همزمان با کاهش نسبی تنشها در محدوده تنگه هرمز، ارزیابیهای سیاسی و امنیتی از آن حکایت دارد که فضای کنونی را نمیتوان بهسادگی به عنوان آتشبس یا پایان بحران تعبیر کرد. آنچه در روزهای اخیر رخ داده، بیشتر نشانه ورود موقت پرونده هرمز به مرحلهای از کنترل تنش است؛ مرحلهای که در آن، دیپلماسی فرصت تنفس یافته اما مؤلفههای بازدارندگی همچنان فعال ماندهاند.
تحولات میدانی و سیاسی نشان میدهد کاهش سطح درگیریها با ازسرگیری تماسها از مسیر عمان همزمان شده است؛ موضوعی که احتمال تلاش برای مدیریت بحران، نه حلوفصل نهایی آن، را تقویت میکند. حضور هیأتهای فنی عمانی در ایران و تمرکز گفتوگوها بر سازوکار عبور و مرور شناورها، بیانگر آن است که رایزنیهای جاری بیش از هر چیز با هدف جلوگیری از عبور بحران به مرحلهای پرهزینهتر دنبال میشود.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند توقف نسبی اقدامات نظامی در روزهای اخیر را باید یک وقفه تاکتیکی دانست، نه نشانهای از تغییر بنیادین در راهبرد طرفهای درگیر. به باور آنان، همزمانی کاهش تحرکات امنیتی با فعالتر شدن نقش میانجیگرانه عمان، از تلاش برای ایجاد حداقلی از ثبات عملیاتی در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان خبر میدهد.
اهمیت این تحول از آن جهت دوچندان است که تنگه هرمز صرفاً یک مسیر دریایی معمولی نیست، بلکه یکی از اصلیترین شریانهای تجارت جهانی انرژی به شمار میرود. از این رو، هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی این آبراه، تنها بر مناسبات منطقهای اثر نمیگذارد، بلکه میتواند بازارهای بینالمللی نفت، امنیت کشتیرانی و محاسبات ژئوپلیتیکی قدرتهای درگیر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای گذشته، عمان بارها نقش کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن را برعهده داشته و در مقاطع بحرانی کوشیده است از تشدید رویارویی جلوگیری کند. اکنون نیز نشانهها حاکی از آن است که مسقط بار دیگر تلاش میکند با تکیه بر گفتوگوهای فنی و تماسهای غیرعلنی، زمینهای برای کاهش اصطکاک در پرونده هرمز فراهم کند. با این حال، تداوم این روند به معنای رفع اختلافات راهبردی میان طرفین نیست.
از منظر ناظران، یکی از نکات کلیدی در تحلیل شرایط فعلی آن است که کاهش تنش لزوماً با تغییر مواضع سیاسی بازیگران همراه نشده است. به همین دلیل، برخی ارزیابیها تأکید دارند که سکوت نسبی فعلی در منطقه را باید نوعی تنظیم موقت رفتارها دانست؛ وضعیتی که میتواند با کوچکترین خطای محاسباتی یا شکست در روند میانجیگری، بار دیگر جای خود را به چرخه تشدید تنش بدهد.
در چنین شرایطی، آینده بحران بیش از هر چیز به نتیجه رایزنیهای در حال انجام، میزان موفقیت عمان در حفظ کانالهای ارتباطی و نحوه مواجهه بازیگران اصلی با ملاحظات امنیتی وابسته است. بر همین اساس، فضای فعلی را نمیتوان نقطه پایان تنشها در تنگه هرمز تلقی کرد؛ بلکه این وضعیت را باید فرصتی محدود برای آزمودن ظرفیت دیپلماسی در کنار حفظ موازنه بازدارندگی دانست.
در مجموع، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، نه صلحی پایدار است و نه آتشبسی تثبیتشده؛ بلکه وضعیتی شکننده و موقت است که در آن، طرفها همزمان در دو مسیر مذاکره و فشار حرکت میکنند. از این منظر، هرچند کاهش درگیریها میتواند نشانهای مثبت در کوتاهمدت باشد، اما تا زمانی که ریشههای اختلاف حل نشود، نمیتوان از عبور کامل منطقه از بحران سخن گفت.