آمریکا در شرایطی که تلاش دارد روایت خود از تحولات جنگ با ایران را مدیریت کند، بار دیگر به مجموعهای از اقدامات نظامی و اقتصادی از جمله اعلام حمله به چند نفتکش ایرانی، اعمال تحریمهای جدید و ارائه چشماندازهایی درباره کاهش قیمت نفت پس از پایان جنگ روی آورده است.
در مقابل، تحولات اخیر نشان میدهد پاسخ ایران تنها به عملیات نظامی محدود نمانده و حوزههای اطلاعاتی، فناورانه، اقتصادی و دریایی را نیز دربر گرفته است. در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهمترین متغیرهای این تقابل تبدیل شده؛ مسیری که تحولات آن میتواند بر امنیت انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.
همزمان، کاخ سفید تلاش کرده با تغییر ادبیات رسمی درباره جنگ و برجستهسازی ادعاهایی درباره آسیب دیدن توان نظامی و دریایی ایران، تصویری از دستاوردهای خود ارائه کند. با این حال، مقامهای آمریکایی همچنان از ادامه حملات ایران علیه شناورهای این کشور سخن میگویند و آمار منتشرشده درباره تلفات نیروهای آمریکایی نیز بر هزینههای درگیری تأکید دارد.
پاسخ ایران از حوزه اطلاعاتی تا عملیات نظامی
در حوزه اقتصادی، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهای تازهای علیه نهادهای مرتبط با ایران اعمال کرده و ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را نیز در فهرست تحریمها قرار داده است. در همین حال، وعده کاهش قیمت نفت به محدوده ۴۰ تا ۵۰ دلار پس از پایان جنگ، بخشی از تلاش واشنگتن برای ترسیم چشماندازی آرامتر برای اقتصاد آمریکا و بازار انرژی عنوان شده است.
در سوی دیگر، ایران با عبور از رویکرد «پاسخ متناسب» و ورود به مرحلهای که از آن به عنوان «پاسخ سریع، سنگین و دردناک» یاد شده، مجموعهای از اقدامات را در چند سطح دنبال کرده است.
در نخستین سطح، نیروی دریایی سپاه از به دام انداختن یک زیرسطحی هوشمند و بدونسرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز خبر داده است. همچنین سپاه از رهگیری و انهدام یک پهپاد آمریکایی MQ-1 بر فراز تنگه هرمز خبر داده است.
در ادامه، رسانههای غربی تلاش کردهاند اهمیت این رخدادها را کاهش دهند و درباره قدمت برخی تجهیزات مورد استفاده توضیحاتی ارائه کردهاند؛ با این حال، گزارشها درباره استفاده عملیاتی از این تجهیزات برای پشتیبانی از مأموریتهای آمریکا در خلیج فارس، اهمیت اطلاعاتی و عملیاتی این رخدادها را برجسته میکند.
گسترش تقابل به پایگاهها و نفتکشها
در سطح دوم، سپاه از حمله موشکی به پایگاه هوایی الازرق آمریکا در اردن و هدف قرار گرفتن بخشهایی از این پایگاه خبر داده است. بر اساس اطلاعیه سپاه، آشیانههای تعمیر و نگهداری و محل آمادهسازی و استقرار جنگندههای F-35، F-16 و F-15 در این حمله هدف قرار گرفتهاند.
همچنین بنا بر اعلام سپاه، دو ناوشکن آمریکایی با شناسههای DDG-119 و DDG-53 که به سامانه ایجیس و موشکهای کروز مجهز هستند، هدف قرار گرفتهاند.
در سطح سوم، راهبرد «محاصره در برابر محاصره و نفتکش در برابر نفتکش» وارد مرحله اجرایی شده است. سپاه از هدف قرار گرفتن هشت نفتکش و ۱۰ کشتی متخلف خبر داده و همزمان به خدمه نفتکشهای مستقر در اسکلهها و لنگرگاههای کویت و بحرین هشدار داده است.
این تحولات نشان میدهد دامنه تقابل از میدان نظامی فراتر رفته و به زنجیره انرژی و تجارت دریایی نیز کشیده شده است.
واکنش بازار نفت نیز از اهمیت این تحولات حکایت دارد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، پس از حمله موشکی ایران به اهداف آمریکایی در اردن، قیمت نفت برنت در معاملات اولیه بیش از یک دلار افزایش یافت و به محدوده ۱۰۰ دلار نزدیک شد؛ اتفاقی که با وعدههای مطرحشده درباره کاهش سریع قیمت نفت پس از جنگ فاصله دارد.
هرمز؛ محور تازه محاسبات امنیتی و اقتصادی
سطح چهارم این راهبرد به مدیریت محدوده تردد در خلیج فارس مربوط میشود. افزایش ریسک برای کشتیها موجب شده بخشی از محدودیتهای ایجادشده نه صرفاً در نتیجه اقدامات نظامی، بلکه بر اساس محاسبه هزینه، ریسک و ملاحظات امنیتی از سوی خود بازیگران دریایی شکل بگیرد.
در سطح پنجم نیز ایران با هشدارهای پیشدستانه، تلاش کرده محاسبات بازیگران ثالث را تحت تأثیر قرار دهد. از جمله این اقدامات، پیام ایران به کره شمالی درباره پیامدهای سنگین همراهی با آمریکا در خلیج فارس عنوان شده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد تقابل کنونی تنها به رویارویی مستقیم دو طرف محدود نیست و حوزههایی همچون فناوری، اطلاعات، کشتیرانی، انرژی و رفتار بازیگران ثالث نیز در آن نقش پیدا کردهاند.
تنگه هرمز در این میان از یک مسیر راهبردی برای انتقال انرژی فراتر رفته و به یکی از متغیرهای تعیینکننده در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل شده است. هرگونه تغییر در سطح تردد کشتیها، افزایش ریسک عبور یا اختلال در زنجیره انرژی میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.
بر این اساس، تحولات جاری و ادامه پاسخهای چندلایه ایران، ادعاهای مطرحشده درباره تضعیف کامل توان ایران را با چالش مواجه کرده و نشان میدهد جنگ علاوه بر توان نظامی، به عرصهای برای سنجش تابآوری اقتصادی، ابتکار عملیاتی و مدیریت ریسک در منطقه تبدیل شده است.