در جنگ شناختی، همیشه برای ساختن یک روایت جدید به تحریف کامل یک سخنرانی نیاز نیست؛ گاهی یک جمله یا حتی یک واژه کافی است تا معنای اصلی سخن تغییر کند. ماجرای واکنش دونالد ترامپ به اظهارات محمدباقر قالیباف در سفر به عراق، نمونهای قابل توجه از همین شیوه است.
ترامپ در شرایطی که تلاش دارد تصویری از قدرت و برتری آمریکا در برابر ایران ارائه کند، بخشی از سخنان رئیس مجلس شورای اسلامی را برجسته کرد و مدعی شد قالیباف گفته است مردم ایران «گرسنه هستند» و توان ایستادگی ندارند.
اما بررسی متن و فضای سخنان قالیباف، تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
قالیباف چه گفت؟
محمدباقر قالیباف در دیدار با فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی، با اشاره به جنگ اقتصادی و شناختی، خطاب به فعالان اقتصادی تأکید کرد که برخورداری از قدرت نظامی بهتنهایی برای حفظ توان مقاومت کافی نیست.
او در بخشی از سخنان خود گفت: «ما هرچقدر هم قدرت نظامی داشته باشیم ولی مردممان گشنه باشند، گردش مالی نداشته باشیم، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیتوانیم بیاوریم.»
این عبارت در متن سخنرانی، یک هشدار و توصیه اقتصادی است؛ به این معنا که برای حفظ توان کشور در برابر فشارهای خارجی، باید از گرفتار شدن مردم در تنگنای معیشتی جلوگیری کرد و تولید، رشد اقتصادی و گردش مالی را تقویت کرد.
بنابراین، «اگر مردم گرسنه باشند» در اینجا بهعنوان یک شرط و هشدار مطرح شده است، نه گزارشی درباره وضعیت فعلی جامعه ایران.
ترامپ چگونه روایت را تغییر داد؟
واکنش ترامپ اما بر یک بخش مشخص از این سخنان متمرکز شد. او بدون توجه به چارچوب کلی سخنرانی، عبارتی را برجسته کرد که میتوانست برای مخاطب آمریکایی و افکار عمومی بینالمللی تصویری متفاوت از محتوای اصلی ایجاد کند.
در این روایت، یک جمله هشداردهنده درباره ضرورت حفظ رفاه و معیشت مردم، به گزارهای درباره وضعیت موجود ایران تبدیل شد؛ گویی رئیس مجلس از گرسنگی مردم و ناتوانی کشور برای ادامه مسیر سخن گفته است.
این همان نقطهای است که «مصادره یک واژه» میتواند به «ساخت یک روایت» تبدیل شود.
چرا این اتفاق در جنگ شناختی اهمیت دارد؟
جنگ شناختی بیش از آنکه بر تغییر واقعیتها متکی باشد، بر تغییر برداشت مخاطب از واقعیت تمرکز دارد. در چنین فضایی، طرف مقابل تلاش میکند نقاطی از سخنان، تصاویر یا مواضع را انتخاب کند که بتواند آنها را در چارچوب مورد نظر خود بازتعریف کند.
در مورد اخیر نیز یک مفهوم اقتصادی و اجتماعی، یعنی ضرورت جلوگیری از فشار معیشتی، میتواند با حذف زمینه اصلی سخن به نشانهای از «بحران» تبدیل شود.
این شیوه البته محدود به یک مقام یا یک کشور نیست و در فضای رسانهای بینالمللی، بازنمایی گزینشی اظهارات سیاستمداران یکی از ابزارهای رایج جنگ روایتهاست.
یک هشدار جدی برای مسئولان
با وجود این، نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه طرف مقابل دانست. مسئولان ایرانی، بهویژه در شرایط جنگی و در مواضع عمومی که بازتاب گسترده رسانهای پیدا میکند، باید نسبت به انتخاب واژگان حساسیت بیشتری داشته باشند.
یک سخنرانی ۱۵ دقیقهای ممکن است حاوی دهها نکته و استدلال باشد، اما رسانه رقیب میتواند تنها یک جمله چندکلمهای را انتخاب و بارها بازنشر کند.
از همین رو، میان «آنچه گوینده قصد دارد بگوید» و «آنچه مخاطب از یک عبارت جداشده برداشت میکند» فاصله قابل توجهی وجود دارد.
از ترور شخصیت تا ترور روایت
یکی از اهداف جنگ شناختی، تخریب اعتبار افراد و نهادها از طریق ایجاد تصویر منفی در افکار عمومی است. در این چارچوب، چهرههای سیاسی و مسئولان ارشد میتوانند هدف عملیات رسانهای قرار گیرند و یک لغزش کلامی یا عبارت قابل تفسیر، به ابزاری برای حمله سیاسی تبدیل شود.
ماجرای اخیر نیز نشان میدهد که در کنار فشارهای اقتصادی و نظامی، میدان دیگری به نام «روایت» وجود دارد؛ میدانی که در آن گاهی یک واژه میتواند بیش از یک سخنرانی کامل دیده و شنیده شود.
واقعیت اقتصادی را نباید با روایت تبلیغاتی اشتباه گرفت
البته هشدار درباره فشار اقتصادی و ضرورت تقویت معیشت مردم، به معنای انکار مشکلات اقتصادی نیست. اتفاقاً تأکید بر رشد تولید، افزایش گردش مالی و جلوگیری از فشار معیشتی، بخشی از واقعیتهای مهم اقتصاد ایران است.
اما تفاوت میان بیان یک چالش و اعتراف به شکست، یا میان هشدار درباره یک خطر و توصیف وضعیت موجود، باید در روایت رسانهای حفظ شود.
در ماجرای سخنان قالیباف، همین مرز محل مناقشه قرار گرفته است؛ یک هشدار درباره پیامدهای گرسنگی و فشار اقتصادی، در روایت ترامپ به تصویری از «گرسنگی فعلی مردم ایران» تبدیل شد.
یک واژه، یک روایت
این ماجرا یک پیام روشن برای میدان سیاست و رسانه دارد: در عصر جنگ شناختی، واژهها فقط ابزار بیان نیستند؛ میتوانند به ابزار عملیات رسانهای تبدیل شوند.
دشمن ممکن است بهجای تحریف یک سخنرانی کامل، تنها یک عبارت را از متن جدا کند، معنای آن را تغییر دهد و سپس همان عبارت را بهعنوان نماینده کل موضع یک مقام یا حتی یک کشور بازنمایی کند.
بنابراین، مسئولان باید در مواضع عمومی، علاوه بر محتوای سخنان، به صورتبندی پیام، انتخاب واژگان و امکان برداشتهای ثانویه نیز توجه داشته باشند. چراکه در جنگ روایتها، گاهی یک کلمه میتواند همان کاری را انجام دهد که یک خبر بزرگ انجام میدهد؛ یعنی ساختن تصویری متفاوت از واقعیت.