صفحه سیاست بررسی می کند؛

عاشورا و جنگ روایت‌ها؛ اگر کربلا در عصر رسانه‌های جهانی رخ می‌داد

عاشورا در حافظه تاریخی مسلمانان تنها یک نبرد خونین نیست؛ بلکه نقطه آغاز نبردی است که تا امروز ادامه دارد؛ نبرد میان حقیقت و تحریف. در دنیایی که افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری زیر سایه رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و عملیات روانی شکل می‌گیرد، این پرسش اهمیت می‌یابد که اگر قیام امام حسین(ع) در عصر رسانه‌های نوین رخ می‌داد، جبهه باطل چگونه روایت خود را بر جهان تحمیل می‌کرد و چه عواملی مانع از دفن حقیقت در زیر آوار تبلیغات می‌شد؟

عاشورا و جنگ روایت‌ها؛ اگر کربلا در عصر رسانه‌های جهانی رخ می‌داد
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

بررسی تاریخ عاشورا نشان می‌دهد که نبرد کربلا تنها رویارویی دو سپاه نبود، بلکه تقابل دو روایت از حقیقت نیز محسوب می‌شد. حکومت بنی‌امیه از همان ساعات نخست تلاش کرد با بهره‌گیری از ابزارهای تبلیغاتی زمان خود، قیام امام حسین(ع) را اقدامی علیه حکومت مشروع معرفی کند و چهره ظلم را در پوشش حفظ امنیت و وحدت جامعه بازسازی کند.

این الگو، امروز نیز در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات امنیتی با عنوان «جنگ شناختی» و «جنگ روایت‌ها» شناخته می‌شود؛ نبردی که هدف آن نه تصرف سرزمین، بلکه تسلط بر ذهن مخاطبان و مدیریت ادراک افکار عمومی است.

در چنین جنگی، رسانه به اندازه میدان نظامی اهمیت پیدا می‌کند و روایت بر گلوله پیشی می‌گیرد.

امپراتوری رسانه‌ای و مهندسی افکار عمومی

اگر عاشورا در عصر ارتباطات رخ می‌داد، نخستین جبهه نبرد نه در صحرای کربلا، بلکه در استودیوهای خبری، شبکه‌های اجتماعی و اتاق‌های عملیات روانی شکل می‌گرفت.

در چنین فضایی، رسانه‌های همسو با قدرت سیاسی می‌توانستند با استفاده از تکنیک‌هایی مانند برچسب‌زنی، تقطیع سخنان، انتشار اخبار جهت‌دار، تولید تصاویر احساسی و برجسته‌سازی روایت رسمی، قیام امام حسین(ع) را شورشی علیه نظم عمومی معرفی کنند.

از سوی دیگر، روایت رسمی حکومت می‌توانست با استفاده از ظرفیت شبکه‌های جهانی، فضای رسانه‌ای را به گونه‌ای مدیریت کند که مخاطبان، روایت حاکمیت را تنها روایت معتبر تلقی کنند؛ همان الگویی که امروز در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مشاهده می‌شود.

سانسور، حذف محتوا و روایت یک‌سویه

یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ شناختی، حذف روایت رقیب است.

در دنیای امروز، این حذف می‌تواند از طریق محدودسازی دسترسی به اطلاعات، حذف محتوا، مسدودسازی صفحات، کاهش ضریب دیده‌شدن اخبار و ایجاد انحصار رسانه‌ای صورت گیرد.

اگر واقعه عاشورا در عصر دیجیتال رخ می‌داد، احتمال آن وجود داشت که پیام‌های روشنگرانه امام حسین(ع)، دعوت‌های مکرر ایشان به اصلاح امت و حتی فریاد تاریخی «هل من ناصر ینصرنی» در میان انبوه اخبار و روایت‌های جهت‌دار گم شود.

در کنار این سیاست، تخریب شخصیت، شایعه‌سازی و عملیات روانی علیه چهره‌های شاخص جبهه حق نیز می‌توانست بخشی از راهبرد رسانه‌ای جریان باطل باشد؛ راهبردی که هدف نهایی آن، جابه‌جایی جایگاه مظلوم و ظالم در افکار عمومی است.

جنگ روایت‌ها؛ تجربه‌ای که امروز نیز تکرار می‌شود

تحولات سال‌های اخیر در منطقه غرب آسیا نشان داده است که بسیاری از درگیری‌های نظامی، همزمان به میدان رقابت رسانه‌ای نیز تبدیل شده‌اند.

از فلسطین و لبنان گرفته تا سایر بحران‌های منطقه، رقابت اصلی تنها بر سر تحولات میدانی نیست؛ بلکه هر طرف تلاش می‌کند روایت خود را به افکار عمومی جهان تحمیل کند.

به همین دلیل، کارشناسان رسانه معتقدند پیروزی در جنگ‌های امروز صرفاً با برتری نظامی حاصل نمی‌شود؛ بلکه مدیریت روایت و اقناع افکار عمومی، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت در معادلات جدید بین‌المللی است.

حضرت زینب(س)؛ معمار پیروزی در نبرد روایت‌ها

اگر عاشورا امروز به عنوان یک پرونده رسانه‌ای تحلیل شود، بدون تردید مهم‌ترین شخصیت این نبرد پس از امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) است.

خطبه‌های ایشان در کوفه و شام، عملاً انحصار تبلیغاتی حکومت اموی را شکست و اجازه نداد روایت رسمی یزید به روایت ماندگار تاریخ تبدیل شود.

هنگامی که عبیدالله بن زیاد با لحنی تحقیرآمیز پرسید: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟»، پاسخ تاریخی حضرت زینب(س) ـ «ما رأیت إلا جمیلاً» ـ تنها یک جمله نبود؛ بلکه بازتعریف مفهوم پیروزی در برابر شکست بود.

این پاسخ، بنیان عملیات روانی حکومت اموی را فرو ریخت و نشان داد که حقیقت، حتی در اوج مظلومیت، قابلیت شکست دادن بزرگ‌ترین ماشین‌های تبلیغاتی را دارد.

درس عاشورا برای جهان امروز

امروز که مفهوم «جنگ روایت‌ها» به یکی از کلیدواژه‌های سیاست و امنیت بین‌الملل تبدیل شده، عاشورا بیش از هر زمان دیگری قابلیت بازخوانی دارد.

پیام این واقعه آن است که قدرت رسانه، هرچند می‌تواند برای مدتی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، اما روایت مبتنی بر حقیقت، عدالت و فطرت انسانی در نهایت ماندگار خواهد شد.

همان‌گونه که حکومت اموی با وجود برخورداری از همه ابزارهای قدرت، نتوانست حقیقت عاشورا را دفن کند، در عصر حاضر نیز هیچ امپراتوری رسانه‌ای قادر نخواهد بود حقیقتی را که بر پایه عدالت، آزادگی و کرامت انسانی استوار است، برای همیشه پنهان سازد.

از این منظر، عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه الگویی ماندگار برای مواجهه با جنگ شناختی، عملیات روانی و نبرد روایت‌ها در جهان معاصر به شمار می‌رود؛ الگویی که نشان می‌دهد در نهایت، آنچه تاریخ را می‌سازد نه قدرت رسانه، بلکه صداقت روایت است.

 

ارسال نظر