تنگه هرمز سالها یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان بوده است؛ آبراهی که خلیج فارس را به دریای عمان و آبهای آزاد متصل میکند و همزمان محل تلاقی منافع ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و قدرتهای فرامنطقهای است.
به همین دلیل، هر تحول در وضعیت این تنگه صرفاً یک موضوع دریایی نیست و میتواند بر امنیت انرژی، تجارت بینالمللی، قیمت نفت و معادلات امنیتی منطقه اثر بگذارد.
در شرایط جدید، به نظر میرسد تهران تلاش دارد مسئله هرمز را از یک مناقشه صرفاً نظامی خارج کرده و آن را به موضوعی چندلایه تبدیل کند؛ موضوعی که در آن امنیت، ترافیک دریایی، قواعد عبور کشتیها، هزینه خدمات و نقش کشورهای ساحلی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
از همین منظر، تأکید ایران بر «ترتیبات جدید» را میتوان بخشی از تلاش برای بازتعریف قواعد حاکم بر این آبراه دانست.
«ترتیبات ایرانی» دقیقاً به چه معناست؟
مفهوم «ترتیبات ایرانی» در مواضع مقامهای جمهوری اسلامی، بیش از آنکه صرفاً به معنای بستن یا باز کردن تنگه هرمز باشد، به نحوه مدیریت این آبراه و تعیین قواعد عبور و مرور مربوط میشود.
در این چارچوب، ایران بر این دیدگاه تأکید دارد که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز باید بیش از گذشته توسط کشورهای ساحلی مدیریت شود و نقش قدرتهای فرامنطقهای کاهش پیدا کند.
این رویکرد، در صورت تثبیت، میتواند به معنای تغییر بخشی از معادله امنیتی سنتی خلیج فارس باشد؛ معادلهای که طی دهههای گذشته حضور نظامی آمریکا و سایر قدرتهای خارجی را یکی از عناصر اصلی آن تشکیل داده است.
به همین دلیل، اختلاف بر سر تنگه هرمز را نباید صرفاً اختلافی درباره یک مسیر دریایی دانست. پشت این اختلاف، پرسش بزرگتری قرار دارد: معماری امنیتی خلیج فارس در آینده بر چه مبنایی شکل خواهد گرفت؟
نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس؛ گام ایران برای مدیریت تردد دریایی
یکی از اقدامات مورد استناد تهران برای تثبیت این رویکرد، راهاندازی «نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس» است.
بر اساس اطلاعات مطرحشده، این نهاد از اردیبهشت ۱۴۰۵ فعالیت خود را با هدف هماهنگی و تنظیم عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز آغاز کرده است.
کارویژههایی که برای این ساختار عنوان شده، شامل دریافت اطلاعات کشتیها، بررسی درخواستهای عبور، تنظیم ترافیک دریایی، جلوگیری از عبورهای فاقد مجوز و هماهنگیهای لازم برای عبور ایمن شناورهاست.
همچنین در این سازوکار، موضوع دریافت هزینه خدمات ارائهشده برای عبور ایمن و هماهنگیهای امنیتی با نهادهای مسئول امنیت آبراه نیز مورد توجه قرار گرفته است.
از نگاه تهران، چنین سازوکاری میتواند بخشی از چارچوب جدید مدیریت تنگه هرمز باشد؛ اما از نگاه مخالفان، هرگونه تغییر در قواعد عبور و دریافت هزینه میتواند پیامدهای حقوقی و بینالمللی داشته باشد.
استناد ایران به حقوق دریاها؛ اختلاف از میدان نظامی به میدان حقوقی
یکی از ابعاد مهم این پرونده، تلاش ایران برای پیوند دادن مدیریت تردد دریایی با قواعد حقوق بینالملل دریاهاست.
ایران برای توضیح مبنای حقوقی برخی اقدامات خود به کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها استناد میکند و بر حق کشورهای ساحلی برای اتخاذ تدابیر مرتبط با ایمنی و مسائل زیستمحیطی تأکید دارد.
در مقابل، مسئله اصلی در تنگههای بینالمللی، نحوه اعمال این اختیارات و نسبت آن با حقوق عبور کشتیهاست. به همین دلیل، هرگونه تغییر در قواعد تردد از هرمز علاوه بر ابعاد امنیتی، میتواند به یک موضوع حقوقی و دیپلماتیک نیز تبدیل شود.
این همان نقطهای است که مناقشه ایران و آمریکا را پیچیدهتر میکند؛ زیرا تهران از «مدیریت» سخن میگوید و واشنگتن آن را در صورت ایجاد محدودیت برای کشتیرانی، اقدامی فراتر از مدیریت عادی ترافیک دریایی تلقی میکند.
چرا آمریکا با ترتیبات جدید ایران مخالف است؟
واشنگتن با شکلگیری سازوکاری که بتواند نقش ایران را در مدیریت تنگه هرمز پررنگتر کند، موافق نیست.
مخالفت آمریکا با دریافت هزینه خدمات از کشتیها، تلاش برای ایجاد مسیرهای عبوری متفاوت و مخالفت با آنچه تهران «مداخله فرامنطقهای» در مدیریت آبراه میداند، بخشی از همین اختلاف است.
در واقع، مسئله برای آمریکا فقط باز شدن تنگه نیست؛ بلکه قواعد بازگشایی و میزان اختیارات ایران پس از بازگشایی نیز اهمیت دارد.
اگر تنگه باز شود اما عبور و مرور بر اساس سازوکاری که تهران تعیین میکند انجام شود، از نگاه ایران یک تحول راهبردی رخ داده است. اما اگر بازگشایی به معنای بازگشت کامل به وضعیت قبل و کنار گذاشتن ترتیبات جدید باشد، نتیجه از نگاه تهران متفاوت خواهد بود.
مذاکرات ایران و عمان؛ بازگشایی هرمز یا تعیین یک مسیر موقت؟
در همین چارچوب، مذاکرات ایران و عمان نیز مورد توجه قرار گرفته است.
مقامهای ایرانی اعلام کردهاند مذاکرات درباره تعیین مسیر یا سازوکار موقت برای عبور و مرور در حال انجام است؛ با این حال، تأکید کردهاند که پیشرفت در این مذاکرات لزوماً به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز نیست.
این تفکیک اهمیت زیادی دارد.
از منظر تهران، ممکن است توافق بر سر یک مسیر موقت یا مسائل فنی، صرفاً یکی از اجزای فرآیند باشد و بازگشایی نهایی همچنان به تحقق شروط سیاسی و امنیتی ایران وابسته بماند.
به همین دلیل، هرگونه تحلیل درباره «باز شدن هرمز» بدون توجه به تفاوت میان توافق فنی برای عبور و بازگشایی سیاسی و امنیتی آبراه میتواند تصویری ناقص از وضعیت موجود ارائه دهد.
شروط ایران برای بازگشایی هرمز چیست؟
مقامهای مختلف جمهوری اسلامی در روزهای اخیر بازگشایی تنگه هرمز را به مجموعهای از شرایط سیاسی و امنیتی گره زدهاند.
بر اساس مواضع اعلامشده، از جمله این شروط میتوان به پایان اقدامات نظامی علیه ایران و متحدانش، رفع محاصره دریایی، خروج نیروهای نظامی از پیرامون ایران، جبران خسارتهای مورد ادعای ایران، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران اشاره کرد.
محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز بازگشایی تنگه را منوط به تغییر رفتار آمریکا دانسته و مجموعهای از شروط را برای این تغییر رفتار مطرح کرده است.
این مواضع نشان میدهد که از نگاه تهران، هرمز دیگر صرفاً یک موضوع فنی در حوزه کشتیرانی نیست؛ بلکه به بخشی از معادله بزرگتر امنیت منطقه و روابط ایران و آمریکا تبدیل شده است.
عراقچی: توافق فنی به معنای بازگشایی تنگه نیست
موضع وزارت امور خارجه نیز بر همین تفکیک استوار است.
سیدعباس عراقچی با اشاره به پیچیدگیهای فنی مذاکرات، از نزدیک شدن گفتوگوها به نتیجه درباره مسیر موقت سخن گفته، اما همزمان تأکید کرده است که این موضوع بهتنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست.
از نگاه وزارت امور خارجه، بازگشایی هرمز تابع مجموعهای از شرایط دیگر است و ایران نسبت به هر اقدامی که مدیریت این آبراه را به چالش بکشد، حساسیت دارد.
این موضع در واقع یک پیام روشن دارد: توافق فنی درباره عبور کشتیها، نباید با توافق سیاسی درباره آینده مدیریت تنگه یکی گرفته شود.
سپاه: بازگشایی هرمز تابع سازوکار اختصاصی ایران است
در مواضع مطرحشده از سوی سپاه پاسداران نیز بر همین اصل تأکید شده است.
سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه، باز شدن تنگه را منوط به پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا دانسته و تأکید کرده است که بازگشایی تابع سازوکار و شرایط اختصاصی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
این موضع نشان میدهد که در نگاه نهادهای امنیتی ایران، مسئله هرمز بخشی از ترتیبات امنیتی جدید منطقه است و نمیتوان آن را صرفاً با یک توافق دیپلماتیک یا فنی میان دو کشور حلوفصل کرد.
«کریدور دوم»؛ یکی از خطوط قرمز تهران
یکی از حساسترین موضوعات مطرحشده در این میان، بحث ایجاد مسیر یا کریدور جایگزین در تنگه هرمز است.
محسن رضایی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، هشدار داده است که ایران اجازه ایجاد «کریدور دوم» در تنگه هرمز را نخواهد داد.
این موضع را میتوان در چارچوب اختلاف بزرگتر بر سر مدیریت ترافیک دریایی تحلیل کرد. اگر مسیرهای عبوری جدید بدون هماهنگی با سازوکار مورد نظر ایران ایجاد شوند، تهران آن را صرفاً یک اقدام فنی تلقی نمیکند و احتمالاً آن را بهعنوان چالشی برای نقش خود در مدیریت آبراه ارزیابی خواهد کرد.
هرمز؛ نقطه تلاقی امنیت، اقتصاد و دیپلماسی
اهمیت تنگه هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نیست.
هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال در عبور و مرور از آن میتواند بازار نفت و حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، ایران از یک سو تلاش میکند از ظرفیت ژئوپلیتیکی هرمز برای افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده کند و از سوی دیگر باید میان اعمال حاکمیت و مدیریت آبراه با حفظ امنیت کشتیرانی و جلوگیری از ایجاد شوک اقتصادی در منطقه تعادل برقرار کند.
در طرف مقابل، آمریکا نیز تلاش دارد با حفظ امکان عبور و مرور دریایی و مخالفت با تغییر قواعد، مانع از تثبیت الگویی شود که در آن نقش تهران در مدیریت تنگه افزایش یافته باشد.
آیا دوران «هرمزِ سابق» به پایان رسیده است؟
در ادبیات سیاسی تهران، مفهوم «بازگشتناپذیر بودن مدیریت ایران بر تنگه هرمز» در روزهای اخیر پررنگ شده است.
این ادعا را میتوان نشانهای از تلاش ایران برای تثبیت یک واقعیت جدید در معادلات امنیتی منطقه دانست؛ با این حال، تثبیت چنین ترتیبی تنها با اعلام سیاسی امکانپذیر نیست و به مجموعهای از عوامل حقوقی، امنیتی، نظامی و دیپلماتیک وابسته خواهد بود.
در واقع، پرسش اصلی آینده این نیست که آیا تنگه هرمز باز میشود یا بسته میماند؛ بلکه پرسش مهمتر این است که اگر باز شود، تحت چه قواعدی باز خواهد شد؟
اگر بازگشایی همراه با پذیرش نقش ایران در تنظیم ترافیک دریایی، تعیین سازوکار عبور و هماهنگیهای امنیتی باشد، تهران میتواند آن را تثبیت بخشی از «ترتیبات جدید» تلقی کند.
اما اگر بازگشایی بدون پذیرش این چارچوب انجام شود، اختلاف بر سر آینده هرمز احتمالاً پایان نخواهد یافت.
جنگ اصلی بر سر «باز یا بسته بودن» هرمز نیست
آنچه در تحولات اخیر تنگه هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده، عبور از دوگانه ساده «باز یا بسته بودن» آبراه است.
ایران تلاش میکند بازگشایی احتمالی را به پذیرش مجموعهای از شرایط سیاسی و امنیتی و همچنین نقش خود در مدیریت تردد دریایی پیوند بزند. آمریکا در مقابل با هر ترتیبی که به تثبیت نقش انحصاری یا پررنگتر ایران در مدیریت هرمز منجر شود، مخالفت میکند.
از این منظر، مذاکرات ایران و عمان، بحث مسیرهای موقت، ایجاد نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس و اختلاف بر سر کریدورهای عبوری، همگی اجزای یک مناقشه بزرگتر هستند.
مناقشه واقعی بر سر این است که پس از پایان بحران، تنگه هرمز با قواعد گذشته اداره خواهد شد یا اینکه یک معماری امنیتی و دریایی جدید با نقش پررنگتر کشورهای ساحلی، بهویژه ایران، شکل خواهد گرفت.
اگر سناریوی دوم تحقق پیدا کند، تنگه هرمز تنها یک آبراه راهبردی باقی نخواهد ماند؛ بلکه به یکی از مهمترین نمادهای بازتعریف موازنه قدرت در خلیج فارس تبدیل خواهد شد.