جنگها در بسیاری از موارد، تنها با نتایج میدانی خود شناخته نمیشوند؛ بلکه پیامدهای سیاسی و امنیتی آنهاست که جایگاهشان را در تاریخ مشخص میکند. بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، نیز با همین رویکرد، جنگ رمضان را نقطه عطفی برای تغییر نظم سیاسی و امنیتی غرب آسیا توصیف کرده است.
به گفته وی، این جنگ صرفاً واکنشی به یک تجاوز نظامی نیست، بلکه آغاز فرآیندی است که میتواند ساختار قدرت در منطقه را دستخوش تغییر کند. از این منظر، ایران در کنار دفاع از امنیت ملی، در تلاش است جایگاه خود را بهعنوان بازیگری تأثیرگذار در شکلدهی به نظم جدید منطقه تثبیت کند.
بازتعریف قدرت؛ فراتر از توان نظامی
نگاهداری معتقد است تجربه جنگ رمضان نشان داده که قدرت یک کشور تنها به تجهیزات نظامی یا توان تخریب وابسته نیست. از نگاه او، قدرت زمانی معنا پیدا میکند که یک کشور بتواند تهدیدهای امنیتی را به فرصتهای راهبردی تبدیل کند، انسجام داخلی خود را حفظ کرده و مقاومت را به یک برنامه سیاسی و حکمرانی تبدیل کند.
این نگاه، مفهوم «قدرت ملی» را از صرف توان نظامی فراتر میبرد و بر مؤلفههایی مانند سرمایه اجتماعی، مدیریت بحران، ظرفیت سیاسی و آیندهنگری تأکید میکند.
«نظم منطقهای ایران»؛ پروژهای برای کاهش نفوذ قدرتهای خارجی

یکی از مهمترین محورهای سخنان رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، تبیین مفهوم «نظم منطقهای ایران» بود؛ مفهومی که به گفته او، به معنای نفی حاکمیت کشورهای منطقه یا احیای ساختارهای تاریخی نیست، بلکه بر همکاری میان دولتهای مستقل منطقه استوار است.
در این چارچوب، امنیت منطقه باید از وابستگی به قدرتهای خارجی فاصله گرفته و بر همکاری میان کشورهای غرب آسیا استوار شود؛ الگویی که از نگاه حامیان آن، میتواند مداخلات خارجی را کاهش داده و مسئولیت امنیت را به بازیگران منطقهای واگذار کند.
هرمز؛ نماد رقابت دو الگوی امنیتی
نگاهداری در بخش دیگری از سخنان خود، تنگه هرمز را تنها یک گذرگاه انرژی ندانست، بلکه آن را نماد تقابل دو رویکرد در مدیریت امنیت منطقه معرفی کرد.
از یک سو، الگوی مبتنی بر حضور و نفوذ قدرتهای فرامنطقهای قرار دارد که امنیت مسیرهای انرژی را بخشی از راهبرد جهانی خود میدانند و از سوی دیگر، رویکردی که بر واگذاری مدیریت امنیت به کشورهای منطقه تأکید دارد.
به اعتقاد وی، آینده غرب آسیا تا حد زیادی به نتیجه این رقابت وابسته خواهد بود.
پیوند مقاومت و حکمرانی؛ مرحله جدید راهبرد ایران
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تأکید میکند که مسئولیت ایران تنها دستیابی به موفقیت در میدان نبرد نیست؛ بلکه باید بتواند دستاوردهای نظامی را به برنامهای برای توسعه منطقه، همکاریهای پایدار و حکمرانی مؤثر تبدیل کند.
از نگاه او، مقاومت زمانی به موفقیت راهبردی تبدیل میشود که بتواند در قالب دولتهای مستقل، همکاریهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی منطقهای نهادینه شود و صرفاً در سطح رویارویی نظامی باقی نماند.
آینده غرب آسیا؛ رقابت میان دو نظم
تحلیل ارائهشده از سوی نگاهداری بر این فرض استوار است که غرب آسیا در آستانه انتخاب میان دو الگوی متفاوت قرار گرفته است؛ یک الگو مبتنی بر تداوم وابستگی امنیتی به قدرتهای خارجی و الگوی دیگر بر پایه همکاری منطقهای و استقلال دولتها.
هرچند تحقق هر یک از این سناریوها به تحولات میدانی، معادلات دیپلماتیک و رفتار بازیگران منطقهای و بینالمللی وابسته خواهد بود، اما به نظر میرسد در فضای سیاسی ایران، بحث درباره «نظم پس از جنگ» به یکی از مهمترین محورهای تحلیلهای راهبردی تبدیل شده است.
تحلیل صفحه سیاست
سخنان رئیس مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که در نگاه بخشی از تصمیمگیران ایرانی، جنگ رمضان صرفاً یک نبرد نظامی نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابت بر سر آینده ژئوپلیتیکی غرب آسیاست. در این روایت، پیروزی نهایی تنها در موفقیتهای میدانی خلاصه نمیشود؛ بلکه زمانی محقق خواهد شد که ایران بتواند دستاوردهای امنیتی را به نظمی پایدار، مبتنی بر همکاری منطقهای، استقلال سیاسی و حکمرانی مؤثر تبدیل کند. این رویکرد، نشاندهنده انتقال تدریجی گفتمان از «مدیریت میدان» به «مدیریت نظم» در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی است.