اختصاصی صفحه سیاست؛

پادکست | جنگ سرد هوش مصنوعی؛ آمریکا و چین در حال یارکشی جهانی

رقابت واشنگتن و پکن از میدان اقتصاد و تجارت عبور کرده و به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عرصه‌های فناوری جهان رسیده است؛ جایی که تراشه، مراکز داده، زیرساخت محاسباتی و هوش مصنوعی به ابزارهای جدید قدرت تبدیل شده‌اند و دو قدرت بزرگ تلاش می‌کنند کشورهای بیشتری را در مدار فناوری خود قرار دهند.

پادکست | جنگ سرد هوش مصنوعی؛ آمریکا و چین در حال یارکشی جهانی
۰ دقیقه
نویسنده: زهرا کاوین
صفحه سیاست-

رقابت آمریکا و چین دیگر صرفاً بر سر تعرفه‌های تجاری، بازارهای جهانی یا برتری نظامی نیست. هوش مصنوعی به میدان جدید رقابت راهبردی دو قدرت تبدیل شده است؛ فناوری‌ای که می‌تواند در دهه‌های آینده بر اقتصاد، امنیت، صنایع دفاعی، ارتباطات، انرژی و حتی مناسبات سیاسی کشورها تأثیر بگذارد.

در چنین شرایطی، واشنگتن و پکن تلاش می‌کنند علاوه بر توسعه فناوری‌های بومی، شبکه‌ای از کشورها، شرکت‌ها و زیرساخت‌های فناورانه را در اطراف خود شکل دهند؛ شبکه‌هایی که هدف آنها فقط ساخت مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی نیست، بلکه کنترل زنجیره تأمین و تعیین قواعد بازی فناوری آینده است.

آمریکا؛ تلاش برای ساخت یک زنجیره فناورانه متحد

در اردوگاه آمریکا، تمرکز بر ایجاد شبکه‌ای گسترده از کشورهای همسو در حوزه فناوری‌های پیشرفته است؛ شبکه‌ای که از تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات محاسباتی گرفته تا مراکز داده و مواد اولیه مورد نیاز صنعت فناوری را دربر می‌گیرد.

در این چارچوب، کشورهایی مانند ژاپن، هند، استرالیا، آلمان، ایتالیا، هلند، کره جنوبی و سنگاپور اهمیت ویژه‌ای دارند. هر یک از این کشورها بخشی از زنجیره جهانی فناوری را در اختیار دارند و حضور آنها می‌تواند توان آمریکا برای شکل‌دهی به یک اکوسیستم فناورانه گسترده را افزایش دهد.

اهمیت این شبکه زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم توسعه هوش مصنوعی بدون دسترسی به سخت‌افزارهای پیشرفته، انرژی فراوان، مراکز داده بزرگ و زنجیره تأمین مطمئن عملاً امکان‌پذیر نیست.

بنابراین، رقابت آمریکا برای هوش مصنوعی در واقع رقابت بر سر زیرساخت قدرت دیجیتال آینده است.

چین؛ تمرکز بر جنوب جهان

در سوی دیگر، چین تلاش می‌کند مدل متفاوتی از ائتلاف فناورانه را دنبال کند. پکن با مشارکت مجموعه‌ای از کشورها در چارچوب‌هایی مانند W.A.I.C.O. تلاش دارد حضور خود را در میان کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور گسترش دهد.

کشورهایی مانند برزیل، اندونزی، آفریقای جنوبی، پاکستان و شماری از کشورهای آفریقایی در این مسیر اهمیت دارند.

این راهبرد را می‌توان بخشی از تلاش چین برای تبدیل‌شدن به شریک فناورانه «جنوب جهان» دانست؛ بازاری بزرگ که بسیاری از کشورهای آن به دنبال دسترسی ارزان‌تر و گسترده‌تر به فناوری‌های هوش مصنوعی هستند، اما الزاماً نمی‌خواهند در چارچوب‌های فناورانه تحت رهبری آمریکا قرار بگیرند.

چین در این میان می‌تواند با ارائه زیرساخت، تجهیزات، خدمات ابری و راهکارهای هوش مصنوعی، نفوذ اقتصادی و فناورانه خود را در این کشورها افزایش دهد.

کشورها؛ نه آمریکا، نه چین؛ بلکه هر دو

اما نکته مهم اینجاست که جهان الزاماً به دو اردوگاه کاملاً مجزا تقسیم نشده است.

برخی کشورها تلاش می‌کنند به جای انتخاب یکی از دو قدرت، سیاست موازنه و همکاری همزمان با آمریکا و چین را دنبال کنند.

قزاقستان نمونه‌ای قابل توجه از این رویکرد است که در هر دو جریان حضور دارد. کشورهایی مانند عربستان، ترکیه، مکزیک، کانادا و ویتنام نیز تلاش می‌کنند گزینه‌های همکاری خود را محدود نکنند.

این رفتار نشان می‌دهد که بسیاری از دولت‌ها حاضر نیستند در شرایط فعلی، تمام ظرفیت فناورانه و اقتصادی خود را به یک قدرت وابسته کنند.

در واقع، برای بسیاری از کشورها، هوش مصنوعی بیش از آنکه یک موضوع ایدئولوژیک باشد، یک مسئله اقتصادی و امنیتی است؛ بنابراین ترجیح می‌دهند از رقابت آمریکا و چین برای تأمین منافع ملی خود استفاده کنند.

جنگ اصلی بر سر تراشه و برق است

یکی از مهم‌ترین نکات درک رقابت جدید آمریکا و چین این است که هوش مصنوعی را نباید صرفاً به نرم‌افزار و مدل‌های زبانی محدود کرد.

پشت هر مدل پیشرفته هوش مصنوعی، مجموعه‌ای عظیم از زیرساخت‌ها قرار دارد؛ از تراشه‌های پیشرفته و پردازنده‌های قدرتمند گرفته تا برق، شبکه‌های ارتباطی، تجهیزات سرمایشی و مراکز داده عظیم.

از همین رو، رقابت بر سر هوش مصنوعی به رقابت بر سر منابع و زیرساخت نیز تبدیل شده است.

پیش‌بینی‌های موجود درباره رشد سرمایه‌گذاری در مراکز داده منطقه آسیا-اقیانوسیه تا سال ۲۰۳۰ و رسیدن آن به حدود ۸۰۰ میلیارد دلار، اهمیت اقتصادی این حوزه را نشان می‌دهد.

در نتیجه، کشوری که بتواند زنجیره تأمین این صنعت را کنترل کند، صرفاً یک فناوری جدید در اختیار نخواهد داشت؛ بلکه می‌تواند بخش مهمی از قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی آینده را نیز در اختیار بگیرد.

ایران در کجای این رقابت ایستاده است؟

در این میان، ایران با یک دوگانه مهم مواجه است.

از یک سو، تحریم‌ها و محدودیت دسترسی به برخی فناوری‌های پیشرفته، تجهیزات و تراشه‌ها می‌تواند توسعه زیرساخت هوش مصنوعی کشور را با چالش مواجه کند.

از سوی دیگر، تغییر آرایش فناوری جهان می‌تواند فرصت‌هایی را نیز برای تهران ایجاد کند.

ایران می‌تواند با تمرکز بر توسعه توان داخلی، تربیت نیروی انسانی متخصص، ایجاد زیرساخت محاسباتی، توسعه مراکز داده و گسترش همکاری‌های فناورانه با کشورهای آسیایی و جنوب جهان بخشی از محدودیت‌های موجود را جبران کند.

در این مسیر، همکاری با کشورهایی که خود نیز به دنبال استقلال نسبی از دو قطب فناوری آمریکا و چین هستند، می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.

البته مسئله فقط خرید تجهیزات یا استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی نیست؛ ایران برای حضور مؤثر در این رقابت نیازمند ایجاد یک زنجیره بومی و پایدار از دانش، سخت‌افزار، نرم‌افزار، انرژی و نیروی انسانی است.

آینده جهان؛ دو قطبی یا چندقطبی؟

رقابت آمریکا و چین بر سر هوش مصنوعی می‌تواند یکی از مهم‌ترین روندهای ژئوپلیتیکی دهه‌های آینده باشد.

اگرچه واشنگتن و پکن در حال ساخت شبکه‌های فناورانه خود هستند، اما رفتار کشورهای دیگر نشان می‌دهد که شکل‌گیری یک جهان کاملاً دو قطبی هنوز قطعی نیست.

بسیاری از دولت‌ها ترجیح می‌دهند میان دو قدرت بزرگ حرکت کنند و ضمن همکاری با هر دو، از وابستگی کامل به یکی از آنها جلوگیری کنند.

از این منظر، شاید بتوان گفت جنگ سرد هوش مصنوعی بیش از آنکه جنگ دو کشور باشد، جنگ بر سر معماری فناوری آینده جهان است.

مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که چه کشوری قدرتمندترین مدل هوش مصنوعی را می‌سازد؛ پرسش مهم‌تر این است که چه کسی تراشه‌ها، مراکز داده، انرژی، زنجیره تأمین، استانداردهای فناوری و در نهایت قواعد استفاده از هوش مصنوعی را تعیین خواهد کرد.

تحلیل صفحه سیاست

آمریکا تلاش می‌کند با تکیه بر متحدان صنعتی و فناورانه خود، یک اکوسیستم قدرتمند پیرامون فناوری‌های پیشرفته ایجاد کند و چین نیز با تمرکز بر اقتصادهای نوظهور و کشورهای جنوب جهان، در حال گسترش شبکه فناورانه خود است.

اما بازیگران میانی الزاماً قصد ندارند یکی از این دو مسیر را انتخاب کنند. استراتژی موازنه میان آمریکا و چین می‌تواند به الگوی غالب بسیاری از کشورها تبدیل شود.

برای ایران نیز این رقابت صرفاً یک تهدید نیست؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای بازتعریف سیاست فناوری، توسعه توان داخلی و گسترش همکاری با اقتصادهای نوظهور باشد.

در نهایت، برنده این رقابت الزاماً کشوری نیست که «باهوش‌ترین هوش مصنوعی» را بسازد؛ بلکه کشوری است که بتواند اکوسیستم کامل قدرت هوش مصنوعی را در اختیار بگیرد.

 

اخبار مرتبط
  • گزارش تازه «وال‌استریت ژورنال» از روند تصمیم‌گیری دولت دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران، تصویری متفاوت از روایت‌های رسمی ارائه می‌دهد؛ روایتی که نشان می‌دهد بخشی از مقام‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا پیش از شروع درگیری، درباره پیامدهای احتمالی جنگ هشدار داده بودند. با گذشت حدود شش ماه، بسیاری از همان نگرانی‌ها به چالش‌های واقعی واشنگتن تبدیل شده و آمریکا از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی و تلاش برای تغییر محاسبات تهران حرکت کرده است.

  • اقدام جدید آمریکا در بازگرداندن نام حزب‌الله لبنان به فهرست تحریم‌ها، بار دیگر تقابل واشنگتن با این جنبش را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ اقدامی که حزب‌الله آن را بخشی از سیاست فشار همه‌جانبه آمریکا علیه مقاومت دانسته و هشدار داده است که هدف اصلی این فشارها، تضعیف مقاومت، ایجاد ناآرامی داخلی و تغییر معادلات سیاسی و امنیتی لبنان است.

  • تهدیدهای دونالد ترامپ برای اعمال تحریم‌های اقتصادی «بی‌سابقه» علیه ایران در حالی تکرار می‌شود که به اعتقاد کارشناسان، واشنگتن پس از سال‌ها اعمال فشار حداکثری، با محدودیت جدی در یافتن ابزارهای مؤثر جدید مواجه است. ارزیابی مطرح‌شده در واشنگتن‌پست نشان می‌دهد گزینه‌های باقی‌مانده آمریکا عمدتاً به فشار بر شرکای اقتصادی ایران و افزایش هزینه تعامل با تهران محدود می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند تبعاتی فراتر از مناسبات ایران و آمریکا داشته باشد.

ارسال نظر