اختلاف روایت نتانیاهو و ترامپ درباره حمله احتمالی به ایران؛ از فشار نظامی تل‌آویو تا محدودیت‌های واشنگتن

اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، درباره گزارش روزنامه «فایننشال تایمز» از تلاش تل‌آویو برای اجرای حمله‌ای گسترده علیه ایران، بار دیگر اختلاف احتمالی میان رویکرد نظامی اسرائیل و محاسبات سیاسی و راهبردی دولت دونالد ترامپ را برجسته کرده است. نتانیاهو این گزارش را «جانبدارانه و نادرست» خوانده، اما هم‌زمان با تأکید بر ناکافی بودن حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، از تداوم اهداف گسترده‌تر اسرائیل سخن گفته است. مجموع این اظهارات و گزارش‌ها نشان می‌دهد که موضوع ازسرگیری حملات علیه ایران، علاوه بر ملاحظات نظامی، با اختلاف بر سر زمان‌بندی عملیات، دامنه اهداف و هزینه‌های سیاسی و امنیتی یک درگیری جدید نیز ارتباط دارد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
اختلاف روایت نتانیاهو و ترامپ درباره حمله احتمالی به ایران؛ از فشار نظامی تل‌آویو تا محدودیت‌های واشنگتن
صفحه سیاست-

روزنامه فایننشال تایمز به نقل از سه منبع آگاه گزارش داده است که نتانیاهو قصد داشته در ۱۰ اکتبر، برابر با ۱۸ مهر، عملیات گسترده‌ای علیه ایران آغاز کند؛ طرحی که بنا بر این گزارش، با مخالفت یا دست‌کم عدم همراهی کامل دونالد ترامپ روبه‌رو شده است.

بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل برای اجرای کارزاری هوایی چندروزه آماده می‌شد که دامنه اهداف آن فراتر از تأسیسات هسته‌ای ایران بود و اهداف مرتبط با ساختار حاکمیتی و زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله نیروگاه‌های برق، را نیز دربر می‌گرفت. زمان‌بندی ادعایی عملیات، حدود دو هفته پیش از انتخابات کنست، نیز از پیوند احتمالی میان تحولات نظامی و ملاحظات سیاسی داخلی اسرائیل حکایت دارد؛ هرچند صرف هم‌زمانی این دو رویداد برای اثبات انگیزه انتخاباتی کافی نیست.

گزارش پیشین آکسیوس نیز حاکی از آن بود که نتانیاهو برای ازسرگیری حملات پیش از انتخابات بر ترامپ فشار وارد کرده و نگرانی از بازسازی توانمندی‌های هسته‌ای ایران را به‌عنوان یکی از دلایل این درخواست مطرح کرده است.

با این حال، جزئیات طرح ادعایی و میزان نهایی‌شدن آن، بر اساس اطلاعات منتشرشده، به‌طور مستقل قابل تأیید نیست و باید میان گزارش رسانه‌ای، مواضع رسمی طرف‌ها و واقعیت‌های تأییدشده تمایز قائل شد.

موضع نتانیاهو؛ تأکید بر اهدافی فراتر از تأسیسات هسته‌ای

نتانیاهو ضمن رد گزارش فایننشال تایمز، مدعی شده است که حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران به‌تنهایی کافی نیست و تا زمانی که جمهوری اسلامی پابرجاست، اهداف مورد نظر اسرائیل محقق نخواهد شد. او همچنین با بیان اینکه «۹۰ درصد مأموریت در ایران انجام شده است»، تصویری از پیشرفت قابل‌توجه عملیات ارائه کرده، بی‌آنکه در اظهارات نقل‌شده، مبنای دقیق این ارزیابی یا تعریف مشخصی از مأموریت ارائه کند.

از منظر تحلیلی، این اظهارات دو پیام متفاوت دارد. نخست، رد گزارش مربوط به اختلاف با واشنگتن می‌تواند تلاشی برای مدیریت پیامدهای سیاسی انتشار چنین گزارشی و جلوگیری از برجسته‌شدن شکاف احتمالی میان دو طرف باشد. دوم، تأکید بر ناکافی بودن حمله به تأسیسات هسته‌ای نشان می‌دهد که اهداف اعلامی نتانیاهو را نمی‌توان صرفاً به محدودکردن توانمندی‌های هسته‌ای ایران تقلیل داد.

البته از این مواضع به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که تصمیم قطعی برای گسترش جنگ یا تغییر ساختار سیاسی ایران اتخاذ شده است؛ اما ادبیات به‌کاررفته، دامنه اهداف مورد نظر نتانیاهو را گسترده‌تر از یک عملیات نظامی محدود علیه زیرساخت‌های هسته‌ای ترسیم می‌کند.

محاسبات ترامپ؛ میان حمایت از اسرائیل و پرهیز از تشدید درگیری

در سوی دیگر، گزارش فایننشال تایمز حاکی از آن است که ترامپ به نتانیاهو گفته بود «آماده شو» یا «آماده‌سازی را آغاز کن»، اما تعهد رسمی برای ازسرگیری حملات نداده بود. کاخ سفید نیز اعلام کرده بود که درباره ازسرگیری جنگ گفت‌وگویی انجام نشده است. ترامپ پیش‌تر هم گفته بود آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به ایران حمله نخواهد کرد.

این مواضع را می‌توان نشانه‌ای از فاصله میان آمادگی برای حفظ گزینه نظامی و تمایل به پذیرش هزینه‌های یک عملیات جدید دانست. حمایت سیاسی و نظامی از اسرائیل لزوماً به معنای موافقت واشنگتن با هرگونه عملیات یا زمان‌بندی پیشنهادی تل‌آویو نیست.

برای دولت آمریکا، ازسرگیری حملات می‌تواند با پیامدهایی در حوزه امنیت منطقه‌ای، هزینه‌های نظامی و مالی، امنیت نیروها و منافع آمریکا و همچنین مناسبات دیپلماتیک همراه باشد. از این منظر، حتی اگر واشنگتن گزینه نظامی را کنار نگذاشته باشد، ممکن است درباره زمان اجرا، دامنه عملیات و میزان مشارکت مستقیم آمریکا ملاحظات متفاوتی با دولت اسرائیل داشته باشد.

ترامپ همچنین رویارویی با ایران را درگیری‌ای محدود توصیف کرده و مدعی شده است که آمریکا از نظر نظامی و مالی عملکرد مطلوبی داشته است. با این حال، این توصیف را باید موضع اعلامی رئیس‌جمهور آمریکا دانست، نه ارزیابی مستقلی از ابعاد و پیامدهای درگیری.

متغیر انتخابات و مسئله زمان‌بندی

اشاره گزارش‌ها به تلاش نتانیاهو برای ازسرگیری حملات پیش از انتخابات کنست، اهمیت زمان‌بندی سیاسی را در تحلیل تحولات افزایش می‌دهد. در شرایطی که دولت‌ها با فشارهای داخلی مواجه‌اند، تحولات امنیتی می‌توانند بر فضای سیاسی، اولویت‌های عمومی و محاسبات احزاب اثر بگذارند.

با این وجود، نسبت‌دادن انگیزه انتخاباتی به تصمیم احتمالی برای حمله، بدون شواهد تکمیلی، شتاب‌زده خواهد بود. نگرانی‌های امنیتی اعلام‌شده از سوی اسرائیل، ارزیابی این کشور از توانمندی‌های ایران و محاسبات مربوط به بازدارندگی نیز ممکن است در تصمیم‌گیری نقش داشته باشند.

در نتیجه، انتخابات را باید یکی از متغیرهای مؤثر در تحلیل زمان‌بندی احتمالی عملیات دانست، نه لزوماً علت اصلی یا تعیین‌کننده آن.

مجموع گزارش‌های منتشرشده و اظهارات مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی، تصویری از اختلاف احتمالی بر سر نحوه مواجهه با ایران ارائه می‌کند؛ اختلافی که ممکن است بیش از آنکه به اصل استفاده از ابزار نظامی مربوط باشد، بر سر زمان، دامنه و پیامدهای آن متمرکز باشد.

نتانیاهو با تأکید بر ناکافی بودن حمله به تأسیسات هسته‌ای، اهداف گسترده‌تری را مطرح می‌کند؛ در مقابل، مواضع اعلامی ترامپ و گزارش‌های مربوط به خودداری او از ارائه تعهد قطعی، از وجود ملاحظاتی درباره ازسرگیری درگیری حکایت دارد. با این حال، رد گزارش فایننشال تایمز از سوی نتانیاهو و نبود تأیید مستقل درباره جزئیات طرح ادعایی، مانع از آن است که وجود اختلاف قطعی یا تصمیم نهایی برای اجرای عملیات جدید را نتیجه‌گیری کنیم.

در نهایت، مهم‌ترین مسئله، نه صرفاً احتمال وقوع حمله، بلکه چگونگی توازن میان اهداف اعلامی اسرائیل، محاسبات راهبردی آمریکا و هزینه‌های احتمالی گسترش درگیری است. هرگونه تغییر در این توازن می‌تواند بر مسیر تحولات امنیتی منطقه اثر بگذارد؛ اما ارزیابی احتمال وقوع عملیات جدید، به شواهد معتبرتر درباره تصمیم‌های عملیاتی و مواضع رسمی دو طرف نیاز دارد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر