صفحه سیاست گزارش می دهد؛

مخالفت ارتش اسرائیل با حمله جدید به ایران؛ نتانیاهو میان قمار نظامی و شکست انتخاباتی

گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز از مخالفت فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی با طرح بنیامین نتانیاهو برای حمله مجدد به ایران، از شکاف در سطوح سیاسی و نظامی این رژیم پرده برداشته است. نگرانی از پاسخ کوبنده ایران، تردید درباره ضرورت عملیات مستقل از آمریکا و ملاحظات انتخاباتی، سه عاملی هستند که بنا بر این گزارش، محاسبات تل‌آویو را با چالش مواجه کرده‌اند؛ تحولاتی که نشان می‌دهد تصمیم‌گیری درباره تقابل مجدد با ایران، صرفاً یک انتخاب نظامی نیست و مستقیماً با آینده سیاسی نتانیاهو گره خورده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
مخالفت ارتش اسرائیل با حمله جدید به ایران؛ نتانیاهو میان قمار نظامی و شکست انتخاباتی
صفحه سیاست-

روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز بامداد سه‌شنبه به نقل از منابع صهیونیست گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، خواستار اجرای حمله‌ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران پیش از برگزاری انتخابات سراسری در سرزمین‌های اشغالی بوده است؛ طرحی که با مخالفت مقام‌های نظامی این رژیم روبه‌رو شد.

بر اساس این گزارش، ایال زمیر، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی، حمله پیشنهادی را غیرضروری ارزیابی کرده و نسبت به پیامدهای یک عملیات مستقل و بدون همراهی آمریکا ابراز نگرانی کرده است. نگرانی اصلی فرمانده ارتش اسرائیل، احتمال واکنش شدید ایران و گسترش دامنه تقابل نظامی عنوان شده است.

این موضع‌گیری را می‌توان نشانه‌ای از اختلاف محاسبات میان رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی دانست؛ اختلافی که در آن، ملاحظات انتخاباتی نتانیاهو در برابر ارزیابی نظامیان از هزینه‌ها و خطرات یک درگیری تازه قرار گرفته است.

چرا ارتش اسرائیل با حمله مستقل به ایران مخالف است؟

یکی از نکات مهم گزارش نیویورک‌تایمز، نگرانی فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی از پیامدهای حمله‌ای است که بدون مشارکت مستقیم آمریکا انجام شود.

در محاسبات نظامی، آغاز عملیات لزوماً به معنای کنترل روند درگیری نیست. حمله جدید به ایران می‌تواند با واکنشی روبه‌رو شود که دامنه و مدت آن از پیش‌بینی‌های اولیه فراتر برود و هزینه‌های نظامی و امنیتی سنگینی را به تل‌آویو تحمیل کند.

بر همین اساس، مخالفت ایال زمیر را می‌توان از منظر نگرانی درباره کنترل‌پذیری بحران تحلیل کرد. اگر یک عملیات محدود به تقابلی گسترده‌تر تبدیل شود، رژیم صهیونیستی ممکن است ناچار شود در شرایطی وارد مرحله جدیدی از درگیری شود که از نظر آمادگی نظامی، پشتیبانی خارجی و مدیریت پیامدهای امنیتی با محدودیت‌هایی روبه‌رو است.

در چنین شرایطی، نقش آمریکا نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. اختلاف بر سر اجرای عملیات مستقل یا هماهنگ با واشنگتن، صرفاً یک مسئله تاکتیکی نیست؛ بلکه به ارزیابی دو طرف از هزینه‌های احتمالی جنگ و میزان تعهد آمریکا به حمایت از اسرائیل مربوط می‌شود.

انتخابات؛ حلقه اتصال محاسبات نظامی و بقای سیاسی نتانیاهو

گزارش نیویورک‌تایمز، انتخابات سراسری سرزمین‌های اشغالی را یکی از متغیرهای اثرگذار بر تصمیم نتانیاهو معرفی می‌کند. بر اساس این گزارش، جنگ مجدد با ایران می‌توانست به تعویق انتخابات منجر شود یا مسیر تلاش مخالفان نتانیاهو برای تشکیل کابینه پس از انتخابات را تغییر دهد.

این موضوع نشان می‌دهد که تقابل نظامی با ایران، در معادلات سیاسی تل‌آویو می‌تواند کارکردی فراتر از اهداف امنیتی داشته باشد. برای نخست‌وزیری که با رقابت سیاسی و احتمال از دست دادن قدرت مواجه است، تحولات امنیتی ممکن است بر فضای انتخاباتی، اولویت‌های افکار عمومی و موقعیت احزاب تأثیر بگذارد.

با این حال، نمی‌توان صرفاً بر اساس گزارش منتشرشده نتیجه گرفت که انگیزه اصلی نتانیاهو از پیشنهاد حمله، جلوگیری از شکست انتخاباتی بوده است. آنچه گزارش نشان می‌دهد، هم‌زمانی ملاحظات انتخاباتی با اختلاف‌نظر درباره ضرورت و زمان‌بندی عملیات نظامی است.

نکته مهم‌تر اینکه ورود به یک جنگ تازه، الزاماً به تقویت موقعیت سیاسی نخست‌وزیر منجر نمی‌شود. اگر عملیات با هزینه‌های سنگین، پاسخ مؤثر طرف مقابل یا گسترش ناامنی همراه شود، ممکن است نتیجه‌ای معکوس به دنبال داشته باشد و انتقادها از عملکرد دولت را تشدید کند.

اتهام خیانت به نتانیاهو؛ تشدید شکاف در جبهه داخلی اسرائیل

هم‌زمان با انتشار گزارش درباره مخالفت فرماندهان ارتش، آویگدور لیبرمن، رهبر حزب اسرائیل بیتنا و از مخالفان نتانیاهو، خواستار انجام تحقیقات درباره آنچه خیانت توصیف کرده، شد.

لیبرمن نتانیاهو را متهم کرده است که نگرانی از شکست در انتخابات می‌تواند جان نظامیان اسرائیلی را در معرض خطر قرار دهد. این اظهارات، فارغ از ارزیابی صحت اتهام مطرح‌شده، نشان‌دهنده تبدیل اختلاف بر سر تصمیم نظامی به ابزاری در رقابت سیاسی داخلی است.

در واقع، مسئله تنها مخالفت یا موافقت با حمله به ایران نیست؛ بلکه نحوه تصمیم‌گیری درباره امنیت نظامیان و ارتباط آن با منافع سیاسی رهبران نیز به موضوعی برای منازعه داخلی تبدیل شده است.

اگر این اختلاف‌ها ادامه پیدا کند، نتانیاهو ممکن است هم‌زمان با دو چالش روبه‌رو شود: از یک سو، ضرورت اقناع فرماندهان نظامی درباره امکان‌پذیری و پیامدهای عملیات؛ و از سوی دیگر، فشار مخالفان سیاسی که تصمیم‌های امنیتی او را با معیار منافع شخصی و انتخاباتی ارزیابی می‌کنند.

کمبود موشک‌های پدافندی و نقش آمریکا در محاسبات تل‌آویو

گزارش نیویورک‌تایمز در حالی از مخالفت نظامیان با حمله جدید به ایران خبر می‌دهد که پیش‌تر شبکه سی‌ان‌ان نیز گزارش داده بود رژیم صهیونیستی به دلیل کمبود موشک‌های پدافندی و انتظار برای چراغ سبز آمریکا، از اجرای حمله مستقل عقب‌نشینی کرده است.

این گزارش‌ها، در صورت تأیید جزئیات، دو محدودیت متفاوت را در محاسبات نظامی تل‌آویو برجسته می‌کنند: نخست، مسئله ظرفیت دفاعی برای مقابله با پاسخ احتمالی ایران؛ و دوم، وابستگی تصمیم‌های راهبردی اسرائیل به هماهنگی با واشنگتن.

کمبود احتمالی مهمات دفاعی در شرایطی که احتمال پاسخ متقابل وجود دارد، می‌تواند هزینه ورود به یک درگیری تازه را افزایش دهد. از سوی دیگر، انتظار برای موافقت آمریکا نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری درباره عملیات علیه ایران ممکن است با ملاحظات گسترده‌تر واشنگتن، از جمله پیامدهای منطقه‌ای و هزینه‌های احتمالی درگیری، ارتباط داشته باشد.

البته گزارش‌های منتشرشده به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری قطعی درباره میزان ذخایر پدافندی اسرائیل یا دلایل نهایی توقف عملیات کافی نیستند. با این حال، کنار هم قرار گرفتن این گزارش‌ها، تصویری از محدودیت‌های پیش روی تل‌آویو در تصمیم‌گیری برای آغاز یک تقابل تازه ارائه می‌دهد.

قدرت بازدارندگی ایران و دشواری محاسبه هزینه‌های جنگ جدید

یکی از متغیرهای اصلی در ارزیابی حمله احتمالی رژیم صهیونیستی، پیامدهای پاسخ ایران است. نگرانی منتسب به فرمانده ارتش اسرائیل درباره واکنش شدید تهران، نشان می‌دهد که احتمال گسترش درگیری در محاسبات نظامی این رژیم مورد توجه قرار گرفته است.

قدرت بازدارندگی ایران در چنین معادله‌ای، تنها به توان اجرای پاسخ نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه احتمال تحمیل هزینه‌های امنیتی، نظامی و اقتصادی به طرف مقابل را نیز در بر می‌گیرد. هرچه تصمیم‌گیرندگان از دشواری کنترل دامنه درگیری آگاه‌تر باشند، ارزیابی آنان از سود و زیان حمله نیز پیچیده‌تر خواهد شد.

از این منظر، مخالفت با حمله جدید را می‌توان نشانه‌ای از وجود تردید درباره تناسب میان اهداف احتمالی عملیات و هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده آن دانست. این مسئله به معنای منتفی شدن قطعی تهدید نظامی نیست، بلکه نشان می‌دهد تصمیم برای آغاز جنگ، حتی در ساختار سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی نیز بدون اختلاف‌نظر و محاسبه مجدد هزینه‌ها پیش نمی‌رود.

آیا عقب‌نشینی از حمله به معنای پایان تهدید نظامی است؟

مخالفت فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی با طرح نتانیاهو را نباید به‌منزله پایان قطعی تهدید نظامی علیه ایران تلقی کرد. تصمیم‌های نظامی ممکن است با تغییر شرایط عملیاتی، تحولات سیاسی یا تغییر ارزیابی از میزان آمادگی دفاعی و پشتیبانی خارجی دستخوش تغییر شوند.

با این حال، گزارش‌های منتشرشده یک نکته مهم را برجسته می‌کنند: آغاز حمله جدید به ایران، برخلاف تصویری که ممکن است در مواضع سیاسی و تبلیغاتی تل‌آویو ارائه شود، تصمیمی بدون هزینه و پیامد نیست. نگرانی از واکنش تهران، ملاحظات مربوط به توان دفاعی و اختلاف بر سر میزان همراهی آمریکا، همگی عواملی هستند که می‌توانند آزادی عمل تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی را محدود کنند.

از سوی دیگر، پیوند خوردن این تصمیم با رقابت‌های انتخاباتی، احتمال استفاده سیاسی از گزینه نظامی را به موضوعی حساس تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، هرگونه اقدام نظامی می‌تواند علاوه بر پیامدهای مستقیم امنیتی، بر آرایش سیاسی داخلی اسرائیل نیز اثر بگذارد.

جنگ با ایران، قمار پرهزینه نتانیاهو

گزارش نیویورک‌تایمز از مخالفت ارتش رژیم صهیونیستی با حمله جدید به ایران، تصویری از اختلاف میان محاسبات سیاسی نتانیاهو و ارزیابی نظامیان از خطرات یک درگیری تازه ارائه می‌دهد. در کنار این اختلاف، گزارش سی‌ان‌ان درباره محدودیت‌های احتمالی پدافندی و انتظار برای چراغ سبز آمریکا، ابعاد دیگری از دشواری تصمیم‌گیری در تل‌آویو را آشکار می‌کند.

آنچه از کنار هم قرار گرفتن این گزارش‌ها به دست می‌آید، لزوماً پایان تهدید نظامی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده آن است که تصمیم برای حمله مجدد به ایران با موانع و هزینه‌هایی روبه‌روست که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

برای نتانیاهو، مسئله اصلی تنها انتخاب زمان حمله نیست؛ بلکه سنجش پیامدهای اقدامی است که می‌تواند هم معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهد و هم آینده سیاسی او را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، برای ایران، حفظ آمادگی دفاعی و تقویت قدرت بازدارندگی همچنان از عوامل مهم در جلوگیری از محاسبات پرخطر و ماجراجویی نظامی به شمار می‌رود.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر