هنوز بسیاری از مردم فلسفه ایجاد شوراهای شهر و روستا در قانون اساسی را نمیدانند و اساساً کارکرد عملی آن تا حدودی ناشناخته مانده است.
برای آشنایی بیشتر با اصل شوراهای شهر و روستا ضروری است یک سفر داشته باشیم به تاریخ شوراها به طور کلی و شوراهای اسلامی در دوره ۴۷ ساله جمهوری اسلامی.
انجمنهای مشروطه تا انتخابات سراسری
در ایران، اندیشه مشارکت مردم در اداره امور محلی، سابقهای طولانی دارد. اگرچه شوراهای اسلامی شهر و روستا در شکل امروزی خود، نهادی متعلق به ساختار سیاسی پس از انقلاب اسلامی هستند، ریشههای قانونی شوراگرایی و تلاش برای محدود کردن تمرکز قدرت در امور محلی را میتوان در دوران مشروطه دنبال کرد.
انجمنهای ایالتی و ولایتی و انجمنهای بلدی در سالهای پس از مشروطه، از نخستین تجربههای قانونی ایران برای واگذاری بخشی از امور محلی به نمایندگان منتخب مردم بودند. این نهادها قرار بود زمینه حضور مردم در تصمیمگیریهای منطقهای، نظارت بر عملکرد مأموران دولتی و پیگیری مسائل شهرها و مناطق مختلف را فراهم کنند.
با این حال، میان تصویب قوانین مربوط به انجمنهای محلی و اجرای مؤثر آنها فاصله زیادی وجود داشت. تحولات سیاسی، مداخلات دولت مرکزی و محدودیتهای ساختاری باعث شد ایده اداره شورایی امور محلی در دورههای مختلف با فراز و فرودهایی همراه شود.
پس از انقلاب اسلامی، تشکیل شوراها در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد؛ اما جنگ تحمیلی، شرایط سیاسی و اجرایی کشور و تأخیر در تصویب و اجرای قوانین مربوط، تحقق عملی این اصل را برای نزدیک به دو دهه به تعویق انداخت.
با وجود پیشبینی صریح و آیندهنگرانهی اصول ششم، هفتم و اصول یکصد تا یکصد و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ که شوراها را به عنوان ارکان تصمیمگیری و اداره امور کشور در سطوح محلی رسمیت بخشیدند، اجرای سراسری و عملیاتی این سازوکار به دلایل متعدد کلان از جمله ضرورت تثبیت ساختارهای نوپای نظام، بحرانهای امنیتی سالهای نخست و به ویژه تحمیل جنگ هشتساله، برای نزدیک به دو دهه به تأخیر افتاد. در این فاصله طولانی، جامعه ایران شاهد تجربهها و تلاشهای مقطعی مختلفی برای مدیریت محلی بود تا اینکه سرانجام با فراهم شدن بسترهای قانونی و اجرایی لازم، نخستین دوره انتخابات سراسری شوراهای اسلامی در اسفند ۱۳۷۷ برگزار شد و فعالیت رسمی و سراسری این نهادها در اردیبهشت ۱۳۷۸ به نقطه عطفی در تاریخ مردمیسازی مدیریت شهری و روستایی کشور تبدیل گردید.
شوراهای اسلامی شهر و روستا؛ اهمیت و ضرورت
اداره کشور ذیل قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران از عنوان ریاست جمهوری آغاز و به بخشداران منتهی میشود، بعد از ریاست جمهوری که با رأی مستقیم انتخاب میشود، نقش مردم در اداره استان، شهرستان، شهر و روستا تقریباً وجود نداشت، که البته در مراحلی نظارت وکلای مردم در پارلمان تا حدودی غیرمنتخب بودن مقامات اجرایی از استاندار تا بخشدار را جبران میکرد.
اما مقامات اجرایی ذیل قوه مجریه یک نیروی کلاسیک، تکنوکرات و متصل به بودجه عمومی است و اساساً ضرورتی نداشت همکاران رئیسجمهور در استانها و شهرستانها منتخب باشند، چون اعمال حاکمیت و فرماندهی رئیس قوه مجریه جاری نمیشد و از طرفی تجربه جهانی و نمونه موفقیت کیفیت اداره کشور در سیستم و رژیمهای انتخاباتی، نسخه موجود در ایران را توجیهپذیر میکند.
بر اساس همین تجارب بشری و نمونههای موفق، اصل شوراهای اسلامی شهر و روستا وارد قانون اساسی جمهوری اسلامی شد. تا حداقل در کنار اعمال حکمرانی از طریق قوه مجریه، بخشهای خدماتی شهرها و روستاها به صورت غیرمستقیم به مردم واگذار شد.
بنابراین از روزی که قانون شوراها به مرحله اجرا رسید، شهرداران و دهیاران کشور خدمترسانی به شهروندان خود را آغاز کردند. البته در این رهگذر به مرور کلانشهرها تفاوت ذاتی خود را آشکار کردند.
وظیفه ذاتی شوراها تصمیمگیری درباره خدمات عمومی، توسعه زیرساختها، مدیریت منابع محلی و رسیدگی به نیازهای روزمره شهروندان است که میزان مشارکت مردم در آنها میتواند بر کیفیت اداره مناطق مختلف تأثیر بگذارد. بعد از کیفیت و کمیت مشارکت، عامل مهم دیگر که به موفقیت دستگاه مدیریت شهری کمک میکند، نظارت مستمر و واقعی شوراها بر دستگاه اجرایی شهر به ریاست شهردار است.
حال که در قسمت اول، مختصراً با تاریخچه و فلسفه و ضرورت ایجاد شوراهای اسلامی شهر و روستا، این رکن رکین از نهادهای حاکمیتی آشنا شدیم، در قسمت دوم، اولین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، آرایش سیاسی جریانهای سیاسی آن مقطع، ذکر سهم هر یک از جناحهای سیاسی در کلانشهرها و تفاوت آنها با شهرهای کوچک و روستاها را مورد کاوش و بررسی قرار میدهیم.
در قسمت سوم تهران به عنوان نمونه منحصر به فرد از عملکرد یک دستگاه بزرگ مدیریت شهری و تأثیر مستقیم شهرداری تهران بر معادلات کلان حکمرانی در سطح ملی و دیگر فاکتورهای این ابرشهر را به زیر ذرهبین میبریم.
در قسمت چهارم نقش و سهم دو اردوگاه اصولگرا و اصلاحطلب از سفره انتخابات شوراها از ابتدا تا شورای ششم را بررسی میکنیم.
آخرین قسمت از سریال شوراها در «صفحه سیاست»، گزارشی خواهد بود از میزان و کیفیت مشارکت از دوره دوم تا شورای ششم، علل و عوامل مؤثر در میزان مشارکت هر دوره و عملکرد شهرداران کلانشهرها و کیفیت نظارت شوراها بر سیستم مدیریت شهری به ریاست شهرداران.