مرندی:

ایران برنده تحولات انتخاباتی آمریکا است

سیدمحمد مرندی در تحلیل نتایج انتخابات اخیر آمریکا، مخالفت افکار عمومی این کشور با جنگ، حمایت از اسرائیل و نارضایتی‌های اقتصادی را از عوامل تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ دانست و تأکید کرد این تحولات، هزینه هرگونه اقدام نظامی جدید علیه ایران را افزایش می‌دهد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
 ایران برنده تحولات انتخاباتی آمریکا است
هتل کوروش - صفحه خبر
صفحه سیاست-

آنچه در ساعات اخیر از مواضع و تحلیل‌های مطرح‌شده در چین، روسیه، اروپا، آمریکا و کشور‌های منطقه شنیده می‌شود، نشان‌دهنده توجه گسترده به پیامد‌های انتخابات اخیر آمریکا و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشور است. در میان این تحلیل‌ها، یک برداشت مشترک بیش از سایر موارد به چشم می‌خورد: ایران برنده بزرگ تحولات اخیر سیاسی در آمریکاست؛ چراکه شکست سیاسی دونالد ترامپ تا حد زیادی تحت تأثیر مواضع و عملکرد او در قبال ایران و تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه جنگ و حمایت از رژیم صهیونیستی، قرار داشته است. 

پیروزی دموکرات‌ها در شماری از رقابت‌های انتخاباتی را نمی‌توان خیلی به حساب موفقیت‌های داخلی این حزب گذاشت. بخش مهمی از آرای به‌دست آمده را باید رأی اعتراضی به عملکرد ترامپ دانست؛ رأیی که درواقع مخالفت با سیاست‌های او، به‌ویژه در حوزه جنگ‌طلبی و حمایت از جنایات رژیم صهیونیستی، را بازتاب می‌دهد. 

نظرسنجی‌ها و تحولات اجتماعی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که اکثریت جامعه آمریکا با جنگ مخالف است و نسبت به نسل‌کشی در غزه و حمایت از رژیم‌صهیونیستی موضع مخالف دارد. در سه سال گذشته، این مسائل به دگرگونی‌های بسیار مهمی در فضای اجتماعی و سیاسی آمریکا منجر شده است. 

از این منظر، اگر ترامپ بار دیگر به سمت آغاز جنگ حرکت کند، با هزینه‌های سیاسی به‌مراتب سنگین‌تری مواجه خواهد شد. نتیجه انتخابات اخیر نوعی رأی عدم اعتماد به سیاست‌های او تلقی می‌شود؛ شکستی که صرفا یک ناکامی انتخاباتی معمولی نیست، بلکه نشان‌دهنده عمق نارضایتی در میان اکثریت جامعه آمریکاست. بنابراین، هزینه سیاسی ورود مجدد آمریکا به یک جنگ، در مقایسه با گذشته، افزایش خواهد یافت. 

البته نباید در این میان نسبت به حزب دموکرات خوشبین بود. هر دو حزب اصلی آمریکا پیوند‌های عمیقی با سرمایه‌داران بزرگ و صهیونیست‌ها دارند و بخش مهمی از ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور تحت تأثیر منافع همین گروه‌ها قرار دارد. از این‌رو، نمی‌توان انتظار داشت که دموکرات‌ها با تکیه بر مواضع انتخاباتی خود، تغییر بنیادینی در سیاست‌های آمریکا در قبال ایران و منطقه ایجاد کنند. 

با این حال، حزب دموکرات اکنون با فشار اجتماعی تازه‌ای مواجه است. اکثریت قوی کسانی که در انتخابات اخیر به این حزب رأی داده‌اند، به‌صراحت با جنگ و نسل‌کشی مخالفند و خواهان تغییر رویکرد دولت آمریکا در این زمینه هستند. این فشار می‌تواند به عاملی برای تغییر محدود موازنه درون‌حزبی تبدیل شود و دموکرات‌ها را در برابر مطالبات پایگاه اجتماعی خود قرار دهد. 

در درون حزب دموکرات نیز جریان‌هایی با گرایش‌های سوسیالیستی و مواضع انتقادی‌تر نسبت به سرمایه‌داری و سیاست‌های جنگ‌طلبانه حضور دارند که توجه بیشتری به مسائل طبقات متوسط و کم‌درآمد نشان می‌دهند. هرچند این جریان‌ها هنوز بخش کوچکی از ساختار اصلی حزب را تشکیل می‌دهند، اما می‌توانند به اهرم فشاری برای تغییر جهت‌گیری‌های آن تبدیل شوند؛ به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی، مناسبات با رژیم‌صهیونیستی و توجه به مطالبات اقتصادی طبقات فرودست. 

مسأله اصلی این است که اگر حزب دموکرات نتواند به مطالبات بخش‌هایی از جامعه که به امید تغییر به آن رأی داده‌اند پاسخ دهد، اعتبار سیاسی خود را بیش از پیش از دست خواهد داد. در چنین شرایطی، مردم ممکن است به این جمع‌بندی برسند که هیچ‌یک از دو حزب اصلی قادر به نمایندگی خواسته‌های واقعی آنها نیستند و نظام سیاسی آمریکا با نوعی بن‌بست مواجه شده است. 

چنین وضعیتی می‌تواند زمینه ظهور یک نیروی سیاسی سوم را در انتخابات آینده فراهم کند. البته اگر سازوکار‌های سیاسی موجود نتوانند مطالبات اجتماعی را به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز جذب و مدیریت کنند، احتمال بروز تنش‌ها و خشونت‌های داخلی نیز افزایش خواهد یافت. 

این نگرانی به‌ویژه در صورت آغاز مجدد جنگ از سوی ترامپ خیلی جدی‌تر می‌شود. دو سال قبل بخش قابل‌توجهی از رأی‌دهندگان آمریکایی با وعده توقف جنگ‌ها و پایان دادن به حمایت از نسل‌کشی به ترامپ امید بسته بودند، اما عملکرد او با این انتظارات کاملا در تعارض است. اگر دولت بار دیگر وارد یک جنگ جدید شود، مخالفان آن مشروعیت چنین تصمیمی را زیر سؤال خواهند برد و آن را در تعارض با خواست اعلام‌شده مردم در انتخابات خواهند دانست. 

از سوی دیگر، نباید نقش عوامل اقتصادی را در شکل‌گیری نتایج انتخاباتی نادیده گرفت. حزب دموکرات در گذشته نسبتا دور توجه بیشتری به طبقه متوسط، به‌ویژه اقشار متوسط رو به پایین و کم‌درآمد داشت، اما در دهه‌های اخیر، پیوند این حزب با سرمایه‌داران بزرگ پررنگ‌تر شده و توجه به مطالبات اقتصادی این طبقات تا حدودی به حاشیه رفته است. 

در شرایط کنونی، نارضایتی اقتصادی در کنار مخالفت با جنگ و حمایت از رژیم صهیونیستی، به یکی از عوامل فشار بر ساختار سیاسی آمریکا تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند و شرایط اقتصادی نیز دشوارتر شود، مطالبات برای تغییرات اساسی در ساختار سیاسی افزایش خواهد یافت. 

در مجموع، انتخابات اخیر آمریکا را باید از زاویه‌ای فراتر از رقابت میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها بررسی کرد. آنچه اهمیت دارد، افزایش فاصله میان مطالبات بخش‌های بزرگی از جامعه آمریکا و سیاست‌های تثبیت‌شده دو حزب اصلی این کشور است. مخالفت با جنگ، اعتراض به نسل‌کشی و نارضایتی اقتصادی، اکنون به مطالباتی تبدیل شده‌اند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. این تحولات، به‌ویژه در صورت تداوم سیاست‌های تقابلی واشنگتن در قبال ایران و منطقه، می‌تواند هزینه‌های داخلی و خارجی تصمیمات جنگ‌طلبانه آمریکا را به شکل قابل‌توجهی افزایش دهد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر