اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری روز دوشنبه ۲۶ مرداد، با اشاره به سالروز بازگشت آزادگان به کشور، مقاومت و حفظ کرامت در دوران اسارت را بخشی از تجربه تاریخی ملت ایران دانست و گفت استقلال و عزت کشور حاصل ایستادگی نسلهایی است که حاضر نبودهاند سرنوشت ایران را به اراده قدرتهای خارجی واگذار کنند.
او در ادامه به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پرداخت؛ واقعهای که از نگاه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهمترین نمونههای مداخله خارجی در امور داخلی ایران محسوب میشود.
اهمیت این اشاره صرفاً تاریخی نیست. در روایت وزارت خارجه، ۲۸ مرداد بهعنوان یک تجربه تاریخی در شکلگیری نگاه ایران به مداخله خارجی و مناسبات قدرت در نظام بینالملل همچنان اثرگذار است. بقائی معتقد است تجربه آن دوره نشان داد اتکا به فشار خارجی برای تغییر مسیر سیاسی ایران، میتواند پیامدهایی بلندمدت برای کشور و حتی روابط منطقهای و بینالمللی داشته باشد.
از ۲۸ مرداد تا جنگهای اخیر؛ تکرار یک خطای محاسباتی
بخش مهم سخنان بقائی، جایی بود که او میان تجربه کودتای ۲۸ مرداد، جنگ تحمیلی و جنگهای اخیر علیه ایران ارتباط برقرار کرد.
از نگاه وزارت خارجه، مسئله اصلی در همه این مقاطع، یک «خطای محاسباتی» مشترک بوده است؛ تصور اینکه میتوان با فشار، تهدید، تحریم، ارعاب یا مداخله نظامی، اراده سیاسی ایران را تغییر داد.
این برداشت البته فراتر از یک موضع تبلیغاتی، بخشی از چارچوب تحلیلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با فشارهای خارجی است. تهران تلاش میکند نشان دهد تجربه چند دهه جنگ، تحریم و فشار خارجی نهتنها ظرفیت مقاومت ایران را کاهش نداده، بلکه به انباشته شدن تجربه دفاعی و سیاسی کشور منجر شده است.
پیام سیاسی این روایت نیز روشن است: هرگونه محاسبه درباره ایران بدون در نظر گرفتن ظرفیت اجتماعی، سیاسی و دفاعی کشور میتواند به تصمیمهایی منجر شود که هزینه آن تنها متوجه طرف مقابل نیست و پیامدهای منطقهای و بینالمللی نیز به دنبال دارد.
پرونده چهار خلبان؛ چرا ایران همچنان پیگیر است؟
یکی از مهمترین بخشهای نشست خبری به سرنوشت چهار خلبان ایرانی اختصاص داشت که به گفته وزارت خارجه، در روزهای نخست جنگ و در جریان یک مأموریت دفاعی، هواپیمای آنها ساقط شده است.
بقائی تأکید کرد که پیگیری وضعیت این خلبانان از همان روزهای نخست آغاز شده و وزارت خارجه منتظر نمانده است تا پس از گذشت چند ماه، موضوع را در دستور کار قرار دهد.
به گفته او، نخستین مکاتبه وزارت خارجه با صلیب سرخ در روزهای ۲۵ یا ۲۶ اسفند انجام شده و همزمان سفارت ایران در دوحه و کانالهای دیپلماتیک میان تهران و قطر نیز موضوع را پیگیری کردهاند.
این توضیح در شرایطی مطرح شد که درباره زمان نامهنگاری رسمی با صلیب سرخ، ابهامهایی ایجاد شده بود. وزارت خارجه با ارائه این روایت تلاش دارد نشان دهد آنچه در ماههای اخیر رسانهای شده، آغاز پیگیری نبوده، بلکه بخشی از روندی است که از نخستین روزهای حادثه دنبال شده است.
پرونده خلبانان و حساسیت رابطه با قطر
پرونده خلبانان ایرانی از این جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که حادثه در ارتباط با پایگاه العدید و در خاک یا فضای مرتبط با قطر مطرح شده؛ کشوری که همزمان یکی از کانالهای مهم ارتباطی و میانجیگری در مسائل منطقهای و مذاکرات ایران و آمریکا محسوب میشود.
بقائی در پاسخ به انتقادهایی درباره احتمال تأثیر این پرونده بر روابط تهران و دوحه، تأکید کرد که پیگیری حقوقی و دیپلماتیک سرنوشت خلبانان با روابط دوستانه دو کشور منافاتی ندارد.
این موضع نشان میدهد تهران تلاش دارد میان دو موضوع تفکیک قائل شود: از یک سو حفظ مناسبات سیاسی با قطر و استفاده از ظرفیتهای این کشور برای میانجیگری، و از سوی دیگر پیگیری حقوقی و انسانی سرنوشت نیروهای ایرانی.
وزارت خارجه همچنین اعلام کرده است تا زمانی که وضعیت خلبانان بهطور قطعی روشن نشده، فرض را بر اسارت آنان گذاشته و از ظرفیتهای دوجانبه، چندجانبه و حقوق بینالملل برای روشن شدن سرنوشت آنها استفاده خواهد کرد.
هرمز؛ تکذیب یک نامه و تأکید بر نقش مجلس
موضوع دیگری که در نشست خبری مطرح شد، طرح مجلس درباره تأمین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس بود.
در روزهای اخیر ادعاهایی درباره ارسال نامه وزارت خارجه به مجلس برای مسکوت گذاشتن این طرح مطرح شده بود؛ ادعایی که بقائی صراحتاً آن را رد کرد.
او گفت وزارت امور خارجه چنین نامهای ارسال نکرده و ضمن احترام به جایگاه مجلس، در فرآیند قانونگذاری دیدگاههای کارشناسی خود را مطرح خواهد کرد.
این موضع از منظر سیاست خارجی نیز قابل توجه است؛ زیرا تنگه هرمز صرفاً یک موضوع اقتصادی یا دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی ایران و یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان محسوب میشود.
وزارت خارجه در عین حال تأکید دارد که ایران از قبل نیز قوانین و مقرراتی درباره حقوق حاکمیتی خود در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان دارد و هر قانون جدید باید با در نظر گرفتن چارچوبهای حقوقی موجود و تحولات روز تدوین شود.
دیپلماسی در کنار بازدارندگی
مجموع سخنان سخنگوی وزارت خارجه را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد: حافظه تاریخی، پیگیری حقوقی و تثبیت حاکمیت ملی.
ارجاع به کودتای ۲۸ مرداد نشان میدهد دستگاه دیپلماسی همچنان تجربه مداخله خارجی را یکی از عوامل شکلدهنده به رفتار ایران در عرصه بینالمللی میداند. پرونده خلبانان نیز نشاندهنده تلاش تهران برای استفاده همزمان از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای پیگیری حقوق شهروندان و نیروهای نظامی خود است.
در موضوع هرمز نیز وزارت خارجه تلاش میکند ضمن حفظ نقش مجلس در قانونگذاری، بر این نکته تأکید کند که مسائل مرتبط با حاکمیت ایران در آبهای جنوبی کشور، بخشی از چارچوب امنیت ملی است و نمیتوان آن را صرفاً در قالب یک اختلاف سیاسی یا اداری دید.
در نهایت، پیام اصلی سخنان بقائی این است که از نگاه تهران، تجربه تاریخی ایران نشان داده است که فشار خارجی الزاماً به تغییر رفتار ایران منجر نمیشود. بر همین اساس، جمهوری اسلامی تلاش دارد دیپلماسی، ظرفیتهای حقوقی و توان بازدارندگی را در کنار یکدیگر به کار گیرد؛ رویکردی که در شرایط پرتنش منطقه، اهمیت آن بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.