صفحه سیاست گزارش می دهد؛

هرمز؛ اهرم فشار ایران برای بازتعریف معادلات جنگ و صلح

رضایی دبیر شعام اعلام کرد: بازگشایی تنگه پس از اجرای تعهدات آمریکا انجام می‌شود؛ امنیت خلیج فارس باید از وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای فاصله بگیرد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
هرمز؛ اهرم فشار ایران برای بازتعریف معادلات جنگ و صلح
صفحه سیاست-

اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در گفت‌وگو با پایگاه خبری «دراپ سایت» نشان می‌دهد که تهران، دست‌کم در چارچوب مواضع اعلام‌شده او، تنگه هرمز را صرفاً یک مسیر عبورومرور دریایی نمی‌بیند؛ بلکه آن را بخشی از معادله بازدارندگی، ابزار تضمین اجرای توافق‌های احتمالی و اهرمی برای تغییر محاسبات طرف مقابل تلقی می‌کند. در این چارچوب، بازگشت به دیپلماسی از نظر رضایی منتفی نیست، اما قرار نیست با کنار گذاشتن یک‌جانبه اهرم‌های فشار ایران همراه شود.

رضایی در این مصاحبه با تأکید بر اینکه اقدام علیه ایران هزینه خواهد داشت، مدعی شد تهران در مراحل پیشین جنگ از همه ظرفیت‌های خود استفاده نکرده و برای مراحل بعدی نیز آمادگی دارد. او در عین حال، از ضرورت کاهش تنش، طراحی ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و پایان دادن به جنگ سخن گفت؛ مجموعه‌ای از مواضع که نشان می‌دهد پیام اصلی تهران، دست‌کم در روایت ارائه‌شده از سوی او، ترکیبی از تهدید به افزایش هزینه‌های درگیری و اعلام آمادگی مشروط برای توافق است.

هرمز؛ از موضوع مذاکره تا تضمین اجرای توافق

1405070118051653938318614

مهم‌ترین محور سخنان رضایی، پیوند دادن بازگشایی تنگه هرمز به اجرای تعهدات آمریکا و تعیین ترتیب مشخص برای اقدامات دو طرف است. او با اشاره به تجربه توافق قبلی مدعی شد که بازگشایی تنگه و ازسرگیری رفت‌وآمد دریایی پیش از اجرای کامل تعهدات سیاسی و اقتصادی طرف مقابل، موازنه اهرم‌های مذاکره را تغییر داد و امکان پایداری توافق را کاهش داد.

بر همین اساس، رضایی اعلام کرد ایران از طریق میانجی‌ها هفت شرط جدید ارائه کرده و تا زمان اجرای آنها، نه تنگه را بازگشایی خواهد کرد و نه به مذاکرات بازخواهد گشت. او همچنین از تفاهم با عمان درباره ایجاد یک کریدور دریایی جدید سخن گفت؛ مسیری که به گفته وی، بخش قابل‌توجهی از آن از آب‌های تحت کنترل ایران عبور خواهد کرد.

این اظهارات، هرمز را از یک موضوع صرفاً فنی یا تجاری به بخشی از سازوکار چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌کند. در چنین رویکردی، بازگشایی تنگه امتیازی مقدماتی برای آغاز مذاکرات نیست، بلکه اقدامی است که باید پس از اجرای تعهدات طرف مقابل صورت بگیرد.

از منظر تحلیلی، منطق این موضع بر جلوگیری از تکرار تجربه‌ای استوار است که تهران آن را واگذاری زودهنگام اهرم فشار می‌داند. با این حال، کارآمدی چنین راهبردی به عوامل دیگری نیز وابسته است؛ از جمله میزان تحمل اقتصادی طرفین، واکنش کشورهای منطقه، وضعیت بازار انرژی و امکان دستیابی به سازوکاری که اجرای تعهدات را برای هر دو طرف قابل ارزیابی کند.

بازدارندگی با تکیه بر توان تداوم عملیات

بخش دیگری از مصاحبه به ظرفیت موشکی و پهپادی ایران و امکان ادامه جنگ اختصاص دارد. رضایی مدعی شد که توان پاسخ‌گویی ایران به یک محل یا خط تولید واحد وابسته نیست و پراکندگی تولید، تأسیسات زیرزمینی، تنوع سامانه‌های پرتاب و توان جایگزینی خسارت‌ها، امکان تداوم عملیات را افزایش می‌دهد.

او تأکید کرد که ارزیابی توان نظامی یک کشور در جنگ طولانی را نمی‌توان تنها بر اساس تعداد موشک‌های باقی‌مانده در انبار سنجید؛ بلکه توان حفظ چرخه تولید، استقرار و پاسخ‌گویی نیز اهمیت دارد. از نگاه او، بازدارندگی الزاماً به معنای اجرای حملات روزانه با شدت یکسان نیست، بلکه هدف آن متقاعد کردن طرف مقابل به این است که هر اقدام نظامی می‌تواند با پیامدی پیش‌بینی‌ناپذیر از نظر زمان و مکان مواجه شود.

این بخش از اظهارات رضایی را می‌توان تلاشی برای انتقال این پیام دانست که فشار نظامی، به‌زعم تهران، لزوماً به فرسایش سریع ظرفیت پاسخ‌گویی ایران منجر نخواهد شد. با این حال، ارزیابی مستقل این ادعاها به داده‌های قابل اتکا درباره میزان خسارت‌ها، ظرفیت تولید، ذخایر تسلیحاتی و توان عملیاتی طرفین نیاز دارد؛ اطلاعاتی که در متن مصاحبه ارائه نشده است.

جنگ فرسایشی؛ محاسبه‌ای فراتر از توان نظامی

در پاسخ به پرسشی درباره احتمال ادامه جنگ تا سال ۲۰۲۹، رضایی با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله ایران و عراق مدعی شد که طولانی شدن درگیری می‌تواند به افزایش توان و سازگاری ایران منجر شود. او در عین حال پذیرفت که محاصره طولانی‌مدت، اقتصاد ایران و زندگی خانوارها را تحت فشار قرار می‌دهد و به سرمایه‌گذاری آسیب می‌زند.

این اذعان، یکی از بخش‌های مهم مصاحبه است؛ زیرا نشان می‌دهد در کنار تأکید بر تاب‌آوری راهبردی، هزینه‌های اقتصادی جنگ نیز از سوی او انکار نمی‌شود. رضایی میان تحمل فشار اقتصادی و فروپاشی راهبردی تمایز قائل شد و استدلال کرد که دشوارتر شدن شرایط زندگی در داخل ایران الزاماً به پذیرش خواسته‌های آمریکا منجر نخواهد شد.

با این حال، تداوم مقاومت اقتصادی را نمی‌توان صرفاً با ارزیابی توان نظامی توضیح داد. مدت جنگ، دسترسی به درآمدهای ارزی، وضعیت تجارت خارجی، هزینه‌های بازسازی، فشار بر بودجه عمومی و میزان تحمل اجتماعی، همگی در تعیین ظرفیت واقعی کشور برای ادامه درگیری نقش دارند.

از سوی دیگر، طولانی شدن جنگ برای طرف مقابل نیز هزینه‌هایی به همراه دارد؛ از جمله مصرف ذخایر تسلیحاتی، افزایش هزینه‌های نظامی و بی‌ثباتی بازارهای جهانی انرژی. اما اینکه این هزینه‌ها در چه زمانی و با چه شدتی بر تصمیم‌گیری سیاسی طرفین اثر بگذارد، به شرایط میدانی و تحولات دیپلماتیک بستگی دارد.

بازار انرژی و امنیت خلیج فارس؛ حلقه اتصال جنگ به اقتصاد جهانی

رضایی هشدار داد که ادامه وضعیت کنونی می‌تواند بازارهای انرژی را برای مدتی طولانی بی‌ثبات نگه دارد و مدعی شد در صورت تداوم جنگ، بازگشت آرامش به این بازارها حتی ممکن است تا سه سال به طول بینجامد.

اهمیت این بخش از سخنان او در آن است که پیامدهای جنگ را از سطح رویارویی مستقیم نظامی فراتر می‌برد و به تجارت دریایی، عرضه انرژی و امنیت اقتصادی منطقه پیوند می‌زند. تنگه هرمز به دلیل جایگاه آن در انتقال انرژی، ظرفیت اثرگذاری بر محاسبات اقتصادی و سیاسی کشورهای خارج از منطقه را نیز دارد؛ هرچند میزان و دامنه این اثرگذاری به شرایط واقعی عرضه، تقاضا، مسیرهای جایگزین و واکنش بازارها بستگی خواهد داشت.

در همین چارچوب، رضایی مدعی شد که کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال بازنگری در روابط خود با ایران هستند و نسبت به توانایی آمریکا برای حفاظت از پایگاه‌ها و منافع منطقه‌ای تردیدهایی پیدا کرده‌اند. این ادعا، تصویری از تلاش تهران برای تبدیل فشار نظامی به تغییر در محاسبات امنیتی همسایگان ارائه می‌دهد؛ با این حال، میزان تحقق چنین تغییری را نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات یک مقام ایرانی قطعی دانست.

معماری امنیتی منطقه‌ای؛ فاصله گرفتن از اتکای انحصاری به قدرت‌های خارجی

یکی دیگر از محورهای مصاحبه، پیشنهاد رضایی برای شکل‌گیری ترتیبات امنیتی منطقه‌ای با مشارکت ایران، عربستان سعودی، امارات، قطر، عمان، کویت، بحرین و عراق است. او تأکید کرد که امنیت خلیج فارس نمی‌تواند برای همیشه به قدرت‌های خارج از منطقه واگذار شود و کشورهای ساحلی در جلوگیری از گسترش جنگ به زیرساخت‌ها، بنادر، تأسیسات انرژی و خطوط کشتیرانی منافع مشترک دارند.

به گفته رضایی، ایجاد سازوکارهای ارتباطی، جلوگیری از برخوردهای ناخواسته دریایی، اطلاع‌رسانی درباره تحرکات نظامی و تفاهم درباره استفاده قدرت‌های خارجی از خاک کشورهای منطقه، می‌تواند بخشی از چارچوب امنیتی آینده باشد.

این پیشنهاد از نظر سیاسی حائز اهمیت است؛ زیرا در صورت تبدیل شدن به مذاکرات عملی، می‌تواند بحث امنیت خلیج فارس را از ترتیبات متکی بر حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سمت سازوکارهای مشترک میان کشورهای منطقه سوق دهد. با این حال، اختلاف دیدگاه‌ها درباره نقش ایران، حضور نظامی آمریکا، تضمین‌های امنیتی و نحوه مدیریت تنگه هرمز از موانع اصلی تحقق چنین چارچوبی خواهد بود.

رضایی همچنین تصریح کرد که گفت‌وگو با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس جایگزین اجرای شروط ایران برای بازگشایی هرمز نیست. این تفکیک نشان می‌دهد که از منظر او، دو مسیر دیپلماتیک منطقه‌ای و مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا به یکدیگر مرتبط‌اند، اما لزوماً در یک سطح قرار ندارند.

باب‌المندب و انصارالله؛ تفکیک مسئولیت‌ها در معادله دریایی منطقه

رضایی در بخش دیگری از مصاحبه، درباره نقش ایران در عملیات انصارالله یمن و احتمال بسته شدن باب‌المندب به روی کشتیرانی تجاری، تأکید کرد که انصارالله یک واحد نظامی ایرانی نیست و تصمیم‌گیری درباره تحولات یمن را خود یمنی‌ها انجام می‌دهند.

او ضمن تأیید روابط سیاسی ایران با انصارالله، نسبت دادن مستقیم عملیات این گروه به تهران را نادرست دانست و گفت تصمیم ایران درباره تنگه هرمز را نباید به‌طور خودکار به باب‌المندب تعمیم داد. به گفته وی، دو تنگه از نظر شرایط سیاسی، موقعیت جغرافیایی و بازیگران مؤثر با یکدیگر تفاوت دارند.

این موضع را می‌توان تلاشی برای تفکیک مسئولیت رسمی ایران از تصمیم‌های مستقل انصارالله دانست؛ در عین حال، رضایی هشدار داد که گسترش جنگ یا تبدیل مسیرهای دریایی به ابزار جنگ اقتصادی می‌تواند محاسبات بازیگران منطقه را تغییر دهد.

از منظر راهبردی، اهمیت این بخش در پیوند میان امنیت هرمز، دریای سرخ و باب‌المندب است. اختلال هم‌زمان یا متوالی در این مسیرها می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان‌های درگیری داشته باشد و هزینه حمل‌ونقل، بیمه دریایی و تجارت بین‌المللی را افزایش دهد. با این حال، در متن مصاحبه، تصمیم مشترکی میان ایران و انصارالله برای بستن باب‌المندب اعلام نشده است.

زیرساخت‌های انرژی؛ هشدار مشروط و خطر گسترش جنگ اقتصادی

رضایی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های انرژی منطقه، گفت ایران سیاستی برای حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی با هدف آسیب زدن به اقتصاد منطقه ندارد. با این حال، او هشدار داد که اگر این زیرساخت‌ها مستقیماً در خدمت عملیات نظامی علیه ایران، جبران عرضه ازدست‌رفته ناشی از وضعیت هرمز یا تداوم محاصره اقتصادی قرار گیرند، ممکن است در محاسبات راهبردی تهران جایگاه متفاوتی پیدا کنند.

این موضع، میان اعلام ترجیح برای کاهش تنش و هشدار درباره پیامدهای گسترش جنگ اقتصادی قرار دارد. رضایی تأکید کرد که تأسیسات انرژی، بنادر و مسیرهای کشتیرانی باید به‌صورت متقابل از میدان جنگ خارج شوند و نمی‌توان انتظار داشت زیرساخت‌های اقتصادی یک طرف در معرض حمله قرار گیرند، در حالی که زیرساخت‌های پشتیبان طرف مقابل همواره مصون بمانند.

با این حال، چنین ادبیاتی نشان می‌دهد که دامنه تهدیدهای مطرح‌شده در مصاحبه، صرفاً به اهداف نظامی محدود نیست و زیرساخت‌های مرتبط با اقتصاد جنگ نیز در چارچوب هشدارهای ایران قرار گرفته‌اند. گسترش درگیری به این حوزه می‌تواند هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی برای کشورهای منطقه به همراه داشته باشد و امنیت انرژی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.

از مدیریت تنگه تا زیرساخت‌های فناوری؛ گسترش دامنه بازدارندگی

رضایی در بخش پایانی مصاحبه، درباره هشدارهای مربوط به به‌کارگیری توانمندی‌های جدید در صورت ازسرگیری جنگ، از احتمال قرار گرفتن دارایی‌های آمریکا در منطقه، از جمله کابل‌ها، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی، در دامنه پاسخ احتمالی ایران سخن گفت.

طرح این موضوع نشان می‌دهد که در چارچوب تهدیدهای اعلام‌شده، دامنه تقابل احتمالی می‌تواند از اهداف نظامی متعارف فراتر رود و زیرساخت‌های ارتباطی و فناوری را نیز دربر بگیرد. اهمیت این زیرساخت‌ها در اتصال شبکه‌های ارتباطی، پردازش داده‌ها و پشتیبانی از فعالیت‌های اقتصادی و نظامی است؛ از این رو، هرگونه اختلال در آنها می‌تواند پیامدهایی فراتر از محل وقوع حمله ایجاد کند.

با این حال، رضایی در این مصاحبه جزئیاتی درباره نوع، مقیاس یا شیوه اجرای چنین عملیاتی ارائه نکرد. بنابراین، این اظهارات را باید در سطح هشدار سیاسی و نظامی ارزیابی کرد، نه نشانه‌ای قطعی از تصمیم عملیاتی مشخص.

دیپلماسی مشروط در سایه بازدارندگی

مجموع اظهارات رضایی سه محور اصلی را برجسته می‌کند: حفظ تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار و تضمین اجرای توافق، تأکید بر توان تداوم پاسخ نظامی در صورت ادامه جنگ و تلاش برای طرح یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای با مشارکت کشورهای ساحلی خلیج فارس.

در این چارچوب، تهران از یک سو بر آمادگی برای ادامه درگیری و تحمیل هزینه به طرف مقابل تأکید می‌کند و از سوی دیگر، پایان جنگ را در صورت پذیرش ترتیبات مورد نظر خود امکان‌پذیر می‌داند. معنای سیاسی این موضع آن است که دیپلماسی، در روایت ارائه‌شده از سوی رضایی، نه جایگزین بازدارندگی، بلکه مسیری مشروط به حفظ اهرم‌های فشار و اجرای تعهدات تلقی می‌شود.

با این حال، فاصله میان اعلام مواضع و تحقق اهداف راهبردی همچنان قابل توجه است. پایداری هر توافق احتمالی به روشن بودن تعهدات، امکان راستی‌آزمایی اجرای آنها، واکنش کشورهای منطقه و هزینه‌های اقتصادی و نظامی ادامه جنگ بستگی دارد. به همین ترتیب، تحقق معماری امنیتی پیشنهادی نیز مستلزم عبور از اختلاف‌های سیاسی و دستیابی به حداقلی از اعتماد میان بازیگران منطقه‌ای است.

در نهایت، مسئله اصلی فقط باز یا بسته ماندن تنگه هرمز نیست؛ بلکه این است که آیا طرف‌های درگیر می‌توانند از اهرم‌های فشار موجود برای دستیابی به توافقی پایدار استفاده کنند، یا اینکه تداوم تقابل، امنیت انرژی، تجارت دریایی و زیرساخت‌های اقتصادی منطقه را بیش از پیش در معرض مخاطره قرار خواهد داد.

 

اخبار مرتبط
  • در تازه‌ترین تحولات جنگ ایران و آمریکا، مواضع دیپلماتیک تهران درباره بازگشایی تنگه هرمز، بررسی پاسخ واشنگتن به طرح هفت‌روزه ایران و هشدار مقام‌های سیاسی و نظامی کشورمان به آمریکا، مهم‌ترین محورهای تحولات منطقه را تشکیل می‌دهد. هم‌زمان، مجلس شورای اسلامی به وزیر پیشنهادی دفاع رأی اعتماد داده و مقام‌های ارشد نظامی بر تقویت توان بازدارندگی ایران و آمادگی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی تأکید کرده‌اند.

  • تنگه هرمز در بحران جاری ایران و آمریکا، از یک گذرگاه حیاتی انتقال انرژی به کانون رقابت بر سر حاکمیت، آزادی کشتیرانی و نظم امنیتی منطقه تبدیل شده است. پیشنهاد مدیریت مشترک این آبراهه از سوی ایران، می‌تواند زمینه تثبیت نقش کشورهای ساحلی در امنیت دریایی را فراهم کند؛ اما موفقیت آن به نحوه تعریف اختیارات ایران و عمان، رعایت حقوق عبور بین‌المللی و تعیین تکلیف اختلافات بر سر محاصره دریایی و محدودیت‌های کشتیرانی بستگی دارد. تهران برای تبدیل مزیت جغرافیایی خود به یک دستاورد پایدار، با این پرسش راهبردی روبه‌روست که چگونه می‌توان نقش محوری ایران در امنیت تنگه را تقویت کرد، بدون آنکه این ابتکار به مناقشه‌ای حقوقی و دیپلماتیک با قدرت‌های دریایی تبدیل شود.

  • عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در یادداشتی با اشاره به آمادگی کامل ایران و متحدانش در برابر تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی تأکید کرد که تمرکز بر تلفات انسانی و اسارت نظامیان آمریکایی، مطمئن‌ترین راه برای وادار کردن واشنگتن به خروج از منطقه است.

ارسال نظر