انتخابات نبضِ جمهوریت است، اما تنها علامتِ زنده بودنِ آن نیست. یک نظام سیاسیِ مردمسالار برای ماندگاری به مجموعهای از ارکان حیاتی نیاز دارد:
۱. آزادی کامل در حقِ «انتخاب شدن» تا حقِ «انتخابکننده» محترم شمرده بشه.
۲. مطبوعات و رسانههای آزاد بهعنوان رکن اصلیِ شفافیت و نظارت.
۳. پارلمانِ مقتدر در رأس امور نظارتی.
۴. میدان دادن به احزاب واقعی برای اتصالِ ساختاری به صندوقهای رای.
بدون این ارکان، صندوق رای هم بهمرور کارکردِ واقعی خودش رو از دست میده.
در آستانه انتخابات پیشرو، آزمون اصلی، «پرهیز از اعمال سلایق شخصی و ردصلاحیتهای سلیقهای» بوده. البته خوشبختانه در این دوره، شاهد یک نقطه عطف و سیگنال مثبت بودیم؛ کاهش محسوس ردصلاحیتهای سلیقهای، قانونمداری و بازتر شدن نسبی فضای رقابت، رضایت نسبی جریانهای مختلف سیاسی را به همراه داشت. این گام ارزشمند نشان داد هرگاه فضا برای حضور طیفهای گوناگون فراهم شود، تنفس سیاسی کشور بهبود مییابد.
اما برای حفظ و تثبیت این ماجرا، باید زنده نگه داشتن این رویکرد را تضمین کرد. پرهیز همیشگی از اعمال سلایق شخصی، عبور دائمی از دوگانه زیانبار «خودی و غیرخودی» و اجرای بدونِتنازل قانون اساسی، تنها راهی است که میتواند جمهوریت را از تختِ کسالت بدارد و اعتماد اجتماعی را ریشهدار کند.
جمهوریت یک شعار نیست؛ یک فرآیند زنده است که به مشارکت واقعی همه طرفها نیاز دارد.
به نظرت مهمترین فاکتوری که میتونه انگیزه مردم رو برای حضور پرشور در انتخابات بعدی بالا ببره چیست؟ رقابت واقعیِ کاندیداها یا اصلاح رویکردهای نظارتی؟ نظرت رو برام کامنت کن!