سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، روز شنبه ۹ آبانماه در واکنش به اظهارات اخیر فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، به مواضع پیشین وی در قبال حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کرد.
عراقچی با یادآوری اینکه مرتس در آغاز حملات سال گذشته از این اقدام استقبال کرده و گفته بود «آنها دارند کار کثیف اروپا را انجام میدهند»، به تناقض آشکار در رویکرد مقام ارشد آلمانی اشاره کرد؛ تناقضی که از یک سو حمایت سیاسی از اقدام نظامی علیه ایران را نشان میدهد و از سوی دیگر، اکنون با آشکار شدن پیامدهای اقتصادی جنگ، نگرانی اروپا از ادامه بحران را به همراه داشته است.
وزیر امور خارجه کشورمان در ادامه با اشاره به قدرت دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: ۱۰۰ میلیارد یورو در مقایسه با ضربهای سهمگین و ویرانگر که نیروهای مسلح قدرتمند ایران به کسانی که جرأت تعرض به ملت ما را داشته باشند وارد خواهند کرد، هیچ است.
وی در پایان پیام خود در شبکه اجتماعی ایکس، با تأکید بر تغییر شرایط و محاسبات امنیتی نوشت: «دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت.»
اعتراف برلین به هزینههای سنگین جنگ علیه ایران
اظهارات عراقچی در شرایطی مطرح میشود که فریدریش مرتس نیز بهتازگی از پیامدهای اقتصادی جنگ علیه ایران برای کشورهای اروپایی سخن گفته است.
صدراعظم آلمان در جریان سفر به کره جنوبی و در گفتوگو با خبرنگاران اعلام کرد افزایش قیمت حاملهای انرژی طی هشت ماه گذشته، بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو هزینه اضافی به شرکتها و مصرفکنندگان اروپایی تحمیل کرده است.
مرتس با اشاره به تأثیر گسترده این درگیری بر اقتصاد اروپا تأکید کرد که کشورهای اروپایی از نظر اقتصادی منفعت مستقیمی در پایان یافتن این رویارویی دارند و آلمان نیز از مسیرهای دیپلماتیک مختلف برای خاتمه هرچه سریعتر بحران استفاده میکند.
این اظهارات در واقع بیانگر آن است که پیامدهای جنگ، فراتر از میدان نظامی، به حوزه انرژی، تولید، تجارت و معیشت شهروندان اروپایی نیز سرایت کرده است.
تناقض راهبردی اروپا؛ حمایت از جنگ یا مطالبه صلح؟
نکته مهم در مواضع اخیر صدراعظم آلمان، فاصله میان رویکرد اولیه برلین در قبال حملات نظامی علیه ایران و نگرانی امروز آن از تبعات اقتصادی این درگیری است.
وقتی یک مقام ارشد اروپایی در ابتدای جنگ از حملات نظامی علیه ایران استقبال میکند و حتی آن را انجام «کار کثیف اروپا» توصیف میکند، طبیعی است که اکنون مطالبه پایان بحران با پرسشهایی جدی درباره مسئولیت سیاسی و امنیتی حامیان این حملات همراه شود.
اروپا نمیتواند از یک سو در محاسبات سیاسی و امنیتی خود، فشار نظامی علیه ایران را ابزاری برای پیشبرد اهدافش بداند و از سوی دیگر، هنگامی که هزینههای اقتصادی و انرژی این رویکرد به کشورهای اروپایی بازمیگردد، صرفاً در جایگاه قربانی بحران ظاهر شود.
از این منظر، خسارت ۱۰۰ میلیارد یورویی اعلامشده از سوی مرتس را باید فراتر از یک عدد اقتصادی ارزیابی کرد؛ این رقم نشانهای از آسیبپذیری اقتصاد اروپا در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی و وابستگی امنیت اقتصادی این قاره به ثبات منطقه غرب آسیاست.
قدرت بازدارندگی ایران؛ متغیری تعیینکننده در محاسبات غرب
پیام عراقچی را همچنین میتوان هشداری درباره تغییر محاسبات بازدارندگی ایران دانست. جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده است که امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور قابل معامله نیست و هرگونه تعرض، با پاسخی متناسب و بازدارنده مواجه خواهد شد.
در چنین شرایطی، هزینههای احتمالی یک ماجراجویی نظامی علیه ایران را نمیتوان صرفاً به خسارتهای مستقیم میدان نبرد محدود کرد. امنیت مسیرهای انتقال انرژی، ثبات بازارهای جهانی، هزینههای بیمه و حملونقل دریایی و آینده سرمایهگذاری در منطقه نیز از جمله متغیرهایی هستند که در محاسبات قدرتهای غربی اهمیت دارند.
جمعبندی اینکه: اظهارات اخیر عراقچی حامل این پیام روشن است که حمایت سیاسی از جنگ علیه ایران، بدون پذیرش مسئولیت پیامدهای آن امکانپذیر نیست. اروپا امروز با بخشی از هزینههای اقتصادی این بحران روبهرو شده، اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست: آیا کشورهای اروپایی حاضرند میان سیاستهای تقابلی و الزامات واقعی امنیت و ثبات منطقه، انتخابی واقعبینانه انجام دهند؟