کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا که با نام اختصاری سیکا (CICA) شناخته میشود، در سال ۱۹۹۲ تأسیس شد و با ۲۸ عضو، یکی از سازوکارهای گفتوگو و همکاری در حوزه امنیت و اعتمادسازی آسیایی به شمار میرود. هدف اصلی این مجمع، تقویت صلح، ثبات، امنیت و همکاری میان کشورهای قاره آسیاست؛ اهدافی که در شرایط تشدید بحرانهای منطقهای، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
با این حال، اجلاس باکو با پرسشی فراتر از تعداد شرکتکنندگان مواجه شد: آیا سازوکارهای همکاری آسیایی میتوانند در برابر بحرانهای امنیتی و انسانی، موضعی متناسب با اهداف اعلامشده خود اتخاذ کنند؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده درباره اجلاس، شمار محدودی از سران کشورها در سطح رئیسجمهور یا پادشاه در این نشست حضور داشتند. چنین وضعیتی میتواند از نظر سطح مشارکت سیاسی، بر ارزیابیها از وزن اجلاس تأثیر بگذارد؛ هرچند برای قضاوت درباره اعتبار یک نشست بینالمللی، باید سطح نمایندگی هیأتها، دستور کار اجلاس و نتایج عملی آن را نیز در نظر گرفت.
در چنین فضایی، حضور اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم اسرائیل، به یکی از نقاط مناقشهبرانگیز اجلاس تبدیل شد؛ حضوری که با اعتراض دیپلماتیک شماری از کشورهای شرکتکننده همراه بود.
خروج ۱۳ هیأت دیپلماتیک؛ پیام اعتراضی به تلآویو
یکی از مهمترین رویدادهای اجلاس باکو، ترک سالن از سوی نمایندگان ۱۳ کشور از مجموع ۲۸ عضو سیکا هنگام سخنرانی هرتزوگ بود. این اقدام، در صورت تأیید جزئیات و ترکیب هیأتهای خارجشده، نشاندهنده وجود مخالفت دیپلماتیک قابلتوجه با حضور رئیس رژیم اسرائیل در این مجمع است.
ترک سالن هنگام سخنرانی یک مقام رسمی، در عرف دیپلماسی حرکتی نمادین است که میتواند پیام نارضایتی سیاسی را بدون نیاز به قطع روابط یا صدور بیانیهای جداگانه منتقل کند. اهمیت این اقدام در اجلاس باکو از آن جهت بود که اعتراض در چارچوب یک نهاد چندجانبه آسیایی رخ داد؛ نهادی که قرار است زمینهساز اعتمادسازی و همکاری میان دولتها باشد.
هیأت جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه در امور حقوقی و بینالمللی، نیز در اعتراض به عملکرد اسرائیل در جنگ غزه سالن را ترک کرد. همراهی تهران با این اقدام، موضع اعتراضی ایران را از سطح اظهارات سیاسی فراتر برد و به یک کنش دیپلماتیک در صحنه اجلاس تبدیل کرد.
این رویداد را میتوان از دو منظر بررسی کرد: نخست، اعتراض به حضور مقام اسرائیلی در مجمعی آسیایی؛ دوم، تلاش برای برجستهکردن پیامدهای جنگ غزه و تبدیل آن به موضوعی فراتر از روابط دوجانبه یا رقابتهای منطقهای. با این حال، اثرگذاری بلندمدت چنین اقداماتی به تداوم فشار دیپلماتیک، مواضع رسمی کشورها و نتایج مذاکرات بعدی بستگی دارد.
میزبانی باکو و حساسیت افکار عمومی جهان اسلام
دعوت از رئیس رژیم اسرائیل به اجلاس باکو، برای جمهوری آذربایجان نیز پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک به همراه دارد. باکو، بهعنوان عضو سازمان همکاری اسلامی، در موضوع فلسطین با حساسیتهای سیاسی و افکار عمومی کشورهای مسلمان روبهروست؛ بهویژه در شرایطی که جنگ غزه و پیامدهای انسانی آن به یکی از محورهای اصلی انتقادهای بینالمللی از اسرائیل تبدیل شده است.
از این منظر، میزبانی اجلاس سیکا و فراهمکردن تریبون برای مقام اسرائیلی، میتواند پرسشهایی درباره نسبت سیاست خارجی جمهوری آذربایجان با مواضع اعلامی جهان اسلام در قبال فلسطین ایجاد کند. این مسئله بهخصوص در روابط با کشورهایی مانند ایران، ترکیه و پاکستان اهمیت دارد؛ کشورهایی که هر یک، با وجود تفاوت در رویکردها و ملاحظات منطقهای، درباره مسئله فلسطین مواضع و حساسیتهای خاص خود را دارند.
البته دعوت از یک مقام به نشست بینالمللی، بهتنهایی به معنای تأیید همه سیاستهای او نیست. با این حال، انتخاب مهمانان و نحوه مدیریت اعتراضها در یک اجلاس چندجانبه میتواند بر برداشت دیگر دولتها از اولویتهای سیاسی میزبان تأثیر بگذارد.
در این چارچوب، باکو با یک موازنه دیپلماتیک مواجه است: از یک سو، حفظ روابط و همکاریهای خود با اسرائیل و از سوی دیگر، مدیریت روابط با کشورهای مسلمان و توجه به حساسیتهای مرتبط با جنگ غزه. چگونگی مواجهه جمهوری آذربایجان با این موازنه میتواند بر تصویر منطقهای و بینالمللی این کشور اثر بگذارد.
انزوای اسرائیل؛ فاصله میان حضور رسمی و پذیرش سیاسی
حضور هرتزوگ در اجلاس سیکا را نمیتوان بهتنهایی نشانه خروج اسرائیل از انزوای سیاسی دانست. حضور در یک نشست بینالمللی، امکان استفاده از تریبون دیپلماتیک را فراهم میکند؛ اما میزان پذیرش سیاسی یک دولت را باید در واکنش دیگر کشورها، سطح تعاملات و مواضع رسمی آنان نیز سنجید.
خروج ۱۳ هیأت از سالن، در صورت صحت گزارشهای منتشرشده، نشان میدهد که حضور رسمی اسرائیل در این اجلاس با اعتراض گروهی از اعضا همراه بوده است. این رخداد همچنین بیانگر آن است که مجامع چندجانبه میتوانند به صحنه نمایش اختلافات سیاسی تبدیل شوند؛ حتی زمانی که هدف اعلامشده آنها تقویت اعتماد و همکاری است.
با این حال، برای ارزیابی دقیق دامنه انزوای اسرائیل، باید میان اعتراض دیپلماتیک در یک رویداد، مواضع رسمی دولتها، روابط دوجانبه و روندهای افکار عمومی تمایز قائل شد. این شاخصها ممکن است در یک جهت حرکت کنند، اما لزوماً یکسان نیستند.
درخواست ایران برای اخراج اسرائیل از سیکا؛ مطالبهای فراتر از اعتراض نمادین
کاظم غریبآبادی در اجلاس سیکا خواستار اخراج اسرائیل از این مجمع شد؛ درخواستی که میتواند بحث درباره مسئولیت اعضا در قبال اهداف و اصول اعلامشده این نهاد را به سطحی جدیتر منتقل کند.
استدلال اصلی حامیان این مطالبه آن است که استمرار جنگ و بحران انسانی در غزه، با هدف اعلامشده سیکا برای تقویت صلح و امنیت در آسیا در تعارض قرار دارد. از این منظر، پرسش محوری این است که آیا عضویت در یک سازوکار منطقهای صرفاً بر پایه ملاحظات سیاسی حفظ میشود یا رفتار اعضا نیز باید در ارزیابی جایگاه آنها مورد توجه قرار گیرد.
با این همه، تبدیل درخواست ایران به تصمیم جمعی، مستلزم بررسی اساسنامه و قواعد تصمیمگیری سیکا، موضع سایر اعضا و امکان دستیابی به اجماع یا اکثریت لازم است. از همین رو، پیگیری این موضوع تنها با تکرار یک مطالبه سیاسی پیش نمیرود و به دیپلماسی مستمر، رایزنی با کشورهای همسو و ارائه استدلالهای حقوقی و نهادی نیاز دارد.
تهران میتواند با طرح مستند پیامدهای جنگ غزه، گفتوگو با اعضای سازمان همکاری اسلامی و جلب حمایت کشورهای آسیایی، زمینه بحث درباره مسئولیتهای اعضای سیکا را تقویت کند. در این مسیر، تفکیک میان محکومیت رفتارهای مشخص، مطالبه پاسخگویی و درخواست تعلیق یا اخراج یک عضو، برای تدوین راهبردی حقوقی و قابل پیگیری ضروری است.
آزمون اعتبار سازوکارهای امنیتی آسیا
اجلاس سیکا در باکو نشان داد که میزبانی یک نشست بینالمللی، لزوماً به معنای شکلگیری اجماع میان شرکتکنندگان نیست. خروج هیأتهای دیپلماتیک هنگام سخنرانی هرتزوگ و درخواست ایران برای اخراج اسرائیل، اختلاف نظر اعضا درباره جنگ غزه و حدود پذیرش سیاسی تلآویو را برجسته کرد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این اعتراضها در سطح اقدامات نمادین باقی میمانند یا به گفتوگویی نهادی درباره مسئولیت اعضا، حفاظت از غیرنظامیان و نقش سیکا در کاهش بحرانهای امنیتی آسیا تبدیل میشوند. پاسخ به این پرسش، نه فقط برای جایگاه ایران در دیپلماسی منطقهای، بلکه برای سنجش توانایی سیکا در تبدیل اهداف اعلامشده خود به سازوکارهای عملی اهمیت دارد.