یادداشت تحلیلی صفحه سیاست؛

وقتی هزینه ماجراجویی واشنگتن به حساب اروپا نوشته می‌شود؛ «جنگ سوخت» در بلوک غرب

فشار اخیر واشنگتن بر کشورهای اروپایی برای آزادسازی ذخایر استراتژیک گازوئیل و هم‌زمان مطرح‌کردن اهرم «احتمال محدودیت صادرات سوخت آمریکا»، نشان‌دهنده ابعاد جدیدی از بحران انرژی در اردوگاه غرب است. تهدید تلویحی اروپایی‌ها به قطع یا کاهش صادرات فرآورده‌های نفتی از سوی آمریکا، اروپا را در موقعیت بیم و امید و برگزاری نشست‌های اضطراری قرار داده است؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد هزینه‌های اقتصادی زبر و سخت تنش‌های منطقه‌ای، بسیار سریع‌تر از محاسبات واشنگتن، گریبان‌‌گیر خودِ متحدان غربی شده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
وقتی هزینه ماجراجویی واشنگتن به حساب اروپا نوشته می‌شود؛ «جنگ سوخت» در بلوک غرب
صفحه سیاست-

پس از تحولات سال‌های اخیر و قطع زنجیره تأمین سوخت از شرق، اروپایی‌ها عملاً بخش عمده‌ای از امنیت انرژی خود را به آمریکا گره زدند. اکنون واشنگتن از همین نقطه‌ضعف ساختاری برای اعمال فشار بهره می‌برد. مطالبه آزادسازی ذخایر حیاتی گازوئیل اروپایی‌ها برای تعدیل قیمت‌ها در بازار داخلی آمریکا و مقابله با تورم، به معنای خالی کردن حاشیه امنیت انرژی اروپایی‌ها در آستانه فصول پرمصرف است.  

آمریکا تلاش می‌کند با تحمیل هزینه‌های ناشی از اختلال در عرضه جهانی سوخت به شانه متحدانش، فشار اقتصادی داخلی خود را سرشکست کند؛ رفتاری که بار دیگر ماهیت یک‌طرفه و یک‌جانبه‌گرایانه‌ی رفتارهای واشنگتن با شرکای غربی‌اش را عریان می‌سازد.

«ایران» و قدرت انحصار در توازن انرژی منطقه

اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر «پایان سریع مسئله ایران» و ادعای افت شدید قیمت نفت پس از آن، بیش از آنکه برآمده از واقعیت‌های میدانی باشد، نوعی «فرار به جلو» برای آرام کردن بازارهای متلاطم و افکار عمومی مضطرب غرب است. واقعیت ناگزیر این است که وزن، موضع و موقعیت ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در آبراهه‌های حیاتی انرژی و توان بازدارندگی آن، تمام معادلات عرضه سوخت را تحت تأثیر مستقیم قرار داده است.  

غربی‌ها که تصور می‌کردند بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های ایران می‌توانند بازار جهانی انرژی را مدیریت کنند، اکنون در جبران اختلالات پیش‌آمده عاجز مانده‌اند. سخنان ترامپ در حقیقت اعترافی ناخواسته به این واقعیت است که تا زمان پذیرش نقش و اقتدار منطقه‌ای ایران، ثبات به بازار انرژی بازنخواهد گشت.

شکاف در بلوک غرب؛ تورم اروپایی در خدمت رفاه آمریکایی

درخواست برای تخلیه ذخایر استراتژیک، کشورهای اروپایی را با یک دوگانه سخت مواجه کرده است: تسلیم شدن در برابر خواسته‌های واشنگتن و پذیرش تورم افسارگسیخته در بخش‌های کشاورزی، حمل‌ونقل و صنایع تولیدی خود، یا مقاومت در برابر فشار آمریکا و مواجهه با پیامدهای احتمالی انزوا در سیاست‌های انرژی.

تداوم این فشارها نه تنها همگرایی خفه‌شده در اروپا را دچار فرسایش می‌کند، بلکه نشان می‌دهد تبعات و هزینه‌های مقابله با اقتدار ایران، از توان اقتصادی آمریکا و متحدانش فراتر رفته و رویای واشنگتن برای یکه‌تازی در منطقه، به یک «بحران چندلایه سوخت» در قلب اروپا تبدیل شده است.

بن‌بست تحریم و اقتدار بومی

تحرکات اضطراری در بازار سوخت غرب ثابت کرد که ابزارهای فشار و ماجراجویی‌های سیاسی، بیش از هر چیز شریان‌های اقتصادی خودِ مدعیان را با بحران مواجه کرده است. پایداری و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حفظ موازنه منطقه‌ای، واشنگتن را به نقطه‌ای رسانده که برای مهار تورم داخلی مجبور شده دست به جیب ذخایر اضطراری متحدان اروپایی خود ببرد؛ نبردی در عرصه انرژی که برنده میدانی آن، بازیگر بومی و مقتدر منطقه یعنی ایران است.

 

اخبار مرتبط
  • گزارش‌های اخیر رسانه‌های بین‌المللی از جمله «نیویورک تایمز» درباره تثبیت تسلط نظامی بر شریان‌های حیاتی انتقال انرژی در تنگه هرمز و هم‌زمان اظهارات سیگنال‌گونه دونالد ترامپ مبنی بر احتمال دست‌یابی به توافق، ابعاد تازه‌ای از ناکامی راهبردی آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران را بر ملا می‌سازد.

  • مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس و مبهم شده که هم‌زمان با ادامه رایزنی‌های تهران، واشینگتن و میانجیگران منطقه‌ای، هنوز نشانه روشنی از عبور دو طرف از اختلافات اصلی دیده نمی‌شود. از یک سو، کانال‌های دیپلماتیک همچنان فعال است و میانجیگران تلاش می‌کنند شکاف موجود را کاهش دهند و از سوی دیگر، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، پرونده هسته‌ای، رفع فشارهای اقتصادی و وضعیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست. در کنار این وضعیت، تحرکات نظامی آمریکا و مواضع تهدیدآمیز برخی طرف‌های منطقه‌ای، فضای مذاکرات را شکننده‌تر کرده است؛ شرایطی که ضرورت تفکیک «امید به دیپلماسی» از «خوش‌بینی درباره توافق» را بیش از گذشته نشان می‌دهد.

  • ایران یه «طرح ۷ روزه» روی میز گذاشته تا جنگ و محاصره اقتصادی رو کلاً تموم کنه؛ اما چرا واشنگتن حاضر نیست گام اول رو برداره؟

ارسال نظر