کودتای تراستی‌ها ، مقصر قالیباف یا پایداری‌ها؟

هم‌زمان با طرح ادعاهایی درباره بدهی‌های شبکه‌های فعال در فروش نفت، انتشار اطلاعات مرتبط با گزارش مراجع عالی درباره بازنگشتن بیش از ۴ میلیارد دلار از سوی حسین آقایاری، پرسش‌هایی درباره تلاش برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای برای تغییر کانون توجه از این پرونده و مرتبط کردن آن با قالیباف و جریان پایداری ایجاد کرده است.

کودتای تراستی‌ها ، مقصر قالیباف یا پایداری‌ها؟
صفحه سیاست-

احسان حسینی در مطلبی با اشاره به سازوکار فعالیت تراستی‌های در فروش نفت ایران، نوشت:

«همه می‌دانیم که همه تراستی‌های همکار در فروش نفت ایران، از دور زدن تحریم، سود به دست می‌آوردند که این سود در چارچوب و تحت نظارت کمیته فروش نفت است.

اما نکته اینجاست که کدام شبکه تراستی‌ها سال قبل، در هماهنگی با اسرائیل کل پول نفت ایران را بالا کشید و ۱۲ میلیارد دلار را برنگرداند تا حوادث دی‌ماه و جنگ را به کشور تحمیل کند؟

پاسخ مشخص است، حسین آقایاری و شبکه‌ای که در دوره پاک‌نژاد وارد حوزه فروش نفت شد. حالا همین فرد در رسانه‌ها و با استفاده از بلندگوی عدالتخواهی در حال انداختن تقصیر گردن قالیباف و پایداری است تا حواس‌ها را از خودش پرت کند.»

تلاش رسانه‌ای برای تغییر کانون توجه از پرونده بدهی نفتی

طی هفته‌های اخیر، چهره‌هایی که هر کدام به تفکرات سیاسی مختلف وابسته هستند، با سیاستی یکسان تلاش کرده‌اند از طریق گفتگوهای رسانه‌ای و در قالب افشاگری و ادعای در اختیار داشتن اسناد متقن، که البته تاکنون ارائه نشده‌اند، به مخاطبان القا کنند که حسین آقایاری اساساً بدهکار نفتی نیست یا اگر هم بدهی دارد، میزان آن در برابر بدهی افرادی چون علی بایندریان، روح‌الله رضوی، هادی مومنین و حسین شمخانی بسیار ناچیز است.

این در حالی است که حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، که پیش‌تر با ارائه اسنادی از بدهی بیش از ۴ میلیارد دلاری حسین آقایاری پرده برداشته بود، در مناظره با امیرآبادی، عضو اصولگرای سابق مجلس، رسماً اعلام کرد که بر اساس استعلام از وزارت نفت، چهار فرد یادشده هیچ‌گونه بدهی ندارند و صرفاً حسین آقایاری ارزهای حاصل از فروش نفت را بازنگردانده است.

ابهام در مواضع مدعیان مبارزه با فساد

در این میان، آنچه بر ابهامات پرونده افزوده، مواضع و اقدامات رسانه‌ای برخی چهره‌های مدعی مبارزه با فساد و عدالتخواهی است. اقدام مشابه یاشار سلطانی، چهره اصلاح‌طلب، و وحید اشتری، چهره اصولگرا، در پنهان‌سازی مستقیم یا غیرمستقیم موضوع بدهی ۴ میلیارد دلاری حسین آقایاری و برجسته‌سازی روایت‌های جایگزین، پرسش‌های جدی درباره انگیزه‌ها و اهداف این فضاسازی‌ها ایجاد کرده است.

به ویژه پس از حاشیه هایی که در مورد روابط اشتری با بابک زنجانی و کارسازی برای او در هلدینگ خلیج فارس در جریان مناظره با حسین قربانزاده ایجاد شد.

در این میان پوشش گسترده و پرهزینه اظهارات این افراد در رسانه ها به صورت رپورتاژ آگهی طی هفته‌های گذشته، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا به جای تمرکز بر اصل مطالبه بازگشت ارزهای حاصل از فروش نفت از سوی حسین آقایاری که کلیه دستگاههای نظارتی نیز بر آن اجماع دارند، تلاش می‌شود موضوع به اختلافات سیاسی و رقابت میان جریان‌های مختلف و طرح موضوعات فرعی تقلیل پیدا کند؟

 

منبع: خط انرژی
اخبار مرتبط
  • ورود مجلس به موضوع تحقیق و تفحص از شرکت ملی نفت را نمی‌توان صرفاً یک اقدام نظارتی معمول دانست؛ وقتی نمایندگان از «ارزیابی حجم تخلفات، بازپس‌گیری اموال ملت و برخورد با آمران و واسطه‌های پشت‌پرده» سخن می‌گویند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا سازوکارهای نظارتی و کنترلی وزارت نفت نتوانسته‌اند پیش از رسیدن پرونده‌ها به مرحله تحقیق و تفحص، مانع شکل‌گیری چنین ابهاماتی شوند؟

  • پرونده فروش نفت و بازگشت ارز حاصل از صادرات، بار دیگر با ادعاهایی درباره واگذاری حجم قابل‌توجهی از نفت کشور به یک واسطه وارد مرحله تازه‌ای شده است. حسین صمصامی، نماینده مجلس، مدعی شده بیش از ۸۶ میلیون بشکه نفت به یک فرد به‌صورت اعتباری و بدون دریافت تضمین‌های لازم واگذار شده و تنها وضعیت حدود ۳۰ میلیون بشکه از این میزان تعیین تکلیف شده است.

  • پرونده حسین آقایاری و عملکرد برخی تراستی‌های نفتی، پرسش‌های جدی درباره نحوه واگذاری محموله‌های نفت، تضامین دریافت‌شده و سرنوشت مطالبات چند میلیارد دلاری ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آنها نیازمند شفاف‌سازی وزارت نفت، شرکت ملی نفت و سایر دستگاه‌های مسئول است.

ارسال نظر