بر اساس گزارش نشریه «آتلانتیک»، هدف از بررسی این گزینهها افزایش فشار بر تهران و ارائه تصویری از قدرت نظامی دولت ترامپ پیش از انتخابات سوم نوامبر است؛ اما همین سناریو میتواند نتیجهای کاملاً معکوس برای کاخ سفید داشته باشد.
واشنگتن میان جنگ و انتخابات گرفتار شده است
جنگ ایران و آمریکا پس از ماهها درگیری به یکی از چالشهای سیاسی دولت ترامپ تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، طولانیشدن بحران و نگرانی از تبعات اقتصادی جنگ، فشار بر نامزدهای جمهوریخواه را افزایش داده و مسئله جنگ را به موضوعی انتخاباتی تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، حمله محدود میتواند از نگاه طراحان آن فرصتی برای نمایش «دستاورد نظامی» و بازگرداندن ابتکار عمل به دولت ترامپ باشد. با این حال، حتی حامیان این گزینه نیز اذعان دارند که یک عملیات محدود الزاماً تهران را به میز مذاکره بازنمیگرداند، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تضمین نمیکند و لزوماً کاهش محسوسی در قیمت سوخت ایجاد نخواهد کرد.
تناقض بزرگ؛ حمله برای کاهش فشار، افزایش قیمت نفت
مهمترین نقطه ضعف این محاسبه، بازار انرژی است. تجربه ماههای گذشته نشان داده هرگونه تشدید نظامی میتواند بازار نفت را ملتهب کند. قیمت نفت پس از آغاز جنگ تا نزدیکی ۱۱۸ دلار افزایش یافت و در مقطعی از مرز ۱۰۰ دلار نیز عبور کرد. قیمت بنزین در آمریکا نیز بهمراتب بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار گرفته است.
بنابراین کاخ سفید با یک تناقض جدی مواجه است؛ واشنگتن از یک سو میخواهد با نمایش قدرت، هزینه سیاسی جنگ را کاهش دهد و از سوی دیگر، هر حمله تازه میتواند شوک جدیدی به بازار انرژی وارد کند.
آزادسازی بخشی از ذخایر راهبردی نفت نیز تنها میتواند اثر کوتاهمدت چنین فشاری را تعدیل کند. در صورت گسترش درگیری یا تهدید مسیرهای انتقال انرژی، مسئله دیگر صرفاً میزان ذخایر آمریکا نیست؛ بلکه انتظارات بازار و نگرانی از اختلال در عرضه جهانی است.
«حمله محدود» میتواند جنگ را دوباره بزرگ کند
مسئله اصلی برای پنتاگون تنها انتخاب یک هدف نیست؛ بلکه پیشبینی واکنش ایران است. هر حمله جدید میتواند حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه و همچنین پایگاهها و متحدان واشنگتن در خلیج فارس را در معرض واکنش تهران قرار دهد.
از سوی دیگر، ادامه عملیات نظامی فشار بیشتری بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا، بهویژه سامانههای دفاعی و موشکهای رهگیر، وارد خواهد کرد.
به این ترتیب، آنچه در محاسبات اولیه واشنگتن «عملیات محدود» تعریف میشود، لزوماً در میدان باقی نخواهد ماند. پاسخ متقابل ایران میتواند دامنه درگیری را افزایش داده و دولت آمریکا را با انتخاب دشوارتری میان ادامه عملیات یا عقبنشینی مواجه کند.
هرمز؛ گرهای که با حمله باز نمیشود
تنگه هرمز همچنان یکی از اصلیترین نقاط بحران است. پیش از جنگ، بخش قابل توجهی از نفت جهان از این مسیر عبور میکرد و بسته ماندن یا ناامن شدن آن مستقیماً بازار انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
از همین رو، واشنگتن با یک معادله دشوار مواجه است: فشار نظامی برای تغییر رفتار تهران، در شرایطی که هر تشدید درگیری میتواند امنیت کشتیرانی و بازار انرژی را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.
همزمان، مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا ادامه دارد و اختلاف بر سر آتشبس، محاصره و نحوه بازگشایی تنگه هرمز همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی، حمله نظامی میتواند مسیر دیپلماتیک را نیز دشوارتر کند.
تهران نیز منتظر تصمیم واشنگتن نمانده است
در سوی دیگر، ایران نیز احتمال ازسرگیری حملات آمریکا را در محاسبات خود قرار داده است. تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و خروج بمبافکنهای بی-۱ از پایگاه فرفورد در بریتانیا، در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفته است؛ هرچند تهران ارتباطی میان خود و تهدیدهای مطرحشده علیه این پایگاه نپذیرفته است.
این وضعیت نشان میدهد دو طرف نهتنها در میدان، بلکه در حال مدیریت یک جنگ محاسباتی هستند؛ جنگی که در آن زمان انتخابات آمریکا، وضعیت بازار انرژی و نحوه واکنش افکار عمومی نیز بخشی از معادله شده است.
ترامپ میان نمایش قدرت و هزینه جنگ
برای ترامپ، حمله پیش از انتخابات میتواند تصویری از قدرت و ابتکار عمل ایجاد کند؛ اما خطر اصلی این است که نتیجه دقیقاً خلاف هدف اولیه باشد.
اگر حمله به واکنش ایران، افزایش قیمت نفت یا آسیب به نیروهای آمریکایی منجر شود، جنگ بار دیگر به صدر اخبار آمریکا بازخواهد گشت؛ موضوعی که جمهوریخواهان، بهویژه در حوزه اقتصاد و قیمت سوخت، هزینه آن را در انتخابات خواهند پرداخت.
به همین دلیل، تصمیم کاخ سفید فقط یک تصمیم نظامی نیست؛ یک تصمیم انتخاباتی، اقتصادی و راهبردی است.
قمار واشنگتن با یک معادله چندلایه
اکنون واشنگتن میان دو مسیر قرار گرفته است: ادامه فشار اقتصادی و مذاکرات غیرمستقیم، یا بازگشت به عملیات نظامی برای تغییر محاسبات تهران.
مسئله برای کاخ سفید این نیست که آیا توان حمله به ایران را دارد یا نه؛ مسئله این است که آیا میتواند حمله را محدود نگه دارد، واکنش ایران را کنترل کند، قیمت انرژی را مهار کند و همزمان هزینه انتخاباتی آن را بپردازد.
از این منظر، حمله محدود به ایران میتواند به جای یک نمایش قدرت پیش از انتخابات، به نقطهای تبدیل شود که جنگ را دوباره به مرکز سیاست داخلی آمریکا بازگرداند؛ درست در زمانی که کاخ سفید تلاش دارد هزینههای این جنگ را از دوش نامزدهای جمهوریخواه دور کند.