«لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا» در انتخابات ریاستجمهوری برزیل، در شرایطی که پس از دور نخست در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته بود، توانست ورق را برگرداند و برای چهارمین بار غیرمتوالی به ریاستجمهوری برسد. او در دور دوم انتخابات با کسب ۵۱.۷۹ درصد آرای معتبر، در برابر ۴۸.۲۱ درصد آرای «فلاویو بولسونارو» پیروز شد. این نتیجه فقط یک پیروزی انتخاباتی برای جناح چپ برزیل نبود، بلکه نشان داد که چگونه یک سیاستمدار باسابقه میتواند با بازسازی کارزار انتخاباتی، بسیج حامیان خاموش و تمرکز بر مسائل ملموس زندگی مردم، برتری رقیب راستگرا را که حمایت آمریکا را نیز در پشتسر خود داشت، به شکست تبدیل کند.نقطه مهم این پیروزی آن بود که لولا مسیر همواری برای رسیدن به دور دوم نداشت. در دور نخست، بولسونارو با کسب ۴۷.۰۳ درصد آرا از لولا با ۴۵.۱۶ درصد پیش افتاده بود یعنی اختلافی با حدود ۲.۲ میلیون رأی. این نتیجه نشان میداد که سابقه سیاسی لولا، پایگاه اجتماعی حزب کارگران و عملکرد دولت او برای تضمین پیروزی کافی نیست. لولا برای بازگشت به رقابت، باید هم رأیدهندگان مردد را جذب میکرد و هم کسانی را که در دور نخست پای صندوقها نرفته بودند، به مشارکت دوباره ترغیب میکرد.اما چه عواملی این چرخش را ممکن کرد؟ بررسی روند انتخابات نشان میدهد که موفقیت لولا را باید حاصل ترکیب چند عامل دانست: تغییر راهبرد تبلیغاتی، سازماندهی مجدد حامیان، استفاده مؤثرتر از شبکههای اجتماعی، تأکید بر معیشت و خدمات عمومی و تبدیل انتخابات به رقابتی فراتر از انتخاب میان دو نامزد؛ رقابتی درباره آینده اجتماعی و سیاسی برزیل.

بازگشت به موضوع معیشتمهمترین تغییر در کارزار انتخاباتی لولا، تمرکز دوباره بر هزینههای زندگی و آینده برنامههای حمایتی دولت بود. در شرایطی که بخشهایی از جامعه برزیل از افزایش هزینههای زندگی، بدهی خانوارها و نگرانی درباره آینده اقتصادی خود ناراضی بودند، لولا تلاش کرد رقابت را از سطح تقابل ایدئولوژیک به حوزهای ملموستر منتقل کند، یعنی دستمزدها، حمایت اجتماعی، اشتغال و خدمات عمومی.او در دور دوم وعده داد برنامههای حمایتی دولت را گسترش دهد. افزایش ۱۵ درصدی برنامه شاخص کمکهای اجتماعی دولت نیز در مرکز توجه قرار گرفت؛ برنامهای که افزایش حمایت مالی از اقشار کمدرآمد را دنبال میکند. لولا همچنین از طرح حملونقل عمومی رایگان در آخر هفتهها سخن گفت؛ پیشنهادی که البته برای اجرا به تصویب کنگره نیاز داشت.لولا در این کارزار صرفاً به وعدههای آینده متکی نبود. او عملکرد دولتش را نیز به میدان آورد و بر کاهش فقر، نابرابری، بیکاری و بیسوادی تأکید کرد. کاهش جنگلزدایی نیز یکی از دستاوردهایی بود که دولت او برجسته میکرد.این رویکرد به لولا امکان داد از یک مزیت مهم برخوردار شود: او میتوانست خود را مدافع حفظ و توسعه حمایتهای اجتماعی معرفی کند و همزمان برای بهبود شرایط اقتصادی وعده بدهد. در مقابل، کارزار او هشدار میداد که پیروزی بولسونارو ممکن است به کاهش هزینههای رفاهی و عقبگرد در برخی دستاوردهای اجتماعی منجر شود.البته این به معنای رفع نارضایتی اقتصادی جامعه برزیل نبود. موفقیت لولا بیشتر در این بود که توانست این نگرانیها را به موضوع اصلی رقابت تبدیل کند و برای بخشی از رأیدهندگان، ادامه مسیر را به تغییر سیاسی پرخطر ترجیحپذیر نشان دهد.

لولا چگونه حامیان خاموش را به میدان آورد؟نتیجه دور نخست یک هشدار جدی برای کارزار لولا بود. حدود ۳۳.۴ میلیون نفر در آن مرحله رأی نداده بودند که رقمی معادل حدود ۲۱ درصد واجدان شرایط که بالاترین میزان عدم مشارکت در انتخابات عمومی برزیل از سال ۱۹۹۸ محسوب میشد.با توجه به فاصله حدود ۲.۲ میلیون رأی میان دو نامزد، بازگرداندن بخشی از این رأیدهندگان میتوانست نتیجه نهایی را تغییر دهد. به همین دلیل، کارزار لولا در سه هفته میان دو دور انتخابات تلاش کرد انرژی سیاسی حامیان خود را دوباره فعال کند و رأیدهندگان را پای صندوقها بازگرداند.این تلاش صرفاً به تبلیغات رسمی محدود نماند. طبق گزارش خبرگزاری دولتی برزیل، در هفتههای پایانی کارزار، شبکههای اجتماعی و تجمعات خیابانی به دو بازوی مهم بسیج سیاسی تبدیل شدند. گروههای اجتماعی و دانشجویی در شهرها تجمعهایی برگزار کردند و تصاویر حضور گسترده حامیان لولا به نشانهای از احیای کارزار او تبدیل شد.افزایش مشارکت در دور دوم نیز به سود لولا تمام شد. میزان عدم مشارکت از ۲۱.۰۸ درصد در دور نخست به حدود ۱۹.۲ درصد در دور دوم کاهش یافت. این تغییر بهتنهایی توضیحدهنده همه اختلاف نهایی نیست، اما نشان میدهد که بسیج رأیدهندگان میتوانست نقشی تعیینکننده داشته باشد.نکته مهم این است که لولا فقط برای حفظ آرای قبلی خود تلاش نکرد، بلکه او کوشید کسانی را که از سیاست خسته شده بودند یا در دور نخست انگیزه کافی برای رأی دادن نداشتند، دوباره وارد رقابت کند. در انتخابات نزدیک، گاهی مسئله اصلی تغییر نظر رأیدهندگان نیست، بلکه بازگرداندن کسانی است که اساساً از مشارکت کنار کشیدهاند.
شبکههای اجتماعی، عنصر مهم تبلیغاتیکی از مهمترین عوامل بازگشت لولا، تغییر در شیوه ارتباط کارزار او با مخاطبان بود. او در دور دوم با لحنی غیررسمیتر در شبکههای اجتماعی ظاهر شد، ویدئوهای سلفی ضبط کرد و مستقیماً با رأیدهندگان سخن گفت.اما تحول مهمتر، سازماندهی شبکهای حامیان بود. «آندره ژانونس» نماینده پارلمان و از فعالان کارزار لولا، گروهی در واتساپ با عنوان «ارتش لولا» راهاندازی کرد که بنا بر گزارش خبرگزاری دولتی برزیل، بیش از ۱۰ میلیون نفر را گرد هم آورد. این شبکه به افزایش تعامل کاربران حامی چپ و گسترش پیامهای انتخاباتی لولا کمک کرد.اهمیت این تحول را باید در نسبت میان فضای مجازی و خیابان جستوجو کرد. شبکههای اجتماعی صرفاً ابزار انتشار پیام نبودند، بلکه آنها به هماهنگی حامیان، افزایش انگیزه مشارکت و تقویت احساس وجود یک جنبش گسترده کمک کردند. در سوی دیگر، تجمعات خیابانی نیز تصاویری تولید میکردند که در فضای مجازی بازنشر میشد و میتوانست مشارکت بیشتری را برانگیزد.به این ترتیب، کارزار لولا توانست میان ارتباط مستقیم با مخاطب، فعالیت شبکهای و حضور فیزیکی در خیابان پیوند برقرار کند. در شرایطی که نتیجه دور نخست به نفع رقیب رقم خورده بود، این تغییر به حامیان او علامت داد که رقابت هنوز تمام نشده است.البته نباید نقش شبکههای اجتماعی را بهتنهایی تعیینکننده دانست. این ابزارها زمانی مؤثر واقع شدند که با مطالبات اقتصادی، پایگاه اجتماعی قدیمی لولا و یک هدف روشن سیاسی پیوند خوردند.

پایگاه سنتیای که تعیینکننده ماندنقشه جغرافیایی رأیها نیز برای درک پیروزی لولا اهمیت دارد. منطقه شمالشرق برزیل که از پایگاههای اصلی حمایت از حزب کارگران به شمار میرود، بار دیگر نقش مهمی در پیروزی رئیسجمهور چپگرا ایفا کرد. طبق گزارش رویترز، با رسیدن آرای این منطقه در جریان شمارش دور دوم، لولا از رقیب خود پیش افتاد.شمالشرق برزیل منطقهای با جمعیت گسترده و سابقه طولانی محرومیت اقتصادی است. سیاستهای اجتماعی دوران نخست ریاستجمهوری لولا، بهویژه حمایت از خانوارهای کمدرآمد، در شکلگیری پایگاه اجتماعی او نقش مهمی داشت. این سابقه همچنان برای او سرمایه سیاسی ایجاد کرد، بهخصوص هنگامی که کارزار انتخاباتی بر کاهش فقر و حفظ حمایتهای دولتی متمرکز شد.در مقابل، بولسونارو از حمایت قابل توجهی در جنوب، جنوبشرق و غرب برزیل برخوردار بود. بنابراین نتیجه نهایی را نمیتوان صرفاً با یک چرخش سراسری به سمت چپ توضیح داد، بلکه این گزاره مطرح است که برزیل همچنان جامعهای بهشدت قطبیشده است و هر دو نامزد پایگاههای قدرتمندی داشتند.مزیت لولا این بود که توانست پایگاه سنتی خود را حفظ کند و همزمان برای افزایش مشارکت در میان رأیدهندگان مردد و غایب تلاش کند.
ائتلافسازی و عملگراییلولا در طول دوران فعالیت سیاسی خود بارها نشان داده که برای پیروزی انتخاباتی حاضر است از چارچوب محدود پایگاه ایدئولوژیک حزب کارگران فراتر برود. در انتخابات ۲۰۲۶ نیز کارزار او کوشید از یک رقابت صرفاً حزبی فاصله بگیرد و حمایت کسانی را جلب کند که ممکن بود با همه مواضع چپگرایانه او موافق نباشند، اما ادامه ریاستجمهوریاش را به بازگشت جریان بولسونارو ترجیح میدادند.این عملگرایی در انتخاب پیامهای انتخاباتی نیز دیده میشد. کارزار لولا بر موضوعاتی مانند افزایش دستمزد، حمایت از خانوارها و اصلاحات مربوط به شرایط کار تأکید کرد. این مسائل امکان ارتباط با طیف وسیعتری از جامعه را فراهم میکنند.لولا همچنین از اصلاحیه قانون اساسی که به کوتاهتر شدن هفته کاری در برزیل انجامید، حمایت کرد. این اصلاحیه در همان ماه انتخابات با پشتیبانی گسترده در کنگره تصویب شد و به کارزار او امکان داد خود را در کنار مطالبات کارگران قرار دهد.این راهبرد یک مزیت دیگر نیز داشت. لولا میتوانست خود را سیاستمداری باتجربه معرفی کند که با سازوکارهای حکومتداری و مذاکره آشناست. در شرایطی که کنگره آینده برزیل بهشدت محافظهکار است، چنین تصویری برای بخشی از رأیدهندگان اهمیت دارد زیرا اداره کشور به همکاری میان قوه مجریه و نیروهای مختلف پارلمانی وابسته خواهد بود.با این حال، پیروزی انتخاباتی الزاماً به معنای تشکیل یک ائتلاف پایدار برای اداره کشور نیست. لولا پس از پیروزی با کنگرهای روبهرو خواهد شد که از محافظهکارترین مجالس برزیل در دوران دموکراتیک این کشور به شمار میرود. بنابراین همان عملگرایی که به پیروزی او کمک کرد، در دوره چهارم ریاستجمهوری نیز ضروری خواهد بود.
تبدیل رقابت انتخاباتی به انتخاب میان ۲ مسیر سیاسییکی دیگر از عوامل مهم موفقیت لولا، تأکید بر پیامدهای احتمالی بازگشت خانواده بولسونارو به قدرت بود. او در کارزار انتخاباتی هشدار داد که پیروزی رقیب میتواند به کاهش حمایتهای اجتماعی، عقبگرد در دستاوردهای اجتماعی و تضعیف استقلال سیاسی برزیل منجر شود.این پیام در شرایطی مطرح شد که دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا از خانواده بولسونارو حمایت میکرد و واشنگتن پیشتر برای اعمال فشار بر دولت لولا اقداماتی از جمله تعرفههای سنگین بر برخی کالاهای برزیلی انجام داده بود. لولا این فشارها را به موضوع حاکمیت ملی پیوند زد و تلاش کرد رقابت را به انتخاب میان استقلال برزیل و وابستگی بیشتر به سیاستهای واشنگتن تبدیل کند.این چارچوب به او امکان داد موضوعاتی فراتر از اقتصاد داخلی را وارد کارزار کند. برای بخشی از رأیدهندگان، مسئله فقط این نبود که کدام نامزد وعدههای اقتصادی بهتری میدهد، بلکه این بود که چه کسی میتواند از استقلال تصمیمگیری برزیل در برابر فشارهای خارجی دفاع کند.

شوکی که کارزار لولا را وادار به تغییر کردشاید مهمترین درس این انتخابات آن باشد که شکست نسبی در دور نخست، بهجای آنکه پایان کارزار لولا باشد، به نقطه شروع بازسازی آن تبدیل شد.پیش از دور نخست، کارزار لولا با این خطر روبهرو بود که بر اتکای به سابقه سیاسی و پایگاه اجتماعی سنتی خود بیش از اندازه تکیه کند. اما پیش افتادن بولسونارو نشان داد که این سرمایهها برای پیروزی کافی نیستند و بخش مهمی از جامعه همچنان خواهان تغییر یا دستکم ناراضی از وضع موجود است.پس از چهارم اکتبر، کارزار لولا ارتباطات خود را بازتنظیم کرد، تلاش برای جذب رأیدهندگان غایب را افزایش داد، حضور در شبکههای اجتماعی را تقویت کرد و پیامهای اقتصادی را در مرکز توجه قرار داد. گزارش رویترز از این مرحله بهعنوان «تغییر جهت کارزار پس از یک دور دشوار» یاد میکند.در واقع، لولا بهجای آنکه نتیجه دور نخست را صرفاً یک اتفاق بداند، آن را نشانهای از ضعفهای کارزار تلقی کرد. پیروزی دور دوم نشان داد که در یک رقابت فشرده، توانایی تشخیص ضعفها و اصلاح راهبرد میتواند به اندازه برخورداری از پایگاه رأی ثابت اهمیت داشته باشد.
چه موانعی پیش روی لولاست؟پیروزی لولا به معنای پایان قطبیشدن سیاست برزیل نیست. بولسونارو با کسب بیش از ۵۹ میلیون رأی، نشان داد که جریان راستگرا همچنان از پایگاه اجتماعی گستردهای برخوردار است. افزون بر این، او نتیجه انتخابات را نپذیرفته و اعلام کرده است که برای ابطال آن اقدام خواهد کرد؛ موضوعی که میتواند تنشهای سیاسی پس از انتخابات را افزایش دهد.از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی نیز برای دولت آینده ساده نخواهد بود. بدهی عمومی بالا، افزایش بدهی خانوارها و پیشبینی رشد اقتصادی محدود، فضای مانور دولت را کاهش میدهد. کنگره محافظهکار نیز میتواند تصویب برنامههای اقتصادی و اجتماعی لولا را دشوار کند.بنابراین، این پیروزی را نباید بهمنزله تأیید بیقیدوشرط همه سیاستهای لولا تفسیر کرد، بلکه رأیدهندگان دلایل متفاوتی برای انتخاب او داشتند.