دبیر شورای عالی امنیت ملی تشریح کرد:

تنگه هرمز تا اجرای شروط ایران باز نمی‌شود؛ امنیت منطقه باید به دست کشورهای منطقه باشد

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در تشریح آخرین تحولات منطقه‌ای و روندهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، از تعیین شروط هفت‌گانه ایران برای آغاز مذاکرات و بازگشایی تنگه هرمز خبر داد. او همچنین با اشاره به نشست چهارجانبه تهران، بر ضرورت شکل‌گیری نظم امنیتی جدید در غرب آسیا با محوریت کشورهای منطقه تأکید کرد؛ نظمی که به گفته او، باید بدون مداخله قدرت‌های خارجی و با در نظر گرفتن جایگاه ایران شکل بگیرد. مجموعه این مواضع نشان می‌دهد تهران می‌خواهد پایان تقابل نظامی را نه صرفاً در قالب توقف درگیری‌ها، بلکه در چارچوبی مرتبط با امنیت ملی، حقوق ایران و ترتیبات آینده منطقه دنبال کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تنگه هرمز تا اجرای شروط ایران باز نمی‌شود؛ امنیت منطقه باید به دست کشورهای منطقه باشد
صفحه سیاست-

 یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان محسن رضایی، تأکید بر ارتباط مستقیم بازگشایی تنگه هرمز با اجرای شروط ایران بود. او اعلام کرد که تهران شروط خود را از طریق میانجی‌ها به طرف آمریکایی منتقل کرده و تا زمانی که این شروط اجرا نشوند، نه بازگشایی تنگه هرمز در دستور کار قرار می‌گیرد و نه مذاکرات به شکل موردنظر طرف مقابل آغاز خواهد شد.

رضایی در توضیح روند انتقال پیام‌ها گفت که آمریکا بارها برای ورود ایران به مذاکرات پیگیری کرده است؛ اما تهران اعلام کرده که پیش از هرگونه گفت‌وگو، باید تغییر رفتار طرف مقابل را مشاهده کند. به گفته او، پیام‌های ردوبدل‌شده از مسیرهایی مانند پاکستان و قطر، در چند مرحله ادامه یافته و پیشنهادهای ارائه‌شده از سوی طرف آمریکایی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

او با اشاره به اینکه پیشنهادهای بعدی آمریکا نسبت به پیشنهادهای اولیه شفاف‌تر بوده‌اند، تأکید کرد که ایران همچنان ابهاماتی داشته و پاسخ‌های دریافت‌شده را بررسی کرده است. از نگاه رضایی، تجربه تقابل‌های گذشته اجازه نمی‌دهد تهران صرفاً بر مبنای خوش‌بینی وارد توافقی شود که ضمانت‌های لازم برای اجرای آن روشن نیست.

چرا ایران بر اجرای شروط پیش از مذاکره تأکید دارد؟

در منطق مطرح‌شده از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی، مسئله اصلی صرفاً رسیدن به توافق نیست؛ بلکه چگونگی تضمین اجرای آن و جلوگیری از تکرار درگیری‌ها اهمیت دارد.

رضایی تصریح کرد که ایران نمی‌خواهد به الگوی پیشین دیپلماسی بازگردد؛ الگویی که از نظر او، نمی‌تواند به‌تنهایی مانع تکرار اقدامات نظامی علیه کشور شود. به همین دلیل، تهران بر تغییر رفتار آمریکا، روشن شدن تعهدات طرف مقابل و مشخص شدن سازوکارهای اجرایی و راستی‌آزمایی تأکید دارد.

این رویکرد را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن دیپلماسی با بازدارندگی دانست؛ به این معنا که مذاکره زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتواند احتمال تکرار جنگ را کاهش دهد و از حقوق و منافع ملی ایران حفاظت کند.

مدیریت تنگه هرمز؛ تفاوت شروط جدید ایران با چارچوب اسلام‌آباد

رضایی در بخش دیگری از سخنان خود، شروط هفت‌گانه ایران را متفاوت از چارچوب تفاهم اسلام‌آباد توصیف کرد و گفت که در هر یک از این شروط، بندهای دیگری نیز وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که مجموع موارد موردنظر ایران ممکن است به ۱۱ شرط برسد.

به گفته او، یکی از تفاوت‌های مهم به نحوه مدیریت تنگه هرمز مربوط می‌شود. رضایی توضیح داد که در چارچوب جدید موردنظر ایران، موضوع کریدور مشترک میان ایران و عمان، ثبت آن در سازمان بین‌المللی دریانوردی و مدیریت ایران بر این آبراه مطرح است.

او همچنین به تفاوت‌های موردنظر ایران در زمینه دریافت وجوه، راستی‌آزمایی تعهدات و ضمانت اجرایی توافق اشاره کرد.

اهمیت این موضوع در آن است که تنگه هرمز، به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی و نقش آن در انتقال انرژی، صرفاً یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت راهبردی ایران به شمار می‌رود. از این منظر، هرگونه توافق درباره وضعیت این آبراه می‌تواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه تهران و واشنگتن داشته باشد و بر معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه اثر بگذارد.

با این حال، جزئیات کامل شروط هفت‌گانه و سازوکارهای پیشنهادی برای اجرای آنها در اظهارات نقل‌شده از رضایی تشریح نشده است. بنابراین، ارزیابی دقیق امکان اجرای این چارچوب به انتشار جزئیات بیشتر و روشن شدن موضع رسمی طرف‌های مرتبط نیاز دارد.

مذاکره با آمریکا؛ تأکید تهران بر تغییر رفتار واشنگتن

بخش دیگری از سخنان رضایی به روند ارتباطات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا اختصاص داشت. او گفت تهران در پاسخ به درخواست‌های مکرر برای مذاکره، ابتدا شروط خود را مطرح کرده و سپس پاسخ‌های دریافتی را مورد بررسی قرار داده است.

رضایی همچنین از دریافت نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، خبر داد و گفت که هنوز پاسخی به این نامه نداده است. او لحن نامه جدید را متفاوت از نامه پیشین دونالد ترامپ به رهبری ایران توصیف کرد، اما درباره محتوای آن توضیح بیشتری نداد.

از منظر تحلیلی، اهمیت این بخش از سخنان رضایی در آن است که کانال‌های ارتباطی میان دو طرف، با وجود تداوم بی‌اعتمادی، همچنان فعال توصیف می‌شوند. با این حال، وجود پیام‌های دیپلماتیک به‌تنهایی به معنای نزدیک شدن قطعی به توافق نیست.

گره اصلی همچنان به میزان انعطاف طرفین، تعریف تعهدات متقابل و وجود تضمین‌های معتبر برای جلوگیری از تکرار درگیری‌ها بستگی دارد. ایران، بر اساس مواضع اعلام‌شده از سوی رضایی، قصد دارد پیش از ورود به مذاکرات گسترده‌تر، تغییر رفتار آمریکا را در عمل مشاهده کند.

بازدارندگی ایران؛ پایان جنگ باید مانع تکرار حمله شود

رضایی در تشریح چرایی پافشاری ایران بر شروط خود، به مسئله بازدارندگی اشاره کرد و گفت اگر آمریکا در قبال اقدامات نظامی خود با پیامدهای مشخصی روبه‌رو نشود، ممکن است دیگر کشورها نیز در آینده تصور کنند که حمله به ایران هزینه‌ای در پی نخواهد داشت.

او تأکید کرد که هدف ایران، ادامه جنگ نیست؛ بلکه دستیابی به شرایطی است که از تکرار حمله نظامی جلوگیری کند. رضایی در همین چارچوب، ایستادگی تهران را نه ناشی از لجبازی، بلکه مبتنی بر ملاحظات امنیت ملی توصیف کرد.

این موضع، یکی از محورهای اصلی سیاست اعلام‌شده ایران در ارتباط میان میدان و دیپلماسی است. بر اساس این نگاه، قدرت دفاعی و توان بازدارندگی باید پشتوانه‌ای برای مذاکرات باشد تا توافق احتمالی صرفاً به توقف موقت درگیری‌ها محدود نماند.

رضایی همچنین با اشاره به آمادگی نیروهای مسلح، نسبت به پیامدهای هرگونه اقدام نظامی مجدد علیه ایران هشدار داد. این اظهارات نشان می‌دهد تهران در کنار پیگیری مسیر دیپلماتیک، بر حفظ آمادگی دفاعی نیز تأکید دارد.

در چنین شرایطی، چالش اصلی آن است که دو طرف چگونه می‌توانند میان ملاحظات امنیتی، مطالبات سیاسی و هزینه‌های اقتصادی تداوم تقابل، به چارچوبی قابل اجرا دست پیدا کنند.

نشست چهارجانبه تهران؛ تلاش برای شکل‌گیری نظم امنیتی منطقه‌ای

در بخش منطقه‌ای سخنان رضایی، نشست چهارجانبه تهران و گفت‌وگو با نمایندگان سه کشور دیگر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. او با اشاره به این نشست گفت که شرکت‌کنندگان درباره ترتیبات امنیتی آینده غرب آسیا و تحولات مرتبط با اسرائیل گفت‌وگو کرده‌اند.

به گفته رضایی، در این دیدار درباره موضوعاتی مانند وضعیت لبنان، سوریه، غزه و کرانه باختری و همچنین ضرورت دفاع از مسلمانان در برابر اقدامات اسرائیل بحث شده است. او همچنین تأکید کرد که در گفت‌وگوهای رسمی، تمرکز اصلی بر ترتیبات آینده منطقه بوده و موضوعاتی مانند پیمان مکه و یمن در دستور کار رسمی این نشست قرار نداشته است.

رضایی اعلام کرد که این نشست، نخستین گفت‌وگو در چنین چارچوبی درباره ترتیبات منطقه‌ای بوده و قرار است رایزنی‌ها ادامه پیدا کند. او همچنین از احتمال سفر دوباره وزیران خارجه سه کشور به ایران خبر داد.

چرا امنیت غرب آسیا به همکاری کشورهای منطقه وابسته است؟

غرب آسیا طی سال‌های گذشته شاهد رقابت قدرت‌های خارجی، درگیری‌های نظامی، بحران‌های سیاسی و تلاش بازیگران مختلف برای گسترش حوزه نفوذ خود بوده است. در چنین فضایی، مسئله تأمین امنیت منطقه همواره با این پرسش همراه بوده که چه بازیگرانی باید مسئولیت اصلی مدیریت بحران‌ها را بر عهده داشته باشند.

موضع مطرح‌شده از سوی رضایی بر این اصل استوار است که کشورهای منطقه باید نقش محوری در تعیین ترتیبات امنیتی داشته باشند و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نباید تعیین‌کننده اصلی آینده غرب آسیا باشند.

البته تحقق چنین نظمی به صرف برگزاری نشست‌های سیاسی وابسته نیست. اختلاف منافع میان کشورهای منطقه، رقابت‌های ژئوپلیتیکی، بحران‌های حل‌نشده و سطح اعتماد متقابل، از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر مسیر همکاری‌های امنیتی اثر بگذارند.

از این رو، اهمیت نشست تهران را باید در تداوم گفت‌وگوها و امکان تبدیل تفاهم‌های سیاسی به سازوکارهای عملی سنجید؛ نه صرفاً در مواضع اعلام‌شده پس از یک دیدار.

ایران در نظم آینده منطقه؛ از موقعیت ژئوپلیتیکی تا قدرت بازدارندگی

رضایی در سخنان خود بارها بر جایگاه ایران در معادلات آینده غرب آسیا تأکید کرد و معتقد بود که هیچ ترتیبات امنیتی پایداری نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن نقش ایران شکل بگیرد.

این ارزیابی بر مجموعه‌ای از عوامل استوار است؛ از موقعیت جغرافیایی ایران و همسایگی با مناطق راهبردی گرفته تا نقش کشور در معادلات امنیتی خلیج فارس و تنگه هرمز. افزون بر این، توان دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران نیز از مؤلفه‌هایی است که در محاسبات امنیتی منطقه اهمیت دارد.

با این حال، تبدیل ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی و دفاعی به یک نظم امنیتی پایدار، به دیپلماسی فعال، تعریف منافع مشترک و ایجاد سازوکارهای قابل اتکا برای حل اختلافات نیاز دارد.

به بیان دیگر، قدرت بازدارندگی می‌تواند جایگاه یک کشور را در مذاکرات تقویت کند، اما دوام ترتیبات امنیتی به توانایی بازیگران برای تبدیل این موازنه قدرت به توافق‌های اجرایی نیز وابسته است.

از این منظر، تأکید رضایی بر حضور ایران در ترتیبات آینده منطقه را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن موقعیت راهبردی کشور با نقش آن در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و امنیتی غرب آسیا ارزیابی کرد.

اختلافات هسته‌ای و آژانس؛ مطالبه حقوق ایران در چارچوب ان‌پی‌تی

پرونده هسته‌ای ایران نیز یکی دیگر از محورهای مهم اظهارات رضایی بود. او با انتقاد از عملکرد رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مدعی شد که ایران در دوره‌های مختلف همکاری‌های گسترده‌ای با آژانس داشته و بازرسی‌های متعددی در تأسیسات هسته‌ای کشور انجام شده است.

رضایی همچنین درباره احتمال تغییر دکترین هسته‌ای ایران توضیح داد که تاکنون تصمیم رسمی جدیدی در این زمینه از سوی نهادهای حکومتی اتخاذ نشده است؛ هرچند به گفته او، این موضوع در فضای عمومی و در واکنش به حملات علیه تأسیسات هسته‌ای ایران مطرح شده است.

او تأکید کرد که ایران تا زمانی که عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است، حقوق خود را در چارچوب این پیمان مطالبه خواهد کرد. در عین حال، رضایی گفت که در صورت بروز جنگی دیگر، موضوع ادامه عضویت ایران در این پیمان ممکن است دوباره مورد بحث قرار گیرد.

این اظهارات نشان می‌دهد که پرونده هسته‌ای همچنان با دو مسئله مهم پیوند خورده است: از یک سو، اختلاف بر سر تعهدات، نظارت و همکاری با آژانس؛ و از سوی دیگر، بحث درباره تضمین امنیت تأسیسات هسته‌ای و حقوق ایران در چارچوب تعهدات بین‌المللی.

با وجود این، اظهارات رضایی درباره تغییر احتمالی دکترین هسته‌ای را نباید به‌منزله اتخاذ تصمیم رسمی در این زمینه تلقی کرد؛ زیرا او صراحتاً اعلام کرده که تاکنون تصمیم حکومتی جدیدی اتخاذ نشده است.

وحدت ملی و هماهنگی سیاسی؛ پشتوانه دیپلماسی و امنیت

رضایی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود، بر ضرورت هماهنگی میان نهادهای تصمیم‌گیر کشور تأکید کرد و گفت که در شرایط فعلی، مسئولان در حوزه‌های جنگ، دیپلماسی و مقابله با فشارهای اقتصادی به هماهنگی رسیده‌اند.

او همچنین توضیح داد که در دوره جنگ، مسئولیت دیپلماسی به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده و در شرایط عادی، دولت و وزارت امور خارجه مسئولیت اصلی این حوزه را بر عهده دارند. به گفته رضایی، شورای عالی امنیت ملی نیز با توجه به ساختار آن و حضور رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و فرماندهان نیروهای مسلح، بخشی از سازوکار هماهنگی میان بخش‌های مختلف کشور است.

رضایی با رد روایت‌های مبتنی بر اختلاف میان مسئولان، از مردم خواست به دوگانه‌سازی‌های سیاسی توجه نکنند. او همچنین در تشریح دیدار خود با رهبر انقلاب گفت که در این ملاقات درباره دیپلماسی، دفاع، معیشت مردم و نقش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در هماهنگی امور اقتصادی و سیاسی گفت‌وگو شده است.

این بخش از سخنان او نشان می‌دهد که از نگاه مسئولان امنیتی، مدیریت هم‌زمان فشارهای خارجی و مشکلات داخلی به هماهنگی میان نهادهای سیاسی، دفاعی و اقتصادی نیاز دارد.

با این حال، سنجش میزان اثربخشی این هماهنگی، در نهایت به نتایج عملی آن در حوزه‌هایی مانند کاهش فشار اقتصادی، بهبود معیشت خانوارها، افزایش کارآمدی تصمیم‌گیری‌ها و پیشبرد دیپلماسی وابسته خواهد بود.

اقتصاد و معیشت مردم؛ حلقه مهم امنیت ملی

یکی از نکات قابل توجه در سخنان رضایی، ارتباطی بود که میان تحولات نظامی، فشارهای اقتصادی و زندگی روزمره مردم برقرار کرد. او با اشاره به پیامدهای جنگ برای اقتصاد جهانی، مدعی شد که آثار این تقابل به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و آمریکا، نیز رسیده است.

رضایی همچنین با اشاره به مشکلات معیشتی مردم ایران، بر ضرورت توجه به هماهنگی اقتصادی و حمایت از خانوارها تأکید کرد و از اقداماتی مانند تقویت حقوق کارکنان و تأمین کالابرگ سخن گفت.

از منظر تحلیلی، این بخش از اظهارات اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا پایداری امنیت ملی تنها به توان نظامی و موقعیت دیپلماتیک وابسته نیست. تاب‌آوری اقتصادی، حفظ قدرت خرید خانوارها، استمرار فعالیت‌های تولیدی و توان دولت برای مدیریت فشارهای معیشتی نیز در حفظ انسجام اجتماعی نقش دارند.

در شرایطی که تنش‌های نظامی می‌توانند بر تجارت، سرمایه‌گذاری، بازار انرژی و انتظارات اقتصادی اثر بگذارند، پیوند میان سیاست خارجی و اقتصاد داخلی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند.

به همین دلیل، موفقیت هر راهبرد امنیتی در بلندمدت، علاوه بر حفظ قدرت دفاعی و جلوگیری از تهدیدهای خارجی، به توانایی کشور برای کاهش هزینه‌های اقتصادی بحران و بهبود شرایط زندگی مردم نیز بستگی دارد.

دیپلماسی مشروط در کنار بازدارندگی دفاعی

مجموع اظهارات محسن رضایی را می‌توان در سه محور اصلی خلاصه کرد: **اصرار بر اجرای شروط ایران پیش از بازگشایی تنگه هرمز و پیشبرد مذاکرات، تلاش برای شکل‌گیری ترتیبات امنیتی منطقه‌ای با محوریت کشورهای غرب آسیا و تأکید بر حفظ آمادگی دفاعی برای جلوگیری از تکرار درگیری‌ها.

در سطح دیپلماتیک، تهران بر این موضع تأکید دارد که مذاکره بدون تغییر رفتار طرف مقابل و بدون تضمین‌های اجرایی کافی، نمی‌تواند پاسخ‌گوی نگرانی‌های امنیتی ایران باشد. در سطح منطقه‌ای نیز، نشست چهارجانبه تهران به‌عنوان تلاشی برای گسترش رایزنی‌ها درباره آینده امنیت غرب آسیا معرفی شده است.

در کنار این دو محور، پرونده هسته‌ای و مسائل اقتصادی نشان می‌دهند که معادلات پیش رو صرفاً به روابط نظامی محدود نیستند و ابعاد حقوقی، سیاسی و معیشتی نیز در آن نقش دارند.

با این همه، تحقق اهداف اعلام‌شده به عواملی مانند میزان پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا، شفافیت توافق‌های احتمالی، امکان راستی‌آزمایی تعهدات و توانایی کشورهای منطقه برای تبدیل گفت‌وگوهای سیاسی به همکاری‌های عملی بستگی دارد.

در نهایت، مسئله اصلی این است که آیا تحولات جاری به شکل‌گیری ترتیباتی پایدار برای کاهش تنش‌ها و تقویت امنیت منطقه منجر می‌شود یا منطقه همچنان در چرخه‌ای از تقابل نظامی، مذاکرات ناپایدار و بی‌اعتمادی متقابل باقی خواهد ماند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر