صفحه سیاست گزارش می دهد؛

حقوق بشر یا ابزار فشار؟ چرا اروپا در پرونده ایران به بیانیه‌ها پناه برده است؟

دور تازه‌ای از انتقادهای حقوق‌بشری کشورهای غربی و اتحادیه اروپا علیه ایران، بار دیگر اختلاف تهران و پایتخت‌های اروپایی را به سطحی تازه رسانده است؛ بیانیه‌ای با امضای ۲۶ کشور که در آن از ایران خواسته شده برای تضمین حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین «گام‌های معنادار» بردارد. تهران اما این رویکرد را نمونه‌ای از استاندارد دوگانه غرب دانسته و در پاسخ، عملکرد کشورهای اروپایی در قبال جنگ غزه و حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را به چالش کشیده است. در این میان، پرسش مهم‌تر آن است که چرا اروپا در شرایطی که نقش خود را در معادلات سیاسی و امنیتی ایران تا حد زیادی از دست داده، همچنان بر کارت حقوق بشر اصرار دارد؟

حقوق بشر یا ابزار فشار؟ چرا اروپا در پرونده ایران به بیانیه‌ها پناه برده است؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

دور تازه فشارهای سیاسی غرب علیه ایران روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه با انتشار بیانیه‌ای از سوی ۲۶ کشور آغاز شد؛ بیانیه‌ای که رویترز آن را منتشر کرد و در آن از تهران خواسته شده است برای تضمین احترام به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین، اقدامات معناداری انجام دهد.

ژان‌نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، نیز در موضعی مشابه، خواستار پاسخگویی، آزادی زندانیان سیاسی و احترام به حقوق بنیادین شهروندان ایرانی شد.

این مواضع البته اتفاق تازه‌ای در روابط ایران و اروپا نیست. طی سال‌های اخیر، موضوع حقوق بشر به یکی از اصلی‌ترین محورهای فشار سیاسی و تحریمی اروپا علیه تهران تبدیل شده و همزمان با تشدید اختلافات سیاسی، این ادبیات نیز پررنگ‌تر شده است.

اما واکنش تهران نشان می‌دهد جمهوری اسلامی این بیانیه‌ها را نه اقدامی صرفاً حقوق‌بشری، بلکه بخشی از یک الگوی سیاسی گسترده‌تر می‌داند.

پاسخ عراقچی به فرانسه؛ «موعظه حقوق بشری» زیر سؤال رفت

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در واکنش به اظهارات همتای فرانسوی خود، با لحنی تند تأکید کرد کشورهایی مانند فرانسه باید از موعظه کردن دیگران درباره حقوق بشر و قوانین بین‌المللی دست بردارند.

عراقچی حمایت فرانسه از رژیم صهیونیستی در جنگ غزه و همچنین حملات نظامی علیه ایران را در تضاد با ادعاهای حقوق‌بشری پاریس دانست و تأکید کرد چنین عملکردی هرگونه ادعای «برتری اخلاقی» را زیر سؤال می‌برد.

همزمان حمید احمدی، سرپرست اداره کل حقوق بشر وزارت امور خارجه، صدور این بیانیه‌ها را اقدامی تکراری برای فرار از پاسخگویی غرب در قبال نقض حقوق بشر در نقاط مختلف جهان دانست.

از نگاه تهران، مسئله اصلی نه صرفاً محتوای بیانیه اخیر، بلکه تناقض میان ادعاهای حقوق‌بشری اروپا و رفتار عملی این کشورها در بحران‌های منطقه‌ای است.

استاندارد دوگانه غرب؛ مسئله‌ای فراتر از اختلاف ایران و اروپا

حقوق بشر یا ابزار فشار؟ چرا اروپا در پرونده ایران به بیانیه‌ها پناه برده است؟

یکی از محورهای اصلی مناقشه میان تهران و اروپا، برداشت متفاوت دو طرف از مفهوم حقوق بشر است.

کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر بارها درباره وضعیت حقوق بشر در ایران موضع گرفته و در مواردی تحریم‌هایی را نیز علیه اشخاص و نهادهای ایرانی اعمال کرده‌اند. در مقابل، ایران معتقد است همین کشورها در برابر کشته شدن غیرنظامیان در جنگ‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در غزه و همچنین حملات نظامی علیه ایران، واکنش متناسبی نشان نداده‌اند.

به همین دلیل، از منظر تهران، مسئله دیگر صرفاً «حقوق بشر در ایران» نیست؛ بلکه پرسش درباره یکسان بودن معیارهای حقوق‌بشری غرب در برخورد با دولت‌ها و بحران‌های مختلف است.

جنگ غزه و تحولات نظامی اخیر در منطقه، از این منظر آزمونی جدی برای ادعای نقش‌آفرینی اروپا در حوزه حقوق بشر بوده است. منتقدان سیاست اروپایی معتقدند فاصله میان ادبیات حقوق‌بشری بروکسل و عملکرد عملی آن در بحران‌های منطقه‌ای، موجب شده اعتبار این ابزار دیپلماتیک کاهش پیدا کند.

چرا اروپا بیش از گذشته بر کارت حقوق بشر تأکید می‌کند؟

برای درک علت تداوم این مواضع، باید جایگاه امروز اروپا در معادلات منطقه‌ای را مورد توجه قرار داد.

اتحادیه اروپا در سال‌های گذشته یکی از بازیگران اصلی پرونده هسته‌ای ایران بود. سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان در قالب تروئیکای اروپایی در مذاکرات هسته‌ای نقش مهمی ایفا کردند و اروپا در مقطعی توانست خود را به عنوان یک بازیگر مستقل و اثرگذار در یکی از مهم‌ترین پرونده‌های امنیت بین‌المللی معرفی کند.

اما این نقش به تدریج تضعیف شد.

خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ نخستین ضربه جدی به جایگاه اروپا بود. اروپایی‌ها تلاش کردند با ایجاد سازوکارهایی مانند اینستکس، بخشی از آثار تحریم‌های آمریکا را خنثی کنند، اما این سازوکار در عمل نتوانست انتظارات تهران را برآورده کند.

از نگاه ایران، این تجربه یک پیام روشن داشت: اروپا در بزنگاه‌های مهم، توان یا اراده ایستادگی در برابر واشنگتن را ندارد.

از برجام تا اسنپ‌بک؛ چگونه اعتماد تهران و اروپا از بین رفت؟

فاصله میان تهران و پایتخت‌های اروپایی پس از ناکامی اینستکس ادامه پیدا کرد و در سال‌های بعد با تصمیم‌های سیاسی جدید عمیق‌تر شد.

فعال‌سازی سازوکار اسنپ‌بک توسط سه کشور اروپایی در سال ۲۰۲۵، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در این روند بود. اگرچه کشورهای اروپایی استدلال‌های حقوقی خود را برای این اقدام مطرح کردند، اما از منظر سیاسی، این تصمیم ضربه دیگری به اعتماد میان ایران و اروپا وارد کرد.

در ادامه نیز تشدید فشارهای سیاسی و تحریمی اروپا علیه ایران، از جمله قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا، فاصله میان دو طرف را بیشتر کرد.

در چنین شرایطی، اروپا عملاً بخشی از ظرفیت خود برای ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را از دست داده است.

اروپا از میز مذاکره ایران کنار رفته است؟

واقعیت مهم در تحولات جدید منطقه این است که نقش‌آفرینی کشورهای منطقه در پرونده‌های مربوط به ایران و آمریکا افزایش یافته است.

در شرایطی که در گذشته تروئیکای اروپایی یکی از اضلاع مهم دیپلماسی هسته‌ای ایران بود، امروز کشورهایی مانند قطر، عمان، ترکیه، مصر و پاکستان در برخی فرآیندهای میانجی‌گری و انتقال پیام نقش بیشتری پیدا کرده‌اند.

این تغییر را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی موقت دانست. بخشی از آن نتیجه تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا و بخشی نیز محصول کاهش اعتماد تهران به اروپا است.

اروپا از یک سو تلاش می‌کند همچنان خود را یک بازیگر مهم در پرونده ایران نشان دهد و از سوی دیگر، عملاً در بسیاری از کانال‌های اصلی گفت‌وگو حضور تعیین‌کننده‌ای ندارد.

همین تضاد، یکی از دلایل مهم افزایش وزن بیانیه‌ها و مواضع سیاسی اروپاست.

حقوق بشر؛ آخرین کارت بروکسل برای حفظ نفوذ در ایران

در چنین شرایطی می‌توان بیانیه‌های حقوق‌بشری اخیر اروپا را از زاویه‌ای متفاوت نیز تحلیل کرد.

وقتی اروپا ابزارهای مؤثر خود برای تأثیرگذاری مستقیم بر پرونده هسته‌ای و روابط تهران و واشنگتن را تا حد زیادی از دست داده، حوزه حقوق بشر همچنان یکی از معدود عرصه‌هایی است که می‌تواند از طریق آن موضع سیاسی خود را به افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی منتقل کند.

به بیان دیگر، حقوق بشر برای بروکسل علاوه بر یک دغدغه اعلام‌شده، به یک ابزار هنجاری برای حفظ حضور سیاسی در پرونده ایران تبدیل شده است.

اروپا شاید دیگر نتواند مانند سال‌های مذاکرات برجام بر میز مذاکره ایران و آمریکا تأثیر تعیین‌کننده بگذارد، اما می‌تواند با صدور بیانیه، اعمال تحریم و طرح موضوع ایران در نهادهای بین‌المللی، نشان دهد که همچنان خود را بازیگری حاضر در این پرونده می‌داند.

مسئله اصلی؛ افول قدرت اروپا در غرب آسیا

تحولات اخیر را باید در چارچوب بزرگ‌تری نیز دید.

اتحادیه اروپا امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی و خارجی مواجه است؛ از جنگ اوکراین و پیامدهای امنیتی آن گرفته تا فشارهای اقتصادی، چالش انرژی و اختلافات فزاینده با دولت دونالد ترامپ.

اروپا در چنین شرایطی نه توان آن را دارد که در برابر همه خواسته‌های واشنگتن ایستادگی کند و نه می‌تواند به تنهایی یک معماری امنیتی مستقل در منطقه ایجاد کند.

همزمان، کشورهای منطقه نقش بیشتری در تحولات غرب آسیا پیدا کرده‌اند. این تغییر موازنه به معنای کاهش وزن بازیگران سنتی اروپایی در معادلات منطقه‌ای است.

پرونده ایران نمونه‌ای روشن از این روند به شمار می‌رود؛ اروپایی که زمانی یکی از اضلاع اصلی مذاکرات هسته‌ای بود، امروز برای تأثیرگذاری بر تهران بیش از گذشته به ابزارهای سیاسی، رسانه‌ای و حقوق‌بشری متوسل می‌شود.

دیپلماسی اروپا؛ قربانی سیاست‌های خودش

نکته قابل تأمل اینجاست که حذف تدریجی اروپا از معادلات ایران را نمی‌توان صرفاً به تصمیمات آمریکا نسبت داد.

بخشی از این روند، نتیجه سیاست‌های خود اروپا بوده است.

از ناکارآمدی اینستکس گرفته تا رویکرد سخت‌گیرانه‌تر در قبال برنامه هسته‌ای ایران، فعال‌سازی اسنپ‌بک و افزایش فشارهای سیاسی و تحریمی، مجموعه‌ای از تصمیمات اروپایی به کاهش اعتماد تهران منجر شده است.

در نتیجه، اروپا از بازیگری که می‌توانست میان تهران و واشنگتن نقش واسطه یا تسهیل‌کننده ایفا کند، به بازیگری تبدیل شده که در بسیاری از مواقع خود بخشی از مسئله تلقی می‌شود.

این تغییر جایگاه برای اروپا یک شکست صرفاً دیپلماتیک نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از قدرت هنجاری و اعتبار سیاسی آن در منطقه است.

بیانیه‌های بیشتر، نفوذ بیشتر ایجاد نمی‌کنند

مشکل اساسی اروپا این است که افزایش تعداد بیانیه‌های حقوق‌بشری لزوماً به معنای افزایش قدرت سیاسی نیست.

اگر یک بازیگر از روندهای اصلی تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده باشد، صدور بیانیه‌های بیشتر نمی‌تواند به تنهایی جایگاه از دست رفته را بازگرداند.

اروپا برای بازگشت به معادلات ایران، بیش از آنکه به بیانیه جدید نیاز داشته باشد، به بازسازی اعتماد، ارائه ابتکار مستقل و فاصله گرفتن از سیاست‌های کاملاً همسو با واشنگتن نیاز دارد.

در غیر این صورت، حقوق بشر نیز مانند برخی دیگر از ابزارهای فشار سیاسی، به جای آنکه ظرفیت گفت‌وگو ایجاد کند، به عاملی برای تشدید شکاف میان تهران و بروکسل تبدیل خواهد شد.

جمع‌بندی؛ اروپا میان ادعای نقش‌آفرینی و واقعیت حاشیه‌نشینی

بیانیه اخیر ۲۶ کشور غربی علیه ایران را نمی‌توان جدا از روند بزرگ‌تری که طی سال‌های اخیر در روابط تهران و اروپا شکل گرفته، تحلیل کرد.

اروپا زمانی یکی از بازیگران اصلی پرونده هسته‌ای ایران بود؛ اما امروز بخش قابل توجهی از نقش خود را به بازیگران منطقه‌ای واگذار کرده است. این افول، هم محصول تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا و هم نتیجه تصمیمات سیاسی خود اروپا بوده است.

در چنین شرایطی، حقوق بشر به یکی از معدود ابزارهایی تبدیل شده که بروکسل همچنان می‌تواند از طریق آن صدای خود را در پرونده ایران بلند کند. اما این ابزار زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که از نگاه افکار عمومی و دولت‌های منطقه، از استانداردهای دوگانه فاصله بگیرد.

در غیر این صورت، تکرار بیانیه‌ها نه تنها نفوذ اروپا را بازنمی‌گرداند، بلکه می‌تواند بیش از گذشته این تصور را تقویت کند که بروکسل پس از از دست دادن نقش خود در میز مذاکره، اکنون تلاش می‌کند با تکیه بر ابزار حقوق بشر، جایگاه هنجاری و سیاسی از دست رفته خود را حفظ کند.

مسئله امروز اروپا در قبال ایران شاید دیگر این نباشد که چه می‌گوید؛ مسئله این است که آیا هنوز کسی در تهران و منطقه، آنچه را بروکسل می‌گوید، در محاسبات خود تعیین‌کننده می‌داند یا نه.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر