یادداشت روز صفحه سیاست؛

مجید مجیدی؛ صدای کودکان میناب در جهان، سکوت سلبریتی‌ها در برابر حقیقت

وقتی یک هنرمند در معتبرترین محافل جهانی از مردم کشورش می‌گوید، جایزه‌اش را به ملت تقدیم می‌کند و از رنج کودکان و فشار تحریم‌ها سخن می‌گوید، ارزش کار او فراتر از یک موفقیت سینمایی است؛ این همان‌جایی است که هنر از قاب پرده بیرون می‌آید و به مسئولیت اجتماعی و تعهد ملی می‌رسد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
مجید مجیدی؛ صدای کودکان میناب در جهان، سکوت سلبریتی‌ها در برابر حقیقت
صفحه سیاست-

در روزگاری که جنگ، تحریم و فشارهای سیاسی زندگی مردم ایران را تحت تأثیر قرار داده، حرکت مجید مجیدی در جشنواره بین‌المللی فیلم بوسان ۲۰۲۶ را باید ستود. کارگردان نام‌آشنای سینمای ایران پس از دریافت جایزه بهترین فیلم برای اثر تازه‌اش، «غذای نیمروز»، این جایزه را به مردم ایران تقدیم کرد؛ اما اهمیت حضور او فقط به کسب یک افتخار هنری محدود نمی‌شود. آنچه این حضور را معنادار می‌کند، استفاده از یک تریبون بین‌المللی برای بیان بخشی از واقعیت زندگی مردم ایران است؛ مردمی که سال‌ها با تحریم‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند و در ماه‌های اخیر نیز سایه جنگ و حملات نظامی را تجربه کرده‌اند.

مجیدی در سخنان خود از دشواری دسترسی به دارو، حتی برای کودکان مبتلا به سرطان، گفت و بر ایستادگی مردم ایران در برابر فشارها تأکید کرد. او به‌جای آنکه صرفاً از موفقیت شخصی خود سخن بگوید، فرصت درخشش جهانی را به تریبونی برای بازتاب رنج و مقاومت مردم تبدیل کرد. این انتخاب، نشانه‌ای از درک مسئولیت هنرمند در برابر جامعه‌ای است که از دل آن برخاسته و به او اعتبار بخشیده است.

کودکان میناب؛ حقیقتی که نباید از حافظه جهان پاک شود

در این میان، نمی‌توان از کودکان میناب سخن نگفت؛ کودکانی که نام و سرنوشتشان باید در حافظه عمومی و وجدان جهانی زنده بماند. وقتی کودکان قربانی جنگ می‌شوند، دیگر بحث بر سر اختلاف‌های سیاسی یا رقابت‌های جناحی نیست؛ سخن از جان انسان‌هایی است که هیچ نقشی در تصمیم‌های نظامی و منازعات قدرت ندارند.

دفاع از کودکان میناب نباید به مرزهای جغرافیایی، گرایش‌های سیاسی یا ملاحظات رسانه‌ای محدود شود. اگر قرار است حقوق کودکان و امنیت غیرنظامیان به‌عنوان اصولی جهان‌شمول پذیرفته شوند، این اصول باید درباره کودکان ایرانی نیز به همان اندازه صدق کنند که درباره کودکان هر نقطه دیگری از جهان.

از همین رو، انتظار از چهره‌های شناخته‌شده هنری و فرهنگی این است که در برابر رنج چنین کودکانی بی‌تفاوت نمانند. صدای یک هنرمند در جشنواره‌ای بین‌المللی می‌تواند توجه رسانه‌ها را جلب کند، افکار عمومی را به حرکت درآورد و اجازه ندهد یک فاجعه انسانی در هیاهوی اخبار روزمره فراموش شود. مجیدی از این فرصت استفاده کرد و نشان داد که شهرت، اگر با مسئولیت همراه شود، می‌تواند فراتر از یک امتیاز فردی، به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل شود.

تفاوت مجید مجیدی با سلبریتی‌هایی که ترجیح می‌دهند سکوت کنند

رفتار مجیدی، ناگزیر پرسشی جدی را پیش روی برخی چهره‌های مشهور ایرانی قرار می‌دهد: چرا بعضی هنرمندان که سال‌ها از اعتبار فرهنگی و شهرت بین‌المللی خود بهره برده‌اند، در برابر رنج کودکان ایرانی و حوادثی مانند فاجعه میناب، حضوری کم‌رنگ دارند یا سکوت را ترجیح می‌دهند؟

البته نمی‌توان همه هنرمندان را با یک معیار سنجید یا بدون بررسی مواضع و اقداماتشان درباره همگی حکم صادر کرد. سکوت یک فرد نیز به‌تنهایی برای اثبات بی‌تفاوتی او کافی نیست. با این حال، میان احتیاط شخصی و سکوتی که در عمل به نادیده ماندن یک رنج انسانی کمک می‌کند، تفاوت وجود دارد؛ به‌ویژه هنگامی که پای چهره‌هایی در میان است که صدایشان می‌تواند در مجامع بین‌المللی شنیده شود.

نمی‌توان از هنرمندان انتظار داشت که همگی تحلیل سیاسی یکسانی داشته باشند یا الزاماً از موضعی خاص دفاع کنند؛ اما انتظار برای دفاع از جان کودکان، مخالفت با قربانی شدن غیرنظامیان و مطالبه پاسخ‌گویی درباره فجایع انسانی، انتظاری فراتر از اختلاف‌های سیاسی است.

هنرمندی که در موقعیت‌های مختلف از آزادی بیان، حقوق بشر و کرامت انسانی سخن می‌گوید، باید بتواند همین اصول را در مواجهه با رنج مردم کشور خود نیز به کار گیرد. معیار اخلاقی، نه هم‌صدایی با یک جریان سیاسی، بلکه پایبندی به اصولی است که ادعای دفاع از آن‌ها را داریم.

هنر متعهد؛ نه تبلیغات، نه سکوت

اهمیت اقدام مجید مجیدی دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. او می‌توانست در مراسم دریافت جایزه به موفقیت فیلمش بسنده کند، از عوامل اثر تشکر کند و بدون ورود به مسائل دشوار، صحنه را ترک کند. اما ترجیح داد از مردم ایران، فشار تحریم‌ها، دشواری‌های زندگی و ایستادگی در برابر جنگ سخن بگوید و جایزه‌اش را به آنان تقدیم کند.

این انتخاب، لزوماً به معنای آن نیست که هر موضع‌گیری یک هنرمند را باید بی‌چون‌وچرا پذیرفت؛ بلکه نشان می‌دهد موفقیت هنری و مسئولیت اجتماعی می‌توانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند. هنر زمانی اثرگذاری عمیق‌تری پیدا می‌کند که از تجربه زیسته مردم جدا نشود و در بزنگاه‌های تاریخی، رنج و امید جامعه را بازتاب دهد.

در مقابل، شهرت بین‌المللی اگر صرفاً به ابزاری برای دیده شدن فردی تبدیل شود و در لحظات حساس هیچ نسبتی با مسئولیت انسانی پیدا نکند، بخشی از ظرفیت اجتماعی خود را از دست می‌دهد. این نقد، متوجه هر چهره‌ای است که در برابر رنج انسان‌ها معیارهای دوگانه به کار می‌گیرد؛ نه فقط کسانی که درباره ایران سکوت کرده‌اند.

صدای مردم ایران نباید پشت درهای مجامع جهانی بماند

حرکت مجید مجیدی در جشنواره بوسان یادآوری می‌کند که تریبون‌های جهانی فقط محل نمایش فیلم و دریافت جایزه نیستند؛ این صحنه‌ها می‌توانند فرصتی برای روایت واقعیت‌هایی باشند که در رقابت‌های سیاسی و جنگ‌های رسانه‌ای به حاشیه رانده می‌شوند.

مردم ایران برای بیان رنج‌های خود فقط به سیاستمداران نیاز ندارند. هنرمندان، ورزشکاران، نویسندگان و دیگر چهره‌های اثرگذار نیز می‌توانند در انتقال صدای جامعه نقش داشته باشند. از این منظر، تقدیم جایزه به مردم ایران و سخن گفتن از مشکلات آنان اقدامی قابل تقدیر است؛ اقدامی که باید به فرصتی برای توجه بیشتر به سرنوشت کودکان میناب و دیگر قربانیان غیرنظامی تبدیل شود.

مجید مجیدی با این رفتار نشان داد که می‌توان در یک مراسم هنری جهانی ایستاد، جایزه گرفت و در عین حال، مردم و رنج‌هایشان را فراموش نکرد. این همان تفاوت میان شهرت صرف و مسئولیت‌پذیری است.

در نهایت، پرسش از سلبریتی‌های خاموش این نیست که چرا مانند مجید مجیدی فکر نمی‌کنند؛ پرسش این است که چرا دفاع از جان کودکان و یادآوری رنج قربانیان نباید به یک مطالبه مشترک انسانی تبدیل شود؟

کودکان میناب نباید قربانی فراموشی شوند و رنج مردم ایران نباید پشت مرزهای سیاست و ملاحظات شهرت پنهان بماند. حرکت مجیدی ستودنی است، نه صرفاً به دلیل سخن گفتن از ایران، بلکه به این دلیل که از فرصتی جهانی برای پیوند دادن هنر با مسئولیت انسانی استفاده کرد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر