دور تازه تنشها پس از حملات ارتش آمریکا به مناطقی در جنوب ایران آغاز شد؛ حملاتی که به گفته سپاه، علاوه بر اهداف نظامی، به برخی مناطق غیرنظامی نیز آسیب زده است.
یکی از موارد اعلامشده، اصابت به منزلی در شهرستان سیریک هرمزگان بود؛ محلی که در زمان حمله مراسم عقد یک زوج جوان اهل سنت در آن برگزار میشد.
براساس آمار اعلامشده از سوی سپاه، حدود ۷۰ نفر از حاضران در این مراسم هدف حمله قرار گرفتهاند که چهار نفر از جمله یک کودک جان خود را از دست دادهاند و وضعیت تعدادی از مجروحان نیز وخیم گزارش شده است.
این حمله از نگاه تهران، صرفاً یک اقدام نظامی محدود تلقی نشد و بلافاصله با وعده پاسخ نیروهای مسلح ایران همراه شد؛ پاسخی که نخستین نشانه آن در آسمان جنوب ایران ظاهر شد.
شکار پنجاهمین پهپاد MQ-9 آمریکا؛ نخستین پیام پاسخ ایران
یکی از مهمترین تحولات ساعات گذشته، اعلام سرنگونی یک فروند پهپاد آمریکایی MQ-9 توسط نیروی هوافضای سپاه بود.
سپاه اعلام کرده این پهپاد با استفاده از سامانه جدید پدافندی هدف قرار گرفته و ساقط شده است. در اطلاعیه منتشرشده، این پرنده بهعنوان پنجاهمین فروند MQ-9 آمریکایی معرفی شده که توسط نیروهای ایرانی سرنگون شده است.
از منظر نظامی، اهمیت این اتفاق تنها به از دست رفتن یک پهپاد محدود نمیشود. MQ-9 یکی از پرندههای مهم آمریکا برای شناسایی، مراقبت و اجرای مأموریتهای رزمی است و ساقط شدن آن میتواند بر نحوه عملیات شناسایی و جمعآوری اطلاعات آمریکا در منطقه تأثیر بگذارد.
با این حال، آنچه این تحول را مهمتر میکند، فاصله کوتاه میان عملیات پدافندی و آغاز حملات ایران به مواضع آمریکا در خارج از مرزهاست.
حمله موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در اردن
پس از سرنگونی پهپاد آمریکایی، نیروی هوافضای سپاه دامنه عملیات را به اردن گسترش داد.
در این مرحله، دو مرکز نظامی مورد استفاده نیروهای آمریکایی هدف موشکهای بالستیک قرار گرفتند؛ «کمپ تیتین» در سواحل خلیج عقبه و پایگاه «پرنس حسن».
براساس اطلاعیههای سپاه، در حمله به کمپ تیتین، تأسیسات نظامی و بالگردهای هجومی آمریکا هدف قرار گرفتهاند و خسارات و تلفات انسانی نیز به طرف آمریکایی نسبت داده شده است.
در حمله دوم، تمرکز اصلی بر زیرساختهای مرتبط با توان پهپادی آمریکا قرار داشت. طبق اعلام سپاه، آشیانههای پهپادهای RQ-4 و MQ-9، برخی زیرساختهای فنی و تأسیسات مرتبط با عملیات پروازی هدف قرار گرفتهاند.
چرا اردن در معادله نظامی اهمیت دارد؟
ورود پایگاههای آمریکا در اردن به چرخه حملات، از منظر راهبردی اهمیت ویژهای دارد. اردن در موقعیتی قرار گرفته که میتواند در شبکه استقرار و پشتیبانی نیروهای آمریکایی در منطقه نقش داشته باشد.
بنابراین هدف قرار گرفتن مراکز نظامی آمریکا در این کشور، پیام آن را فراتر از یک حمله محدود به یک پایگاه مشخص میبرد؛ پیامی مبنی بر اینکه در صورت ادامه حملات آمریکا، دامنه پاسخ ایران میتواند به زیرساختهای نظامی این کشور در نقاط مختلف منطقه برسد.
اربیل؛ ورود نیروی زمینی سپاه به عملیات
همزمان با حملات موشکی به اردن، جبهه دیگری در اربیل فعال شد.
نیروی زمینی سپاه اعلام کرده است که تأسیسات آمریکایی در اربیل با ترکیبی از موشک و پهپاد مورد حمله قرار گرفتهاند.
براساس اطلاعیه منتشرشده، یک مرکز تعمیراتی، انبارهای تجهیزات فنی و سامانه مرتبط با هدایت بالن جاسوسی آمریکا هدف قرار گرفتهاند. همچنین از اصابت به مخازن سوخت و وقوع آتشسوزی در این بخشها خبر داده شده است.
تفاوت عملیات اربیل با حملات اردن در نوع اجرای آن است. در اردن، موشکهای بالستیک ابزار اصلی حمله بودند، در حالی که در اربیل از یک ترکیب موشکی ـ پهپادی استفاده شده است.
این تفاوت میتواند نشاندهنده تلاش نیروهای مسلح ایران برای استفاده از الگوهای متنوع حمله متناسب با نوع هدف و شرایط جغرافیایی باشد.
صاعقه ۲۹؛ حمله پهپادی ارتش ایران به پایگاه شیخ عیسی بحرین
در ادامه این زنجیره، ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز وارد میدان شد.
در بیستونهمین مرحله عملیات «صاعقه»، پهپادهای انهدامی ارتش پایگاه شیخ عیسی در بحرین را هدف قرار دادند.
براساس اعلام ارتش، تأسیسات راداری و محل تجمع نیروهای آمریکایی از اهداف اصلی این عملیات بودهاند.
اهمیت این پایگاه از آن جهت است که علاوه بر کارکردهای نظامی، بهعنوان یکی از مراکز پشتیبانی، تعمیر و نگهداری تجهیزات هوایی و پهپادی مورد استفاده قرار میگیرد.
در نتیجه، حمله به شیخ عیسی را میتوان در امتداد حملاتی دانست که طی ساعات گذشته زیرساختهای مختلف توان نظامی و اطلاعاتی آمریکا را هدف قرار دادهاند.
یک پاسخ، چند نیرو و چند ابزار نظامی
یکی از ویژگیهای قابل توجه عملیاتهای اعلامشده، تنوع نیروها و ابزارهای مورد استفاده است.
در جنوب ایران، نیروی هوافضای سپاه با سامانه پدافندی یک MQ-9 را هدف قرار داد. در اردن، موشکهای بالستیک برای حمله به پایگاههای آمریکا به کار گرفته شدند. در اربیل، نیروی زمینی سپاه از ترکیب موشک و پهپاد استفاده کرد و ارتش نیز در بحرین با پهپادهای انهدامی وارد عمل شد.
به این ترتیب، میتوان الگوی عملیات را در چهار سطح مشاهده کرد:
- پدافند هوایی: شکار پهپاد MQ-9 در جنوب ایران
- حملات بالستیک: هدف قرار دادن مراکز نظامی آمریکا در اردن
- حملات ترکیبی: استفاده همزمان از موشک و پهپاد در اربیل
- عملیات پهپادی: حمله به پایگاه شیخ عیسی در بحرین
این تنوع عملیاتی از منظر تحلیلی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد پاسخ ایران صرفاً به یک نوع سلاح یا یک نیروی نظامی محدود نشده است.
از تنگه هرمز تا خلیج عقبه؛ جغرافیای درگیری گستردهتر شده است
اگر مجموعه تحولات ساعات گذشته را کنار یکدیگر قرار دهیم، مشخص میشود که جغرافیای درگیری به شکل محسوسی گسترش یافته است.
نقطه آغاز پاسخ در جنوب ایران بود؛ جایی که یک پهپاد MQ-9 آمریکایی ساقط شد. سپس حملات موشکی به اردن انجام شد، تأسیسات آمریکایی در اربیل هدف حمله ترکیبی قرار گرفت و در نهایت پایگاه شیخ عیسی در بحرین زیر حملات پهپادی ارتش قرار گرفت.
در نتیجه، طی مدت کوتاهی چند مرکز نظامی آمریکا در سه کشور منطقه وارد چرخه حملات شدند.
این تحول یک پیام مهم برای معادلات امنیتی منطقه دارد: هرگونه تشدید درگیری میان ایران و آمریکا میتواند به سرعت از مرزهای دو کشور عبور کرده و شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را درگیر کند.
تنگه هرمز؛ محور مهم پاسخ ایران
در کنار حملات موشکی و پهپادی، موضوع تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای این تقابل است.
سپاه در واکنش به حملات آمریکا تأکید کرده است که این حملات تغییری در وضعیت تنگه هرمز ایجاد نخواهد کرد و حتی از «محکمتر شدن قفل تنگه هرمز» سخن گفته است.
از منظر راهبردی، این موضع اهمیت زیادی دارد؛ چرا که تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه افزایش تنش در این منطقه میتواند علاوه بر پیامدهای نظامی، بازار نفت، حملونقل دریایی و اقتصاد کشورهای منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، معادله هرمز را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک موضوع نظامی تحلیل کرد؛ این تنگه در صورت تداوم بحران میتواند به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار اقتصادی و ژئوپلیتیکی در مناقشه تبدیل شود.
آیا درگیری ایران و آمریکا وارد مرحله فرسایشی میشود؟
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد که درگیری از مرحله تبادل ضربات محدود فاصله گرفته و به سمت یک رویارویی چندمحوری حرکت کرده است.
از یک سو آمریکا حملات خود را به مناطق مختلف ایران گسترش داده و از سوی دیگر ایران تلاش کرده است پاسخ خود را به زیرساختهای نظامی آمریکا در سراسر منطقه منتقل کند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، پایگاههای آمریکا در کشورهای مختلف منطقه میتوانند به بخشی از میدان مستقیم درگیری تبدیل شوند؛ موضوعی که برای واشنگتن هزینه عملیاتی و سیاسی قابل توجهی ایجاد خواهد کرد.
در مقابل، گسترش دامنه حملات نیز ریسکهای جدیدی برای منطقه ایجاد میکند؛ زیرا هرچه تعداد بازیگران و جغرافیای درگیری افزایش پیدا کند، احتمال خطای محاسباتی، ورود بازیگران جدید و تشدید بحران نیز بیشتر میشود.
جمعبندی؛ پاسخ ایران از مرزهای کشور عبور کرده است
آنچه در ساعات گذشته رخ داده، از منظر عملیاتی یک پاسخ چندلایه و چندمحوری بوده است؛ پاسخی که از سرنگونی یک پهپاد آمریکایی در جنوب ایران آغاز شده و به حملات موشکی، پهپادی و ترکیبی علیه مراکز مورد استفاده آمریکا در اردن، عراق و بحرین رسیده است.
در این میان، استفاده همزمان از ظرفیت نیروی هوافضای سپاه، نیروی زمینی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران، تنوع قابل توجهی به عملیات داده است.
با توجه به تأکید نیروهای مسلح ایران بر ادامه عملیات، هنوز نمیتوان این مرحله را پایان یک دور از درگیریها دانست. نقطه تعیینکننده در ساعات و روزهای آینده این خواهد بود که آیا دو طرف به سمت کنترل دامنه درگیری حرکت میکنند یا حملات متقابل، جغرافیای گستردهتری از منطقه را درگیر خواهد کرد.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز، شبکه پایگاههای آمریکا در منطقه و توان شناسایی و پهپادی دو طرف، سه محور کلیدی برای رصد مرحله بعدی تقابل ایران و آمریکا خواهند بود.