرنگاری که قراردادش موقت و نامطمئن است، حقوقش با تأخیر پرداخت میشود، از پوشش بیمهای کامل برخوردار نیست و در برابر تهدیدهای حرفهای، حقوقی و روانی پشتوانه مشخصی ندارد، چگونه میتواند با استقلال و آرامش به وظیفه حرفهای خود عمل کند؟
این پرسش، بیش از آنکه صنفی باشد، یک مسئله سیاسی و حکمرانی است.
رسانه سالم، بدون خبرنگار برخوردار از حداقل امنیت شغلی و حرفهای شکل نمیگیرد. وقتی خبرنگار برای دریافت حقوق ماهانه خود ناچار به مذاکره و پیگیری مداوم باشد یا آینده شغلیاش به تصمیم یک مدیر و تمدید یک قرارداد کوتاهمدت وابسته باشد، طبیعی است که بخشی از انرژی و تمرکز او به جای کار حرفهای، صرف بقا شود. در چنین شرایطی، استقلال حرفهای رسانه نیز بهتدریج آسیب میبیند.
از سوی دیگر، خبرنگاری از معدود مشاغلی است که هزینه خطا، فشار و حتی انجام درست وظیفه در آن میتواند بسیار سنگین باشد. خبرنگار در میدان حوادث، بحرانها و رویدادهای حساس حاضر میشود؛ گاه با خشونت، تهدید، فشار روانی و حتی خطر جانی مواجه است. با این حال، حمایت حقوقی، بیمهای و روانی از او در بسیاری از موارد متناسب با این سطح از ریسک نیست.
اینجاست که روز خبرنگار میتواند از یک مناسبت تقویمی به فرصتی برای بازنگری در سیاستهای رسانهای کشور تبدیل شود.
اگر خبرنگار «چشم و گوش جامعه» است، باید پرسید چرا حمایت از این چشم و گوش، اغلب به پیام تبریک و مراسم مناسبتی محدود میشود؟ تجلیل واقعی از خبرنگار، نه در لوح تقدیر، بلکه در قرارداد روشن، پرداخت منظم حقوق، بیمه کامل، امنیت شغلی و حمایت قانونی از اوست.
البته مسئولیت تنها متوجه دولت نیست. مدیران رسانهها، صاحبان مؤسسات مطبوعاتی و نهادهای صنفی نیز در قبال وضعیت خبرنگاران مسئولاند. نمیتوان از رسانه حرفهای سخن گفت اما خبرنگار را با قراردادهای مبهم، دستمزدهای نامنظم و آیندهای نامعلوم به حال خود رها کرد. حرفهایگری رسانه از درون سازمان رسانه آغاز میشود و یکی از نخستین نشانههای آن، احترام به حقوق نیروی انسانی است.

در سطح سیاستگذاری نیز لازم است نگاه به خبرنگار از یک نیروی مصرفشونده به یک سرمایه انسانی تغییر کند. سیاست حمایتی مؤثر، سیاستی نیست که فقط در روز خبرنگار دیده شود؛ بلکه باید در تمام سال، در بودجهها، مقررات، نظام بیمهای، سازوکارهای حمایتی و رویههای قضایی و اداری قابل مشاهده باشد.
واقعیت این است که ضعف معیشتی خبرنگار فقط مشکل خود او نیست. جامعهای که خبرنگار حرفهای و مستقل خود را از دست میدهد، در نهایت با کاهش کیفیت اطلاعرسانی، گسترش روایتهای غیرحرفهای و افزایش فاصله میان افکار عمومی و نهادهای رسمی مواجه خواهد شد. بنابراین حمایت از خبرنگار، حمایت از یک صنف خاص نیست؛ سرمایهگذاری بر کیفیت گفتوگوی اجتماعی و سلامت حکمرانی است.
هفدهم مرداد امسال نیز میتوان پیامهای تبریک بسیاری منتشر کرد. اما شاید ارزشمندتر از همه پیامها این باشد که مسئولان، مدیران رسانهها و نهادهای صنفی یکبار دیگر وضعیت واقعی خبرنگاران را روی میز بگذارند و درباره راهحلهای عملی آن پاسخگو باشند.
خبرنگاران سالهاست روایتگر مسائل مردماند؛ از مشکلات معیشتی تا بحرانهای اجتماعی و سیاسی. در روز خبرنگار، بد نیست این بار خود خبرنگار موضوع خبر باشد.
خبرنگار فقط صدای مردم نیست؛ او انسانی است که برای رساندن صدای مردم به جامعه، خودش نیز به شنیدهشدن، امنیت و حمایت نیاز دارد.