یادداشت تحلیلی صفحه سیاست؛

پایان عصر «بزن و دررو»؛ پیام راهبردی فرمانده کل قوا به واشنگتن و تل‌آویو

دیدار روز شنبه نهم آبان فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا، از دو منظر اهمیت راهبردی دارد؛ نخست آنکه این دیدار، نخستین دیدار رسمی اعلام‌شده با حضور فرماندهان ارشد نظامی در این ترکیب بود و دوم اینکه در شرایطی برگزار شد که جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح آن، پس از ماه‌ها تقابل با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، در وضعیتی متفاوت از دوره‌های پیشین بازدارندگی قرار دارند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
پایان عصر «بزن و دررو»؛ پیام راهبردی فرمانده کل قوا به واشنگتن و تل‌آویو
صفحه سیاست-

از همین رو، نمی‌توان این دیدار را صرفاً یک نشست معمول نظامی یا دیداری تشریفاتی و ادواری تلقی کرد. مجموعه تدابیر و رهنمودهای اعلام‌شده در این نشست، از نشانه‌های یک تغییر مرحله‌ای در دکترین بازدارندگی ایران حکایت دارد؛ تغییری که پیام اصلی آن روشن است: ممکن است دشمن درباره آغاز یک تجاوز نظامی تصمیم بگیرد، اما دیگر نمی‌تواند با اطمینان از محدود ماندن دامنه درگیری، زمان، جغرافیا و شرایط پایان آن را نیز مطابق خواست خود تعیین کند.

بازدارندگی جدید؛ پاسخ فوری، مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی

تأکید فرمانده معظم کل قوا بر پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به هر سطح و نوعی از تهدید، مهم‌ترین بخش راهبردی این دیدار محسوب می‌شود. این تأکید در واقع ناظر بر تغییر محاسبات طرف مقابل است؛ طرفی که در سال‌های گذشته تلاش کرده بود با تکیه بر برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی خود، امکان اجرای عملیات محدود علیه ایران و سپس کنترل دامنه درگیری را برای خود محفوظ نگه دارد.

واشنگتن و تل‌آویو در ماه‌های اخیر بار دیگر از احتمال اقدام نظامی جدید سخن گفته‌اند و گزارش‌هایی نیز درباره بررسی گزینه‌های مشترک نظامی و رایزنی با برخی دولت‌های منطقه منتشر شده است. با این حال، میان طراحی یک گزینه نظامی، تصمیم سیاسی برای اجرای آن و توانایی مدیریت پیامدهای جنگ، فاصله قابل‌توجهی وجود دارد.

دقیقاً همین فاصله است که باید در محاسبات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد توجه قرار گیرد. پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی به این معناست که جغرافیای واکنش ایران صرفاً به محل اصابت نخستین حمله محدود نخواهد بود، بلکه نوع تجاوز، منشأ تهدید، شبکه پشتیبانی و دارایی‌های مرتبط با عملیات دشمن نیز در محاسبات دفاعی ایران اهمیت خواهند داشت.

به بیان دیگر، دیگر نمی‌توان با تعریف چند هدف محدود و تعیین یک بازه زمانی کوتاه برای عملیات، انتظار داشت که جنگ مطابق برنامه طراحان آن آغاز و پایان یابد.

از توان تسلیحاتی تا معماری هوشمند بازدارندگی

بازدارندگی صرفاً با در اختیار داشتن موشک، پهپاد، سامانه‌های پدافندی و تجهیزات نظامی محقق نمی‌شود. بازدارندگی زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل به سه مؤلفه اساسی یقین داشته باشد: نخست، توانایی شناسایی منشأ تهدید و رصد تحرکات دشمن؛ دوم، اراده قطعی برای پاسخ‌گویی؛ و سوم، برخورداری از توان عملیاتی برای وارد کردن هزینه‌ای که امکان پیش‌بینی و کنترل کامل آن برای مهاجم وجود نداشته باشد.

تأکید بر آمادگی رزمی هوشمندانه، تقویت معماری اطلاعات نظامی، تعمیق دفاع بومی و به‌روزرسانی بانک اهداف را باید در همین چارچوب تحلیل کرد.

گزارش فرماندهان نظامی درباره آمادگی در خلیج‌فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای شمال‌غربی و جنوب‌شرقی، همچنین افزایش تولید مهمات و تجهیزات شناسایی، پشتیبانی و رزمی، نشان می‌دهد که پیام این دیدار صرفاً در سطح ادبیات بازدارندگی باقی نمانده و با مؤلفه‌های آمادگی عملیاتی نیز همراه است.

در این میان، تعبیر دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. دارایی‌های راهبردی یک طرف جنگ فقط ناو، پایگاه هوایی، انبار مهمات یا مرکز فرماندهی نیستند. شبکه ارتباطی و اطلاعاتی، زیرساخت‌های پشتیبانی، توان هماهنگی با متحدان، اعتبار سیاسی و حتی تصویر قدرت نظامی شکست‌ناپذیر نیز می‌توانند در معادلات راهبردی نقش داشته باشند.

بنابراین، هرچه دامنه اهداف راهبردی در محاسبات دفاعی گسترده‌تر شود، امکان محدودسازی هزینه‌های تجاوز برای طرف مهاجم دشوارتر خواهد شد.

شکست محاسبات دشمن در برابر ظرفیت دفاعی ایران

یکی از محورهای مهم در تحلیل شرایط کنونی، فاصله میان تبلیغات نظامی آمریکا و ارزیابی‌های کارشناسی و امنیتی این کشور از توان دفاعی ایران است. در حالی که واشنگتن و تل‌آویو در تبلیغات خود بر تضعیف توان نظامی ایران تأکید می‌کنند، گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌ها و نهادهای آمریکایی همچنان از باقی ماندن ظرفیت‌های موشکی و پهپادی ایران و نگرانی درباره توان پاسخ‌گویی منطقه‌ای آن حکایت دارند.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی درباره فشار بر ذخایر مهمات آمریکا و محدودیت‌های ظرفیت تولید برخی تسلیحات این کشور منتشر شده است. این مسائل نشان می‌دهد که جنگ، حتی برای قدرتی با ابعاد نظامی آمریکا نیز بدون هزینه و محدودیت نیست.

در چنین شرایطی، رجزخوانی‌های جدید واشنگتن و تل‌آویو را باید در کنار تلاش آنها برای حفظ اعتبار بازدارندگی و تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل ارزیابی کرد. تهدید نظامی، علاوه بر کارکرد عملیاتی احتمالی، می‌تواند ابزاری برای جنگ روانی، اثرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تردید در جامعه هدف باشد.

اما تجربه ماه‌های گذشته نشان داده است که صرف تهدید و نمایش قدرت، لزوماً به تغییر محاسبات راهبردی ایران منجر نمی‌شود.

مردم؛ حلقه اصلی زنجیره بازدارندگی ایران

با وجود اهمیت توان موشکی، پهپادی، دریایی و اطلاعاتی، یکی از مؤلفه‌های متمایزکننده ظرفیت دفاعی ایران، پیوند میان میدان نظامی و میدان مردمی است.

حضور مستمر مردم در تجمعات شبانه طی ماه‌های گذشته و تداوم این حضور در شرایط تهدید و فشار خارجی، از یک واقعیت اجتماعی حکایت دارد: نمی‌توان نارضایتی‌های اقتصادی و مطالبات داخلی جامعه را به معنای بی‌تفاوتی مردم نسبت به امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور تلقی کرد.

مردم ممکن است نسبت به گرانی، تبعیض، ضعف مدیریت و مشکلات اقتصادی انتقاد داشته باشند، اما این مطالبات را نباید با موضع آنها در برابر تجاوز خارجی یکسان دانست. تفکیک میان مطالبه‌گری داخلی و دفاع از کشور در برابر تهدید خارجی، یکی از نکات مهم در فهم رفتار اجتماعی جامعه ایران است.

در همین چارچوب، صدور پیام به مناسبت سالروز عملیات ذوالفقاری در نهم آبان ۱۳۵۹ نیز واجد اهمیت تاریخی و راهبردی است. یادآوری مقاومت مردم و نیروهای مدافع آبادان در روزهای نخست جنگ تحمیلی، بار دیگر بر نقش هوشیاری، حضور اجتماعی و پیوند مردم با نیروهای مسلح در مقابله با تجاوز تأکید می‌کند.

از این منظر، تعمیق دفاع بومی صرفاً به معنای توسعه تجهیزات و توان تولید داخلی نیست؛ بلکه به معنای تقویت پشتوانه اجتماعی و ملی دفاع از کشور نیز هست.

وحدت ساحات؛ گسترش جغرافیای معادله امنیت منطقه

مؤلفه دیگر بازدارندگی ایران، تحولات منطقه‌ای و پیوند میان جبهه‌های مختلف مقاومت است. تحولات لبنان، یمن، عراق و فلسطین نشان داده است که امنیت منطقه را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مرزهای یک کشور یا یک جغرافیای محدود تحلیل کرد.

مفهوم وحدت ساحات به این معناست که تحولات امنیتی در یک جبهه می‌تواند بر معادلات جبهه‌های دیگر اثر بگذارد. این جبهه‌ها الزاماً ساختار فرماندهی یکسان یا سازوکار عملیاتی کاملاً مشابهی ندارند، اما اشتراک در تجربه مقابله با اشغال، مداخله خارجی و سیاست‌های سلطه‌طلبانه، به آنها ظرفیت اثرگذاری متقابل می‌دهد.

در نتیجه، هرگونه اقدام نظامی جدید علیه ایران ممکن است پیامدهایی فراتر از جغرافیای مستقیم درگیری داشته باشد و ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی، دریایی و امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

همین مسئله، محاسبه هزینه و فایده جنگ جدید را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی پیچیده‌تر می‌کند؛ زیرا دیگر نمی‌توان پیامدهای یک درگیری احتمالی را صرفاً با توجه به اهداف اولیه عملیات سنجید.

آمریکا و اسرائیل؛ محدودیت در تحمیل پایان جنگ

یکی از واقعیت‌های مهم در معادلات امنیتی غرب آسیا، افزایش هزینه‌های حفظ نظم یک‌جانبه مورد نظر آمریکا است. واشنگتن همچنان از قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای برخوردار است، اما این قدرت به معنای توانایی نامحدود برای آغاز جنگ و تحمیل یک پایان مطلوب به طرف مقابل نیست.

رژیم صهیونیستی نیز با وجود برخورداری از حمایت گسترده سیاسی، اطلاعاتی و تسلیحاتی غرب، در مدیریت بحران‌های طولانی و چندساحتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو است. وابستگی امنیتی این رژیم به حمایت مستقیم آمریکا نیز نشان می‌دهد که معادله قدرت در منطقه، برخلاف تصویر تبلیغاتی تل‌آویو، صرفاً بر مبنای برتری نظامی یک‌طرفه قابل تعریف نیست.

در چنین فضایی، پیام نهم آبان فرمانده معظم کل قوا را باید هشداری درباره تغییر قواعد محاسبه جنگ دانست؛ هشداری که هدف آن جلوگیری از شکل‌گیری این تصور در طرف مقابل است که می‌تواند حمله‌ای محدود انجام دهد، اهداف مشخصی را مورد اصابت قرار دهد و بدون مواجهه با پیامدهای گسترده، از میدان خارج شود.

البته این رویکرد به معنای استقبال ایران از جنگ نیست. میان پرهیز از جنگ و هراس از جنگ تفاوت اساسی وجود دارد. سیاست دفاعی یک کشور می‌تواند بر جلوگیری از درگیری استوار باشد، اما این هدف زمانی پایدار خواهد بود که طرف مقابل نیز از هزینه‌های تجاوز اطمینان داشته باشد.

نهم آبان؛ اعلام تغییر در محاسبات بازدارندگی

مجموعه پیام‌ها و تدابیر مطرح‌شده در دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با فرمانده معظم کل قوا، حامل یک مفهوم محوری است: بازدارندگی ایران وارد مرحله‌ای شده که در آن، صرف تهدید به پاسخ کافی نیست و باید طرف مقابل بداند هرگونه تجاوز می‌تواند پیامدهایی فراتر از پیش‌بینی اولیه او داشته باشد.

پاسخ فوری و اثرگذار، نبود محدودیت جغرافیایی در واکنش، تقویت معماری اطلاعات نظامی، توسعه توان بومی، به‌روزرسانی بانک اهداف و اتکای هم‌زمان به ظرفیت مردمی و منطقه‌ای، اجزای یک منظومه دفاعی هستند که هدف آن افزایش هزینه تصمیم به تجاوز است.

در این چارچوب، شاید آغاز یک درگیری همچنان در اختیار تصمیم سیاسی و نظامی طرف مهاجم باشد، اما کنترل پیامدها و پایان آن الزاماً در اختیار آغازکننده نخواهد بود.

پیام نهم آبان را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: ایران به دنبال جنگ نیست، اما اجازه نخواهد داد هیچ قدرت خارجی با تصور یک عملیات محدود و کم‌هزینه، امنیت و تمامیت ارضی کشور را به مخاطره بیندازد. عصر محاسبه یک‌طرفه درباره آغاز و پایان جنگ، با تغییر معادلات بازدارندگی ایران روبه‌رو شده است.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر