در این نشست درباره عملکرد ایران در جریان جنگ جهانی اول و پیامدهای اعلام بیطرفی کشور، میان علی بیگدلی، استاد تاریخ و کارشناس مسائل بینالملل، و شروین وکیلی، جامعهشناس و تاریخنگار، بحث و تبادل نظر صورت گرفت.
بیگدلی اعلام بیطرفی ایران را تصمیمی راهبردی دانست که در شرایط جنگ جهانی، امکان رعایت آن از سوی قدرتهای درگیر وجود نداشت. او با اشاره به تجربه جنگ جهانی دوم گفت هنگامی که یک کشور درگیر بحران گسترده بینالمللی است، بیطرفی لزوماً مانع ورود قدرتهای خارجی به قلمرو آن نمیشود.
این استاد تاریخ معتقد بود ایران در جنگ جهانی اول باید به یکی از طرفهای درگیر، یعنی آلمان و عثمانی یا بریتانیا، نزدیک میشد. به گفته وی، مخالفت عمومی با روسیه و بریتانیا در آن دوره، یکی از دلایل گرایش ایران به سیاست بیطرفی بود. بیگدلی همچنین تأکید کرد که اگر در آن زمان مسئولیت تصمیمگیری بر عهده او بود، از آلمان حمایت میکرد.
در مقابل، وکیلی با اشاره به وضعیت نظامی و سیاسی ایران در آن دوره، بیطرفی را تصمیمی درست و متناسب با شرایط کشور ارزیابی کرد. او گفت ایران ارتش منسجم و مجهزی در اختیار نداشت و مجموع نیروهای رسمی آن حدود ۵۰ هزار نفر بود؛ نیروهایی که میان قزاقها و ژاندارمها تقسیم شده بودند و از نظر توان نظامی با ارتش عثمانی و نیروهای بریتانیا قابل مقایسه نبودند.
این پژوهشگر تاریخ افزود که ایران در چنین شرایطی امکان حضور مؤثر در جنگ را نداشت و ورود مستقیم به درگیریها میتوانست پیامدهای سنگینتری برای کشور به همراه داشته باشد. او همچنین عملکرد دیپلماتیک ایران پس از اعلام بیطرفی را هوشمندانه توصیف کرد.
وکیلی با اشاره به فعالیت همزمان دو مرکز سیاسی در تهران و کرمانشاه توضیح داد که دولت تهران روابط خود را با متفقین حفظ کرد، در حالی که دولت کرمانشاه با حضور شماری از نمایندگان مجلس و رجال سیاسی، به آلمان نزدیک شد. به گفته وی، این وضعیت به ایران امکان میداد پس از پایان جنگ، با طرف پیروز همچنان رابطه رسمی داشته باشد.
او حضور هیأت ایرانی در کنفرانس صلح پاریس را نمونهای از این رویکرد دانست و گفت هرچند مطالبات ایران درباره دریافت غرامت و برخی ادعاهای ارضی پذیرفته نشد، طرح رسمی این خواستهها در آن نشست، اقدامی عقلانی در چارچوب امکانات سیاسی کشور به شمار میرفت.