محمدی تحلیلگر مسائل سیاسی ؛

ترامپ بین جنگ و مذاکره گرفتار شد؛ چرا تصمیم نهایی درباره ایران هنوز دشوار است؟

در شرایطی که تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه ادامه دارد و همزمان رایزنی‌های دیپلماتیک ایران و آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک دنبال می‌شود، مهدی محمدی، تحلیلگر مسائل سیاسی، معتقد است تصمیم‌گیری دونالد ترامپ درباره ایران وارد مرحله‌ای حساس شده است؛ مرحله‌ای که به گفته او، فشارهای سیاسی و انتخاباتی در آمریکا، محاسبات نظامی و تردید درباره نتیجه هرگونه عملیات، همزمان بر تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا اثر می‌گذارند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ترامپ بین جنگ و مذاکره گرفتار شد؛ چرا تصمیم نهایی درباره ایران هنوز دشوار است؟
صفحه سیاست-

مهدی محمدی مشاور سیاسی محمدباقر قالیباف در فایل صوتی منتشرشده در کانال شخصی خود با اشاره به آخرین تحولات نظامی و مذاکراتی گفت که از نگاه او، وضعیت نظامی نسبت به ارزیابی‌های قبلی تغییر اصولی نکرده و همچنان احتمال درگیری نظامی وجود دارد.

او با اشاره به تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در منطقه، انباشت تجهیزات و هواپیماهای نظامی را نشانه‌ای از فراهم بودن امکان اجرای سناریوهای مختلف دانست؛ اما تأکید کرد مسئله اصلی برای واشنگتن فقط توانایی اجرای عملیات نیست، بلکه این پرسش است که آیا چنین عملیاتی اساساً باید انجام شود و آیا اهداف مورد نظر قابل دستیابی خواهد بود یا خیر.

به گفته محمدی، ترامپ در نقطه‌ای قرار گرفته که باید میان افزایش فشار نظامی و ادامه مسیر دیپلماتیک تصمیم بگیرد؛ تصمیمی که به باور این تحلیلگر، برای رئیس‌جمهور آمریکا ساده نیست.

محاسبات نظامی آمریکا؛ مسئله فقط «حمله کردن» نیست

یکی از محورهای اصلی تحلیل محمدی، تردید درباره نتیجه احتمالی یک عملیات نظامی است. او معتقد است ترامپ هنوز نمی‌داند یک اقدام نظامی علیه ایران می‌تواند بحران را خاتمه دهد یا اینکه آمریکا را وارد مرحله پیچیده‌تری از درگیری کند.

این مسئله در شرایطی مطرح می‌شود که همزمان گزارش‌هایی درباره ادامه فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا منتشر شده است. ترامپ نیز در روزهای اخیر گفته است درباره گام بعدی خود در قبال ایران در مرحله تصمیم‌گیری قرار دارد.

از نگاه محمدی، حتی اگر ترامپ به نتیجه قطعی درباره پیامدهای عملیات نرسیده باشد، این احتمال وجود دارد که تحت تأثیر محاسبات سیاسی، هیجانات یا برآوردهای نادرست دست به ریسک بزند.

فشارهای سیاسی و انتخاباتی ترامپ

این تحلیلگر مسائل سیاسی  بخش مهمی از رفتار ترامپ را به فضای سیاسی داخلی آمریکا مرتبط می‌داند. به گفته او، مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی و همچنین دشواری دستیابی به آنچه واشنگتن در مذاکرات دنبال می‌کند، فشار مضاعفی بر رئیس‌جمهور آمریکا ایجاد کرده است.

در همین چارچوب، اظهارات ترامپ درباره امکان دستیابی به توافق پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز از سوی این تحلیلگر قابل توجه ارزیابی شده است. ترامپ اخیراً گفته است ممکن است پس از انتخابات به توافق با ایران دست پیدا شود.

محمدی معتقد است این اظهارات را می‌توان از منظر انتخاباتی نیز بررسی کرد؛ به این معنا که ترامپ می‌خواهد نتیجه تحولات ایران را با وضعیت سیاسی داخل آمریکا پیوند بزند.

با این حال، این برداشت یک تحلیل سیاسی است و نمی‌توان صرفاً از اظهارات ترامپ نتیجه گرفت که تصمیم نهایی او درباره جنگ یا مذاکره از پیش تعیین شده است.

نقش نتانیاهو و جریان‌های ایدئولوژیک در معادله جنگ

این تحلیلگر مسائل سیاسی در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش عوامل سیاسی در اسرائیل و آمریکا اشاره کرده و مدعی شده است که بنیامین نتانیاهو با فشارهای انتخاباتی مواجه است و جریان‌های ایدئولوژیک نیز در آمریکا فعال شده‌اند.

او معتقد است این عوامل می‌توانند بر تصمیم‌گیری درباره ادامه یا تشدید درگیری اثرگذار باشند.

در چنین شرایطی، تصمیم درباره ایران صرفاً یک محاسبه نظامی نیست و مجموعه‌ای از عوامل امنیتی، سیاسی، انتخاباتی و منطقه‌ای در آن دخالت دارد.

چرا سفر پزشکیان به نیویورک مهم بود؟

این کارشناس سیاسی سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و حضور هیئت ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل را اقدامی ضروری دانسته است.

استدلال او این است که ایران یکی از محورهای اصلی بحث‌های سیاسی در نشست امسال سازمان ملل است و بنابراین تهران نمی‌تواند از صحنه‌ای که در آن درباره آینده بحران ایران و آمریکا رایزنی می‌شود، غایب باشد.

از نگاه این تحلیلگر، حضور مقام‌های ایرانی در نیویورک امکان انتقال مستقیم مواضع تهران، رایزنی با کشورهای مختلف و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک را فراهم می‌کند.

در عین حال، محمدی ریسک امنیتی حضور رئیس‌جمهور ایران در آمریکا را نیز نادیده نمی‌گیرد و تأکید دارد که این ریسک بخشی از تصمیم سیاسی برای حضور در چنین نشستی بوده است.

نیویورک؛ مذاکره یا ابلاغ شروط ایران؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های اظهارات محمدی به ماهیت رایزنی‌های ایران و آمریکا در نیویورک مربوط است.

او تعبیر «مذاکره» را برای این روند دقیق نمی‌داند و معتقد است آنچه در نیویورک دنبال شده، بیشتر انتقال شروط تهران برای تغییر وضعیت موجود بوده است.

در روزهای اخیر نیز مقام‌های ایرانی از شروطی برای ازسرگیری مذاکرات یا پایان درگیری‌ها سخن گفته‌اند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، سه شرط پایان جنگ در همه جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و پایان محاصره دریایی را مطرح کرده و گفته است هفت شرط به واشنگتن منتقل شده است.

همزمان، گزارش‌های منتشرشده از نیویورک نشان می‌دهد عباس عراقچی و استیو ویتکاف نیز درباره شروط ایران رایزنی کرده‌اند؛ هرچند درباره برخی مسائل از جمله محاصره دریایی همچنان اختلاف وجود دارد.

بنابراین، آنچه در نیویورک جریان دارد را می‌توان دست‌کم در مقطع فعلی بیشتر یک تلاش برای مشخص کردن چارچوب‌های توافق دانست تا یک توافق نهایی.

شروط تهران چه پیامی برای واشنگتن دارد؟

بر اساس اظهارات مقام‌های ایرانی، شروط تهران صرفاً به موضوع هسته‌ای محدود نیست و مجموعه‌ای از مسائل امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای را دربرمی‌گیرد.

پایان درگیری در جبهه‌های مختلف، آزادسازی دارایی‌های ایران، پایان محاصره دریایی، ترتیبات مربوط به تنگه هرمز و مسائل مرتبط با تحریم‌ها از جمله موضوعاتی هستند که در گزارش‌های اخیر درباره مواضع تهران مطرح شده‌اند.

محمدی معتقد است انتقال این شروط یک پیام سیاسی نیز دارد: تهران می‌خواهد نشان دهد مسیر دیپلماسی را به طور کامل کنار نگذاشته، اما ادامه آن را منوط به تغییر شرایط و پذیرش مجموعه‌ای از مطالبات خود می‌داند.

چرا توافق در نیویورک همچنان دشوار است؟

از نگاه محمدی، مواضع اعلام‌شده ترامپ و اختلاف بر سر موضوعات اصلی باعث می‌شود دستیابی سریع به توافق دشوار باشد.

در طرف مقابل نیز تهران اعلام کرده است که مذاکره را در شرایط فشار و تهدید نظامی، به شکل سابق دنبال نمی‌کند.

همین شکاف مواضع باعث شده پنجره دیپلماسی باز بماند، اما هنوز به توافقی پایدار منجر نشود. گزارش‌های منتشرشده از مذاکرات اخیر نیز نشان می‌دهد اختلافات اساسی میان دو طرف همچنان پابرجاست.

«مذاکره» به معنای کاهش آمادگی نظامی نیست

یکی از نکات کلیدی در تحلیل محمدی این است که انجام رایزنی‌های دیپلماتیک نباید به معنای کاهش آمادگی دفاعی ایران تلقی شود.

او تأکید می‌کند که از نگاه تهران، دیپلماسی و آمادگی نظامی دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه همزمان دنبال می‌شوند.

این رویکرد را می‌توان در وضعیت فعلی نیز مشاهده کرد: در حالی که هیئت ایرانی در نیویورک در حال رایزنی است، تنگه هرمز همچنان به یکی از محورهای اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و گزارش‌ها از ادامه فشارهای نظامی و سیاسی حکایت دارد.

معادله اصلی؛ جنگ، مذاکره یا فشار برای تغییر محاسبات؟

جمع‌بندی اظهارات مهدی محمدی نشان می‌دهد که از نگاه او، وضعیت کنونی را نمی‌توان صرفاً با دوگانه «جنگ یا صلح» توضیح داد.

در یک سوی معادله، آمریکا و اسرائیل ظرفیت نظامی و فشار سیاسی را حفظ کرده‌اند و در سوی دیگر، ایران تلاش می‌کند ضمن حفظ آمادگی دفاعی، مسیرهای دیپلماتیک را نیز کاملاً مسدود نکند.

در این میان، تصمیم ترامپ تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل قرار دارد: محاسبات نظامی، میزان اطمینان از دستیابی به اهداف، فشارهای سیاسی داخلی، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و امکان یا عدم امکان دستیابی به توافقی که بتواند برای واشنگتن دستاورد سیاسی ایجاد کند.

بنابراین، نقطه حساس کنونی نه صرفاً در میدان نظامی، بلکه در محاسبه هزینه و فایده تصمیم بعدی واشنگتن قرار دارد؛ تصمیمی که همزمان می‌تواند مسیر دیپلماسی و سطح تنش نظامی در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر