در حالی پنجاهودومین اجلاس شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد برگزار میشود که جهان اسلام با مجموعهای از بحرانهای امنیتی، سیاسی و انسانی دستوپنجه نرم میکند. از تداوم جنگ در غزه و بحران یمن تا تنشهای افغانستان و پاکستان و جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، دستور کار این نشست با آزمونی جدی روبهروست: آیا کشورهای اسلامی میتوانند اختلافات سیاسی خود را کنار بگذارند و در برابر تجاوز نظامی، موضعی مشترک و مؤثر اتخاذ کنند؟
انتخاب بغداد برای میزبانی این اجلاس، بهویژه در مقایسه با تجربه تاریخی سال ۱۹۸۱، معنایی فراتر از یک رویداد دیپلماتیک دارد. پایتخت عراق که در اوج جنگ تحمیلی علیه ایران میزبان نشست وزیران خارجه کشورهای اسلامی بود، اکنون در شرایطی متفاوت و با روابطی نزدیکتر با تهران، میزبان اجلاس جدیدی است که بخشی از اهمیت آن به نحوه مواجهه جهان اسلام با جنگ علیه ایران بازمیگردد.
اجلاس بغداد؛ تکرار تاریخ یا فرصتی برای جبران گذشته؟
اجلاس سال ۱۹۸۱ سازمان کنفرانس اسلامی، در شرایطی برگزار شد که حدود یک سال از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگذشت. سازمان در آن مقطع تلاشهایی را برای میانجیگری میان تهران و بغداد آغاز کرده بود و هیئت صلح اسلامی در فوریه و مارس ۱۹۸۱ به دو کشور سفر کرد؛ اما طرحهای پیشنهادی برای آتشبس، عقبنشینی نیروها و آغاز مذاکرات سیاسی به نتیجه نرسید.
ایران که بخشهایی از خاک خود را در اشغال نیروهای عراقی میدید، تعیین متجاوز و عقبنشینی نیروهای عراق را پیششرط هرگونه مذاکره میدانست. به همین دلیل، تهران با برگزاری نشست در بغداد مخالفت کرد و خواستار انتخاب مکانی بیطرف شد؛ درخواستی که پذیرفته نشد.
در همان اجلاس، صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق، در سخنرانی افتتاحیه مسئولیت اخلاقی و حقوقی کشورش در ادامه جنگ را رد کرد و مسئولیت تداوم درگیریها را متوجه مقامهای ایرانی دانست. این موضعگیری، در کنار برگزاری نشست در پایتخت کشور متجاوز، زمینهساز نگاه انتقادی ایران به عملکرد سازمان کنفرانس اسلامی در آن مقطع شد.
اکنون، ۴۵ سال پس از آن رویداد، شرایط منطقه تغییر کرده است. عراقِ امروز با ایران روابط سیاسی و اقتصادی نزدیکتری دارد و بغداد یکی از شرکای مهم تجاری تهران محسوب میشود. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا سازمان همکاری اسلامی میتواند در برابر جنگ علیه یکی از اعضای خود، فراتر از ملاحظات سیاسی و اختلافات منطقهای عمل کند؟
از اجلاس استانبول تا بغداد؛ محکومیت تجاوز کافی است؟
برای ارزیابی چشمانداز اجلاس بغداد، تجربه نشست سال گذشته شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در استانبول اهمیت دارد. این نشست در روزهای ۳۱ خرداد و اول تیر ۱۴۰۴، همزمان با جنگ ۱۲روزه و تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران برگزار شد و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، نیز در آن حضور داشت.
در اعلامیه استانبول، حملات اسرائیل به ایران، سوریه و لبنان محکوم شد و این اقدامات نقض حاکمیت و امنیت کشورهای هدف و مغایر با حقوق بینالملل توصیف شد. بند دوازدهم این اعلامیه بهطور مشخص تجاوز اسرائیل به ایران را بهشدت محکوم کرد و خواستار توقف فوری حملات شد. همچنین، درباره پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی تشدید تنشها در منطقه هشدار داده شد.
این سابقه نشان میدهد که دستیابی به موضع رسمی در محکومیت حملات نظامی علیه ایران در چارچوب سازمان همکاری اسلامی امکانپذیر است. با این حال، شرایط اجلاس بغداد پیچیدهتر است و تکرار یا تقویت موضع استانبول به میزان رایزنیهای دیپلماتیک تهران و آمادگی کشورهای عضو برای عبور از اختلافات بستگی دارد.
چالش اصلی، صرفاً درج عباراتی در بیانیه پایانی نیست؛ مسئله این است که آیا کشورهای اسلامی حاضر خواهند بود در برابر تجاوز نظامی به ایران موضعی روشن و یکپارچه اتخاذ کنند یا اختلاف دیدگاهها، به بیانیهای محتاطانه و کماثر منجر خواهد شد.
در همین چارچوب، برخی کشورهای عربی ممکن است بر گنجاندن اشاره به حملات ایران علیه پایگاههایی در کشورهای منطقه که به گفته تهران در تجاوز نظامی علیه ایران نقش داشتهاند، در بیانیه پایانی تأکید کنند. چنین اختلافاتی میتواند دستیابی به اجماع را دشوارتر سازد.
فلسطین؛ محور ثابت سیاست خارجی جهان اسلام
مسئله فلسطین و تحولات نوار غزه همچنان در کانون دستور کار سازمان همکاری اسلامی قرار دارد. این سازمان از ابتدا با مسئله فلسطین پیوندی بنیادین داشته و تحولات سالهای اخیر، بهویژه ادامه حملات اسرائیل به غزه، اهمیت این موضوع را دوچندان کرده است.
در کنار غزه، تحولات کرانه باختری، گسترش شهرکسازیها و خشونت علیه فلسطینیان و همچنین اقدامات نظامی و اشغالگری اسرائیل در سوریه و لبنان، از دیگر موضوعات مهم اجلاس بغداد به شمار میروند.
با وجود این، عادیسازی روابط برخی کشورهای اسلامی با رژیم صهیونیستی و تفاوت رویکرد دولتها نسبت به تلآویو، دستیابی به موضعی یکپارچه را دشوار کرده است. این وضعیت نشان میدهد که همبستگی اعلامشده در بیانیههای رسمی، لزوماً به معنای هماهنگی عملی در سیاست خارجی کشورهای عضو نیست.
برای ایران، اجلاس بغداد فرصتی است تا ضمن تأکید بر مسئله فلسطین، تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه کشور را نیز در چارچوب ضرورت احترام به حاکمیت ملی و امنیت کشورهای اسلامی مطرح کند.
یمن؛ ابتکار دیپلماتیک تهران برای مهار بحران منطقهای
بحران یمن یکی دیگر از محورهای مهم اجلاس بغداد است؛ بحرانی که پیامدهای آن از مرزهای این کشور فراتر رفته و امنیت دریای سرخ، تنگه بابالمندب و مسیرهای تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
در آستانه اجلاس، تهران تلاشهایی را برای تقویت مسیر دیپلماتیک و کاهش تنش در یمن دنبال کرده است. سیدعباس عراقچی در تماسهای تلفنی با همتایان خود از عربستان سعودی، ترکیه، مصر و عراق درباره تحولات یمن و راههای کاهش تنش رایزنی کرده است.
وزیر امور خارجه ایران در گفتوگو با فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، بر ضرورت استفاده از راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک تأکید کرد و آمادگی جمهوری اسلامی ایران را برای کمک به آغاز گفتوگو میان عربستان و طرف یمنی اعلام کرد.
عراقچی هشدار داده است که اصرار بر رویکرد نظامی و بیتوجهی به راهحل سیاسی، وضعیت موجود را پیچیدهتر خواهد کرد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز بر آمادگی ایران برای کمک به حلوفصل بحران یمن از طریق گفتوگو تأکید کرده است.
این موضعگیریها نشان میدهد که تهران میکوشد در کنار پیگیری مسائل مربوط به جنگ علیه ایران، از ظرفیت دیپلماسی منطقهای برای کاهش تنش در دیگر بحرانهای جهان اسلام نیز استفاده کند. موفقیت این رویکرد، به میزان همراهی طرفهای درگیر و آمادگی آنها برای ترجیح مذاکره بر تشدید تقابل نظامی وابسته است.
عراق و فرصت بازگشت به دیپلماسی منطقهای
میزبانی پنجاهودومین اجلاس سازمان همکاری اسلامی برای عراق صرفاً یک رویداد تشریفاتی نیست. این کشور پس از دههها جنگ، تحریم، اشغال و بیثباتی داخلی، در پی تقویت جایگاه خود در معادلات منطقهای و بینالمللی است.
بر اساس اعلام وزارت امور خارجه عراق، ۵۵ کشور عضو و ناظر در اجلاس حضور خواهند داشت و مقدمات سازمانی، لجستیکی و امنیتی نشست تکمیل شده است. انتقال ریاست یکساله شورای وزیران امور خارجه از ترکیه به عراق نیز فرصتی برای بغداد فراهم میکند تا در هماهنگی مواضع کشورهای عضو و تعیین اولویتهای دیپلماتیک سازمان نقش فعالتری داشته باشد.
عراق به دلیل روابط نزدیک با ایران و ارتباطات خود با کشورهای عربی، میتواند بستری برای گفتوگو میان بازیگران مختلف منطقه فراهم کند. با این حال، ایفای چنین نقشی مستلزم آن است که بغداد بتواند میان روابط دوجانبه، ملاحظات امنیتی و ضرورت دستیابی به مواضع مشترک در سازمان همکاری اسلامی توازن برقرار کند.
در این میان، دیدارهای دوجانبه وزیر امور خارجه ایران با همتایان خود از کشورهای اسلامی، از جمله پاکستان، مصر و ترکیه، میتواند برای رایزنی درباره جنگ علیه ایران و سایر بحرانهای منطقهای اهمیت داشته باشد.
شعار همبستگی در برابر واقعیت اختلافات
شعار محوری اجلاس بغداد، «گفتوگو و همبستگی؛ دو رکن اساسی برای ارتقای صلح و توسعه پایدار» است. این شعار در شرایط کنونی جهان اسلام، بیش از آنکه یک عبارت تشریفاتی باشد، معیاری برای سنجش کارآمدی دیپلماسی جمعی کشورهای عضو است.
گفتوگو میتواند زمینهای برای فعالسازی کانالهای دیپلماتیک، جلوگیری از تشدید درگیریها و یافتن راهحلهای سیاسی برای بحرانهای منطقهای فراهم کند. همبستگی نیز زمانی معنا پیدا میکند که کشورهای عضو بتوانند در برابر نقض حاکمیت ملی، تجاوز نظامی و بحرانهای انسانی، به مواضعی مشترک و قابل پیگیری دست یابند.
با این حال، سازمان همکاری اسلامی با محدودیتهای ساختاری مهمی روبهروست. اختلافات سیاسی میان اعضا، تفاوت رویکردها نسبت به آمریکا و اسرائیل و رقابتهای منطقهای، دستیابی به اجماع را دشوار میکند. افزون بر این، سازمان ابزارهای اجرایی الزامآوری برای وادار کردن اعضا به اجرای تصمیمات خود در اختیار ندارد.
از همین رو، نباید انتظار داشت که صدور یک قطعنامه بهتنهایی بتواند معادلات میدانی را تغییر دهد. ارزش واقعی اجلاس بغداد در این خواهد بود که آیا مواضع سیاسی اعلامشده به پیگیری دیپلماتیک مستمر، هماهنگی میان دولتها و ابتکارهای عملی برای کاهش بحرانها منجر میشود یا خیر.
آزمون بزرگ بغداد برای جهان اسلام و ایران
اجلاس بغداد در شرایطی برگزار میشود که بحرانهای غزه، یمن، سودان، افغانستان و پاکستان و همچنین جنگ علیه ایران، ضرورت هماهنگی بیشتر میان کشورهای اسلامی را برجسته کرده است. در چنین فضایی، بیتفاوتی یا اختلاف بر سر اصول بنیادین امنیت منطقهای میتواند زمینه را برای تداوم بحرانها فراهم کند.
برای عراق، این نشست فرصتی برای تثبیت جایگاه دیپلماتیک و ایفای نقشی مؤثرتر در منطقه است. برای ایران نیز حضور در اجلاس، امکان رایزنی با طیف گستردهای از کشورهای اسلامی و تشریح مواضع تهران درباره جنگ و امنیت منطقهای را فراهم میکند.
با این همه، مهمترین پرسش همچنان پابرجاست: آیا سازمان همکاری اسلامی میتواند از تجربههای گذشته درس بگیرد و در برابر تجاوز نظامی به یکی از اعضای خود، موضعی روشنتر و مؤثرتر اتخاذ کند؟
تجربه اجلاس استانبول نشان داده است که محکومیت رسمی حملات به ایران امکانپذیر است؛ اما تکرار چنین موضعی در بغداد، آن هم در شرایط پیچیدهتر منطقهای، به اراده سیاسی اعضا و توان دیپلماسی برای ایجاد اجماع بستگی دارد.
بغداد اکنون با آزمونی فراتر از میزبانی یک اجلاس روبهروست؛ آزمون تبدیل شعار همبستگی به موضعی مشترک و تبدیل بیانیههای دیپلماتیک به پیگیری سیاسی مؤثر. نتیجه این آزمون میتواند تصویری روشنتر از ظرفیت واقعی جهان اسلام برای مواجهه جمعی با بحرانها و دفاع از حاکمیت کشورهای عضو ارائه دهد.