تهدید، فشار سیاسی و عملیات روانی، از ابزارهایی است که آمریکا در مواجهه با ایران به کار گرفته است؛ ابزارهایی که هدف آنها، افزون بر اعمال فشار در عرصه سیاسی و نظامی، تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل، افزایش هزینه مقاومت و واداشتن ایران به عقبنشینی یا امتیازدهی است. در چنین راهبردی، نمایش قدرت و بزرگنمایی توان نظامی، در کنار تهدیدهای مکرر، میتواند با هدف ایجاد نگرانی در جامعه و تضعیف اعتمادبهنفس ملی دنبال شود.
با این حال، تحلیل رفتار آمریکا مستلزم تفکیک میان توان واقعی این کشور و تصویری است که دستگاه تبلیغاتی آن از قدرت خود ارائه میدهد. به اعتقاد شماری از کارشناسان سیاسی، ارزیابی دقیق شرایط باید بر پایه مجموعهای از شاخصها، از جمله توان دفاعی ایران، نتایج تقابلهای گذشته، ظرفیت اثرگذاری بر معادلات منطقهای و میزان انسجام داخلی انجام شود؛ نه صرفاً بر مبنای اظهارات تهدیدآمیز مقامهای آمریکایی.
در این میان، یک مسئله دیگر نیز مورد توجه کارشناسان قرار دارد: چگونگی بازتاب تهدیدهای خارجی در فضای داخلی. به باور آنان، نقد و بررسی واقعبینانه خطرات احتمالی ضروری است، اما تبدیل تهدیدها به تصویری اغراقآمیز از قدرت دشمن میتواند به افزایش نگرانی عمومی و تضعیف قدرت تصمیمگیری جامعه منجر شود.
قدرت واقعی دشمن را باید در میدان سنجید
محمدحسین کنعانیمقدم، کارشناس مسائل سیاسی و دبیرکل حزب سبز ایران، در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به ضرورت شناخت ظرفیتهای دفاعی و منطقهای کشور، بر اهمیت حفظ هوشیاری در برابر تهدیدها تأکید میکند.
از نگاه او، هنگامی که توان دفاعی ایران، قدرت اثرگذاری آن بر تحولات منطقهای و پشتوانه مردمی کشور در کنار یکدیگر قرار میگیرند، تسلیم شدن در برابر جنگ روانی و هراس از تهدیدهای دشمن، راهکار مناسبی برای مواجهه با شرایط نخواهد بود. آنچه اهمیت دارد، حفظ هوشیاری، اتکا به ظرفیتهای ملی و پرهیز از تصمیمگیری بر اساس فضای روانی ایجادشده از سوی طرف مقابل است.
این رویکرد بر یک اصل اساسی در تحلیلهای راهبردی تأکید دارد: تهدیدهای نظامی باید جدی گرفته شوند، اما جدی گرفتن تهدید به معنای پذیرفتن روایت تبلیغاتی دشمن از قدرت خود نیست. ارزیابی دقیق توان طرف مقابل، شناخت محدودیتهای آن و بررسی هزینهها و پیامدهای هر اقدام، امکان تصمیمگیری واقعبینانهتری را فراهم میکند.
رجزخوانی نظامی و تلاش برای تأثیرگذاری بر اراده ملی
مهدی ترابیان، کارشناس مسائل سیاسی، نیز در گفتوگو با فارس معتقد است فاصله میان واقعیتهای میدان و تصویری که طرف مقابل از خود ارائه میدهد، نباید نادیده گرفته شود. به گفته او، تهدیدهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نباید به عاملی برای تضعیف اراده ملی تبدیل شود.
ترابیان با اشاره به عملکرد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در آنچه از آن بهعنوان جنگ تحمیلی دوم و سوم یاد میکند، مدعی است که این دو، ظرفیتهای خود را برای تحقق اهدافشان به کار گرفتند، اما در نهایت به همه خواستههای خود دست نیافتند.
از دیدگاه این کارشناس، تکرار تهدیدها و نمایش قدرت نظامی را باید در چارچوب تلاش برای اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل بررسی کرد. اگر ارزیابی جامعه از توان دشمن صرفاً بر اساس رجزخوانیها و تبلیغات او شکل بگیرد، این خطر وجود دارد که افکار عمومی تحت تأثیر چارچوبی قرار گیرد که طرف مقابل برای ایجاد ترس و کاهش اعتمادبهنفس طراحی کرده است.
ترابیان در عین حال بر نقش باورهای دینی و معنوی در حفظ امید و پایداری جامعه تأکید میکند. به اعتقاد او، توجه به وعدههای الهی میتواند در کنار شناخت واقعیتهای نظامی و سیاسی، پشتوانهای برای حفظ روحیه و اعتمادبهنفس عمومی باشد؛ هرچند این نگاه، به معنای نادیده گرفتن توان دشمن یا بیتوجهی به الزامات دفاعی نیست.
شکاف میان ادعاهای واشنگتن و محدودیتهای راهبردی
جواد بخشیالموتی، استاد دانشگاه، نیز با اشاره به سابقه سیاستهای فشارآمیز آمریکا علیه ایران، معتقد است که واشنگتن بارها از فضاسازی سیاسی و نمایش قدرت برای تأثیرگذاری بر رفتار طرف مقابل و کسب امتیاز استفاده کرده است.
او در گفتوگو با خبرنگار فارس، با اشاره به اظهارات آمریکا درباره ناوهای نظامی خود، مدعی میشود که تحولات میدانی نشان داده است برخورداری از تجهیزات پیشرفته نظامی، بهتنهایی تضمینکننده تحقق اهداف سیاسی و نظامی نیست.
بخشیالموتی همچنین بر این باور است که آمریکا برای پیشبرد خواستههای خود ناگزیر از در نظر گرفتن ظرفیتها و محدودیتهای طرف مقابل است و نمیتواند همواره بر اساس اراده یکجانبه عمل کند. از این منظر، پایبندی به تعهدات و پذیرش واقعیتهای موجود، از مؤلفههای مهم در ارزیابی رفتار قدرتهای بزرگ به شمار میرود.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از اظهارات خود، نسبت به بازتاب تهدیدهای خارجی در فضای داخلی هشدار میدهد و معتقد است که برخی مواضع، خواسته یا ناخواسته، میتواند به افزایش نگرانی عمومی منجر شود.
او با تأکید بر اینکه ایران به دنبال جنگ نیست، میان پرهیز از درگیری و آمادگی برای دفاع از کشور تمایز قائل میشود. به گفته وی، حضور مردم در تجمعات شبانه و مواضع فرماندهان نظامی، از نشانههایی است که او برای توضیح آمادگی جامعه و نیروهای مسلح در برابر تهدیدها به آن استناد میکند.
البته ارزیابی میزان آمادگی عمومی یا اثرگذاری تجمعات بر محاسبات طرف مقابل، نیازمند بررسی شواهد و شاخصهای مستقل است. با این حال، از منظر تحلیل سیاسی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی میتوانند در محاسبات بازدارندگی و ارزیابی هزینههای احتمالی اقدام نظامی نقش داشته باشند.
تنگه هرمز؛ مؤلفهای در معادلات امنیتی و اقتصادی
تنگه هرمز یکی از نقاط مهم راهبردی در اقتصاد جهانی است؛ گذرگاهی که بخش مهمی از تجارت دریایی انرژی از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در وضعیت آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.
از همین رو، تحولات مرتبط با این آبراه صرفاً موضوعی نظامی یا منطقهای نیست، بلکه میتواند بر بازارهای انرژی، هزینههای حملونقل، امنیت عرضه و محاسبات سیاسی قدرتهای بزرگ اثر بگذارد. موقعیت جغرافیایی ایران و توان اثرگذاری آن بر امنیت منطقه، از جمله عواملی است که در تحلیل راهبردهای آمریکا و دیگر بازیگران بینالمللی مورد توجه قرار میگیرد.
مهدی ترابیان با اشاره به اهمیت تنگه هرمز، مدعی است که ناتوانی آمریکا در حل برخی مسائل مرتبط با این گذرگاه، نشاندهنده محدودیت قدرت این کشور در مواجهه با شرایط پیچیده منطقهای است. او همچنین بر این باور است که تحولات مرتبط با ایران میتواند بر محاسبات اقتصادی و سیاسی واشنگتن تأثیر بگذارد.
با این حال، ارزیابی میزان این تأثیرگذاری به عوامل متعددی وابسته است؛ از جمله وضعیت بازار جهانی انرژی، واکنش کشورهای منطقه، سیاستهای اقتصادی قدرتهای بزرگ و پیامدهای احتمالی هرگونه اختلال در کشتیرانی. بنابراین، اهمیت راهبردی تنگه هرمز را باید در چارچوب مجموعهای از فرصتها، محدودیتها و هزینههای متقابل بررسی کرد.
در این چارچوب، توان اثرگذاری ایران بر معادلات منطقهای میتواند یکی از مؤلفههای بازدارندگی باشد؛ اما میزان اثربخشی آن به نحوه مدیریت بحران، شرایط سیاسی و اقتصادی و واکنش سایر بازیگران نیز بستگی دارد.
انسجام داخلی؛ مؤلفهای در محاسبات بازدارندگی
یکی دیگر از محورهای مورد تأکید کارشناسان، نقش حمایت اجتماعی و انسجام داخلی در مواجهه با فشارهای خارجی است. بخشیالموتی با اشاره به حضور مردم در تجمعات حمایتی، معتقد است که این حضور نشاندهنده آمادگی بخشهایی از جامعه برای دفاع از کشور است.
او همچنین هشدار میدهد که بزرگنمایی قدرت دشمن و القای ناتوانی ایران در برابر تهدیدها میتواند به تضعیف روحیه عمومی منجر شود. از نگاه وی، مردم ایران بارها آمادگی خود را برای دفاع از کشور اعلام کردهاند و در صورت لزوم، در کنار نیروهای مسلح از کشور دفاع خواهند کرد.
در تحلیل راهبردی، انسجام داخلی زمانی میتواند به عاملی مؤثر در بازدارندگی تبدیل شود که با اعتماد عمومی، کارآمدی نهادها، اطلاعرسانی دقیق و مدیریت سنجیده بحران همراه باشد. از این رو، حفظ روحیه عمومی تنها به پیامهای امیدبخش محدود نمیشود، بلکه مستلزم ارائه اطلاعات قابل اتکا، توضیح واقعبینانه تهدیدها و پرهیز از ایجاد نگرانیهای غیرضروری است.
در چنین شرایطی، مسئولیت رسانهها و چهرههای سیاسی نیز اهمیت پیدا میکند. رسانهها باید ضمن تبیین تهدیدهای واقعی، از بازنشر ادعاهای تأییدنشده یا ارائه تصویری مطلق از قدرت هر یک از طرفین پرهیز کنند. چنین رویکردی میتواند به تقویت قدرت تحلیل جامعه و جلوگیری از شکلگیری فضای روانی مبتنی بر ترس یا خوشبینی غیرواقعبینانه کمک کند.
باورهای دینی و نقش آن در حفظ امید و پایداری
ترابیان در بخش دیگری از اظهارات خود، بر اهمیت نگاه معنوی در کنار تحلیلهای سیاسی و نظامی تأکید میکند. به گفته او، اگر ارزیابی شرایط صرفاً بر پایه تجهیزات، توان اقتصادی و ظرفیتهای نظامی صورت گیرد، ممکن است حجم تهدیدها به عاملی برای نگرانی تبدیل شود؛ در حالی که باور به وعدههای الهی میتواند در حفظ امید، صبر و پایداری نقش داشته باشد.
او تأکید میکند که تکیه بر باورهای دینی به معنای نادیده گرفتن واقعیتها یا انکار توان طرف مقابل نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از مطلقانگاری قدرت دشمن و حفظ انگیزه برای ادامه مسیر است.
مهدی تقوی، کارشناس مسائل سیاسی، نیز در گفتوگو با خبرنگار فارس با تأکید بر همین رویکرد، تقابل جاری را از منظر اعتقادی مورد تحلیل قرار میدهد. او معتقد است که پایداری در مسیر الهی و اتکا به وعدههای خداوند، از عوامل تقویتکننده روحیه مؤمنان در مواجهه با دشواریهاست.
تقوی با اشاره به آیات قرآن درباره یاری مؤمنان، بر این باور است که ایستادگی بر اصول اعتقادی میتواند پشتوانهای برای حفظ امید و مقاومت در برابر فشارها باشد.
این دیدگاه، در کنار تحلیلهای سیاسی و نظامی، بیانگر جایگاه باورهای دینی در بخشی از گفتمان عمومی ایران درباره مقاومت و مواجهه با تهدیدهای خارجی است.
جمعبندی؛ نه گرفتار جنگ روانی شویم و نه از واقعیت تهدید غافل بمانیم
برآیند دیدگاههای مطرحشده نشان میدهد که جنگ روانی، نمایش قدرت و اعمال فشار سیاسی را میتوان از ابزارهای اثرگذار در راهبرد آمریکا علیه ایران دانست؛ ابزارهایی که هدف آنها ممکن است تغییر محاسبات طرف مقابل، افزایش هزینه مقاومت و واداشتن او به تجدیدنظر در مواضع خود باشد.
با این حال، مقابله مؤثر با چنین فشارهایی مستلزم آن است که قدرت دشمن نه مطلق و شکستناپذیر تصور شود و نه به دلیل ناکامیهای احتمالی، دستکم گرفته شود. ارزیابی واقعبینانه توان نظامی و اقتصادی طرفین، بررسی نتایج تقابلهای گذشته، شناخت اهمیت موقعیت راهبردی ایران و توجه به پیامدهای منطقهای و بینالمللی هرگونه درگیری، از الزامات چنین رویکردی است.
در کنار این مؤلفهها، انسجام داخلی، اعتماد عمومی، اطلاعرسانی دقیق و حفظ آمادگی دفاعی نیز اهمیت دارد. پرهیز از بزرگنمایی تهدیدها، به معنای انکار خطر نیست؛ همانگونه که پذیرش وجود خطر نیز نباید به القای ناتوانی و ناامیدی منجر شود.
در نهایت، راهبرد مؤثر در مواجهه با فشارهای خارجی، بر ترکیبی از بازدارندگی دفاعی، دیپلماسی سنجیده، شناخت واقعیتهای میدان، مدیریت افکار عمومی و حفظ انسجام ملی استوار است. در چنین چارچوبی، نه رجزخوانی دشمن باید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد و نه اعتمادبهنفس ملی جایگزین ارزیابی دقیق تهدیدها شود؛ بلکه شناخت واقعبینانه شرایط و اتکا به ظرفیتهای کشور میتواند زمینه تصمیمگیری سنجیدهتر و مواجهه مؤثرتر با فشارهای خارجی را فراهم کند.