ببینید، الان منطقه روی بشکه باروته! از تهدیدهای آمریکا و اسرائیل گرفته تا آینده مذاکرات و سرنوشت تفاهم اسلامآباد. توی چنین شرایطی، ورود مسکو به ماجرا میتونه معادلات رو تغییر بده.
نکته مهم اینجاست که خود آمریکا هم با فشارهای اقتصادی جدی روبهروئه. بالا رفتن هزینه انرژی، تورم و نارضایتی مردم، تصمیمگیری رو برای دولت ترامپ سختتر کرده. واشنگتن برای مدیریت بعضی از بحرانهاش، از جنگ اوکراین گرفته تا بازار انرژی، به کانال ارتباطی با مسکو نیاز داره.
همین مسئله میتونه دست روسیه رو برای چانهزنی در پروندههای دیگه، از جمله بحران ایران، بازتر کنه.
اما ماجرا فقط به رابطه مسکو و واشنگتن ختم نمیشه.
یکی از ضعفهای اصلی تفاهم اسلامآباد، نبود ضمانت بینالمللی قدرتمند برای اجرای توافقاته. پاکستان میتونه میانجی باشه، اما برای جلوگیری از شعلهور شدن دوباره جنگ، حمایت قدرتهایی مثل روسیه میتونه اهمیت زیادی داشته باشه.
روسیه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملله، حق وتو داره و میتونه از ظرفیت ارتباطی خودش با آمریکا برای کاهش تنشها استفاده کنه. البته اینکه مسکو واقعاً تا چه اندازه حاضر باشه چنین نقشی رو بپذیره، هنوز به تصمیمها و توافقهای پیش رو بستگی داره.
از طرف دیگه، نباید هر تهدید نظامی رو به معنای تصمیم قطعی برای جنگ دونست. گاهی بالا بردن صدای تهدید، بخشی از بازی سیاسی و تلاش برای گرفتن امتیاز بیشتر پشت میز مذاکرهست.
ولی این بازی خطرناکه؛ چون یه محاسبه اشتباه میتونه منطقه رو وارد بحرانی کنه که کنترلش آسون نیست.
حالا سؤال اصلی اینه: آیا سفر لاوروف میتونه جلوی تشدید تنشها رو بگیره؟
پاسخ به این بستگی داره که تهران و مسکو تا چه اندازه بتونن درباره امنیت منطقه، آینده مذاکرات و تضمین اجرای تفاهم اسلامآباد به درک مشترک برسن.
در نهایت، سفر لاوروف میتونه فرصتی برای فعالتر شدن دیپلماسی باشه؛ فرصتی که اگر هوشمندانه ازش استفاده بشه، شاید به کاهش خطر جنگ و تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقهای کمک کنه.