صفحه سیاست گزارش می دهد؛

اتکای آمریکا بر دروغ، سیاست خارجی این کشور را گرفتار کرده است

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با استفاده از عبارتی از رمان «برادران کارامازوف» اثر فئودور داستایوفسکی، تصویری انتقادی از وضعیت سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و منطقه ارائه کرد؛ پیامی که فراتر از یک واکنش ادبی، می‌تواند نشانه‌ای از نگاه تهران به شکاف میان روایت‌های رسمی واشنگتن و واقعیت‌های میدانی منطقه باشد.

اتکای آمریکا بر دروغ، سیاست خارجی این کشور را گرفتار کرده است
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، بخشی از رمان «برادران کارامازوف» را بازنشر کرد و آن را به وضعیت سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و منطقه مرتبط دانست.

بقائی با اشاره به مفهوم «دروغ» در این اثر ادبی، نوشت فردی که به خود دروغ می‌گوید و دروغش را باور می‌کند، در نهایت قادر به تشخیص حقیقت از دروغ نخواهد بود و احترام به خود و دیگران را نیز از دست می‌دهد.

سخنگوی وزارت خارجه در ادامه، این توصیف را درباره «نظام حکمرانی و سیاست خارجی آمریکا» به کار برد و دلیل گرفتار شدن واشنگتن در چنین وضعیتی را «اتکای افراطی بر دروغ» دانست.

روایت آمریکا از منطقه؛ از ادعا تا واقعیت

اهمیت این موضع‌گیری را باید در چارچوب اختلاف عمیق روایت‌های تهران و واشنگتن درباره تحولات منطقه بررسی کرد. جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر بارها آمریکا را به ارائه روایت‌های یک‌جانبه از تحولات غرب آسیا و نادیده گرفتن پیامدهای سیاست‌های خود متهم کرده است.

از نگاه تهران، بخشی از سیاست‌های آمریکا در منطقه بر ارزیابی‌هایی استوار است که واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی منطقه را به درستی منعکس نمی‌کند. بقائی نیز با انتخاب تعبیری از داستایوفسکی تلاش کرده همین مسئله را در قالبی مفهومی و قابل فهم بیان کند.

در مقابل، واشنگتن همواره روایت متفاوتی از حضور خود در منطقه ارائه کرده و سیاست‌هایش را در چارچوب امنیت منطقه‌ای، مقابله با تهدیدها و حمایت از متحدان خود توضیح داده است.

چرا «دروغ» به کلیدواژه پیام بقائی تبدیل شد؟

انتخاب این بخش از «برادران کارامازوف» صرفاً یک ارجاع ادبی به نظر نمی‌رسد. پیام اصلی این نقل‌قول، مفهوم «خودفریبی» است؛ یعنی مرحله‌ای که یک بازیگر سیاسی آن‌قدر بر روایت خود اصرار می‌کند که مرز میان واقعیت و برداشت مطلوبش از واقعیت برای او کمرنگ می‌شود.

از این منظر، پیام بقائی را می‌توان نوعی هشدار سیاسی دانست: اگر سیاست خارجی بر ارزیابی‌های نادرست از قدرت، رفتار و محاسبات طرف مقابل بنا شود، تصمیم‌های بعدی نیز بر پایه همان خطای اولیه شکل خواهند گرفت.

این نگاه به‌ویژه در موضوع ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا تهران معتقد است واشنگتن در بسیاری از مقاطع، توانایی ایران برای واکنش به فشارهای سیاسی و امنیتی را کمتر از واقعیت برآورد کرده است.

پیام بقائی؛ دیپلماسی عمومی در برابر روایت واشنگتن

این موضع‌گیری را می‌توان بخشی از دیپلماسی عمومی ایران نیز ارزیابی کرد. استفاده از یک اثر ادبی مشهور جهانی به جای ادبیات رسمی و دیپلماتیک، این امکان را فراهم می‌کند که پیام سیاسی مخاطب گسترده‌تری پیدا کند.

در واقع، بقائی به جای آنکه صرفاً سیاست آمریکا را مستقیماً محکوم کند، از یک مفهوم فلسفی و روان‌شناختی در ادبیات روسیه استفاده کرده است؛ مفهومی که محور آن تشخیص حقیقت از دروغ و پیامدهای خودفریبی است.

این انتخاب می‌تواند تلاشی برای انتقال این پیام باشد که اختلاف ایران و آمریکا فقط بر سر یک تصمیم یا پرونده مشخص نیست، بلکه به برداشت‌های متفاوت دو کشور از واقعیت‌های منطقه و موازنه قدرت نیز بازمی‌گردد.

مسئله اصلی؛ خطای محاسباتی یا اختلاف راهبردی؟

در نهایت، آنچه در پیام سخنگوی وزارت خارجه برجسته است، فراتر از یک حمله لفظی به سیاست خارجی آمریکا قرار می‌گیرد. تهران تلاش دارد این تصویر را ارائه کند که بخشی از فشارهای آمریکا علیه ایران نتیجه ارزیابی‌های نادرست و برداشت‌های غیرواقع‌بینانه از شرایط منطقه است.

اگر این برداشت درست باشد، ادامه چنین رویکردی می‌تواند به تکرار خطاهای محاسباتی در سیاست آمریکا منجر شود. اما اگر واشنگتن همچنان بر ارزیابی‌های خود اصرار داشته باشد، اختلاف میان دو طرف تنها در سطح دیپلماتیک باقی نمی‌ماند و می‌تواند بر تصمیم‌های امنیتی، منطقه‌ای و حتی مناسبات آینده ایران و آمریکا نیز اثر بگذارد.

از همین زاویه، نقل قول بقائی از داستایوفسکی را می‌توان نه صرفاً یک کنایه ادبی، بلکه بخشی از جنگ روایت‌ها میان تهران و واشنگتن دانست؛ جنگی که در آن، هر طرف تلاش می‌کند دیگری را متهم کند که واقعیت را آنگونه که هست نمی‌بیند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر