اظهارات سردار سرتیپ پاسدار علی بلالی، مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در گفتوگو با شبکه خبری العالم، بار دیگر یکی از مؤلفههای اصلی راهبرد دفاعی ایران را برجسته کرده است؛ اتکا به ظرفیتهای بومی برای حفظ قدرت نظامی و جلوگیری از وابستگی به متغیرهای خارجی.
بلالی با اشاره به محدودیت منابع اقتصادی و ضرورت انتخاب راهبردهای متناسب با امکانات کشور، تأکید کرد که قدرت نظامی زمانی میتواند نقش بازدارنده واقعی داشته باشد که تأمین، تولید و پشتیبانی تسلیحات آن به خارج از مرزها وابسته نباشد.
از نگاه این مقام نظامی، تکیه بر تسلیحاتی که قطعات، تجهیزات و چرخه تولید آنها در اختیار کشورهای خارجی قرار دارد، در شرایط بحرانی میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود؛ زیرا با قطع همکاری یا محدود شدن دسترسی به قطعات، بخشی از توان عملیاتی نیروهای مسلح نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
در مقابل، بومیسازی صنایع موشکی، پهپادی و پدافندی این امکان را فراهم کرده است که ایران متناسب با نیازهای میدان نبرد، تسلیحات مورد نیاز خود را طراحی و تولید کند. بلالی معتقد است همین استقلال صنعتی، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری بازدارندگی پایدار در برابر قدرتهای نظامی خارجی بوده است.
او با اشاره به تجربه جنگهای اخیر، مدعی شد ایران در جنگ تحمیلی سوم توانسته است با استفاده از تجربیات نبرد قبلی، استمرار عملیات، حفظ آهنگ حملات و وارد کردن ضربات به اهداف مورد نظر را با کارایی بیشتری دنبال کند.
پراکندگی زیرساختهای موشکی؛ پاسخ به راهبرد انهدام توان نظامی ایران

یکی از مهمترین محورهای اظهارات مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، موضوع حفظ توان عملیاتی در برابر حملات هوایی گسترده بود؛ مسئلهای که در جنگهای مدرن به یکی از چالشهای اصلی کشورها تبدیل شده است.
بلالی توضیح داد که ایران از پیش برای مواجهه با چنین سناریویی برنامهریزی کرده و زیرساختهای موشکی و نظامی خود را در گستره جغرافیایی کشور، از شمال غرب تا جنوب شرق، توسعه داده است. به گفته او، پراکندگی این زیرساختها مانع از آن میشود که دشمن با هدف قرار دادن یک نقطه متمرکز، کل چرخه عملیاتی یا تولید تسلیحات را مختل کند.
او همچنین از وجود پایگاههای موشکی مستحکم و زیرزمینی سخن گفت که امکان استقرار نیروها، آمادهسازی تسلیحات و استمرار فعالیت عملیاتی را فراهم میکنند.
این رویکرد را میتوان پاسخی به یکی از مهمترین اهداف حملات نظامی گسترده دانست: از کار انداختن ظرفیت تولید و پرتاب تسلیحات از طریق هدف قرار دادن مراکز اصلی و زیرساختهای حیاتی. در چنین شرایطی، پراکندگی جغرافیایی و ایجاد مراکز متعدد پشتیبانی میتواند هزینه دستیابی به این هدف را برای طرف مقابل افزایش دهد.
بلالی همچنین مدعی شد بخشهای عمده تولیدات نظامی ایران در نقاط امن و حفاظتشده قرار دارند و ظرفیت تولید کشور به سطحی رسیده که حتی برای ذخیرهسازی محصولات جدید، نیاز به ایجاد فضاهای بیشتر احساس میشود.
موشکهای ضدکشتی و تغییر محاسبات نظامی آمریکا در خلیج فارس
بخش دیگری از اظهارات بلالی به توانایی ایران در هدف قرار دادن اهداف متحرک اختصاص داشت؛ قابلیتی که در صورت برخورداری از دقت و کارایی عملیاتی لازم، میتواند معادلات حضور نظامی آمریکا در آبهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
او با اشاره به اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره استفاده از موشکهای بالستیک علیه ناوهای آمریکایی، مدعی شد توانایی هدف قرار دادن اهداف متحرک موجب شده است نیروهای آمریکایی برای دور ماندن از برد این تسلیحات، موقعیت خود را تغییر دهند.
بلالی در همین ارتباط به موشک «خلیج فارس» با برد اعلامشده ۵۰۰ کیلومتر اشاره کرد و گفت این موشک با هدف مقابله با اهداف متحرک دریایی و بهویژه ناوهای آمریکایی طراحی شده است.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که حضور ناوهای جنگی و گروههای ضربتی دریایی آمریکا همواره یکی از مؤلفههای اصلی قدرتنمایی نظامی واشنگتن در غرب آسیا بوده است. بنابراین، هرگونه افزایش تهدیدپذیری این شناورها میتواند هزینه و ریسک حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش دهد.
در واقع، راهبردی که بلالی تشریح میکند، بر افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا و محدود کردن آزادی عمل نیروهای آن در منطقه استوار است؛ موضوعی که در کنار تهدید پایگاههای زمینی، میتواند محاسبات عملیاتی واشنگتن را پیچیدهتر کند.
عبور از سامانههای پدافندی؛ رقابت بر سر سرعت، حجم آتش و مانورپذیری
مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه در بخش دیگری از این گفتوگو به عملکرد سامانههای پدافندی آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت و مدعی شد این سامانهها با وجود برخورداری از فناوری پیشرفته و هزینههای سنگین، توانایی رهگیری کامل موشکهای ایرانی را ندارند.
او سرعت بالای برخی موشکها، استفاده از کلاهکهای چندبخشی و افزایش حجم حملات را از جمله عواملی دانست که میتواند کارایی سامانههای رهگیر را کاهش دهد.
بلالی برای نمونه به موشک خرمشهر اشاره کرد و مدعی شد کلاهک بارشی این موشک با آزادسازی ۸۰ بمب کوچک، طرف مقابل را با چالش افزایش تعداد رهگیرهای مورد نیاز مواجه میکند. از این منظر، مسئله صرفاً عبور یک موشک از سپر دفاعی نیست، بلکه تحمیل هزینه و فشار عملیاتی به سامانهای است که باید با تعداد زیادی هدف مقابله کند.
او همچنین با اشاره به موشک فتاح با سرعت اعلامشده ۱۲ ماخ و موشک فتاح ۲، قابلیت مانورپذیری را یکی دیگر از مؤلفههای عبور از سامانههای دفاعی عنوان کرد.
به گفته بلالی، تغییر مسیر موشک در حین حرکت میتواند پیشبینی مسیر آن را برای سامانههای رهگیر دشوارتر کند. او مدعی شد فتاح ۲ از الگوریتمهای مختلف مانور استفاده میکند و همین مسئله امکان محاسبه دقیق نقطه برخورد را برای سامانههای دفاعی طرف مقابل محدود میسازد.
بلالی همچنین با اشاره به اصابت موشکهای ایرانی به مناطقی مانند نقب، دیمونا و مؤسسه وایزمن، این موارد را نشانه عبور بخشی از حملات از لایههای دفاعی رژیم صهیونیستی دانست و مدعی شد محدودیت انتشار تصاویر و اطلاعات مربوط به خسارات، مانع از آشکار شدن کامل نتایج حملات شده است.
البته ارزیابی مستقل میزان موفقیت موشکها در عبور از سامانههای پدافندی، به دادههای میدانی و اطلاعات قابل راستیآزمایی نیاز دارد؛ با این حال، آنچه از این اظهارات برمیآید، تمرکز ایران بر افزایش هزینه رهگیری و کاهش اطمینانپذیری دفاع موشکی طرف مقابل است.
جنگ فرسایشی و پاشنه آشیل پدافند گرانقیمت آمریکا
یکی از نکات قابل توجه در تحلیل بلالی، تأکید بر تفاوت هزینه تولید و بهکارگیری موشکهای تهاجمی با هزینه استفاده از سامانههای پیشرفته رهگیر است.
او معتقد است آمریکا و رژیم صهیونیستی برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران ناچار به استفاده از تسلیحاتی هستند که تولید و بهکارگیری آنها هزینههای بسیار بالایی دارد. در مقابل، استفاده از موشکها و پهپادهای متعدد میتواند طرف مقابل را به مصرف حجم قابل توجهی از ذخایر دفاعی خود وادار کند.
از دیدگاه این مقام نظامی، این نابرابری هزینهای در یک جنگ طولانیمدت میتواند به نقطه ضعف راهبردی طرف مقابل تبدیل شود؛ بهویژه آنکه تأمین مالی حمایتهای نظامی آمریکا از رژیم صهیونیستی با منابع عمومی و مالیات شهروندان آمریکایی انجام میشود و تداوم چنین هزینههایی ممکن است به افزایش فشارهای داخلی بر دولت واشنگتن منجر شود.
بلالی همچنین تأکید کرد که هیچ سامانه پدافندی نمیتواند دفاعی مطلق و نفوذناپذیر ایجاد کند و رهگیری موشکها همواره با محدودیتهایی همراه است.
بر این اساس، رقابت موشکی دیگر صرفاً به کیفیت فناوری یا توان انهدام اهداف محدود نیست، بلکه به مسئله مدیریت ذخایر تسلیحاتی، هزینههای اقتصادی و توان ادامه جنگ نیز گره خورده است.
ترکیب موشک و پهپاد؛ حاصل مطالعه جنگهای منطقهای
بلالی در تشریح مبانی شکلگیری راهبرد نظامی ایران، به مطالعات انجامشده درباره جنگهای افغانستان، عراق و مداخلات نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد و گفت نیروهای مسلح با بررسی تاکتیکها و تسلیحات مورد استفاده طرف مقابل، روشهای مقابله با آنها را در رزمایشهای مختلف تمرین کردهاند.
او همچنین از مهندسی معکوس پهپادهای ساقطشده دشمن بهعنوان یکی از مسیرهای ارتقای دانش فنی ایران نام برد.
به گفته وی، ترکیب حملات موشکی و پهپادی، در کنار شناخت نقاط قوت و ضعف سامانههای نظامی طرف مقابل، بخشی از راهبردی است که ایران برای مقابله با برتری هوایی و فناوری آمریکا و رژیم صهیونیستی دنبال کرده است.
اهمیت این رویکرد در آن است که برتری هوایی بهتنهایی لزوماً به معنای دستیابی به تمام اهداف نظامی نیست. توان ادامه حملات، حفظ ظرفیت تولید، پراکندگی زیرساختها و استفاده همزمان از ابزارهای مختلف تهاجمی میتواند موازنه عملیاتی را پیچیدهتر کند.
جوانان و صنعت دفاعی؛ سرمایه انسانی بازدارندگی
مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه در بخش دیگری از گفتوگو، نقش نیروی انسانی و جوانان متخصص را در توسعه صنعت موشکی برجسته کرد.
او با اشاره به نقش شهید حسن تهرانیمقدم در شکلگیری و توسعه توان موشکی ایران، روند پیشرفت این صنعت را از مرحله شناخت و الگوبرداری اولیه تا طراحی و تولید محصولات متناسب با نیازهای داخلی تشریح کرد.
بلالی معتقد است تجربه عملیاتی، دانش فنی و حضور جوانان متخصص، امکان عبور از مرحله تقلید و دستیابی به ایدهها و طرحهای مستقل را فراهم کرده است.
او همچنین از افزایش استقبال جوانان برای پیوستن به مجموعه هوافضای سپاه پس از جنگهای اخیر خبر داد و این روند را نشانه افزایش اعتمادبهنفس و انگیزه در میان نیروهای متخصص دانست.
خروج آمریکا از منطقه؛ هدف راهبردی فراتر از پاسخ نظامی
یکی از صریحترین بخشهای اظهارات بلالی به ارزیابی او از حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا مربوط میشود. او با اشاره به برد اعلامشده ۲۰۰۰ کیلومتری تسلیحات ایران مدعی شد پایگاههای آمریکا در منطقه در محدوده تهدید این تسلیحات قرار دارند و واشنگتن برای کاهش هزینههای انسانی و اقتصادی حضور خود باید منطقه را ترک کند.
بلالی در این زمینه به دیدگاه شهید حاج قاسم سلیمانی درباره ضرورت پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد و تأکید داشت که هدف راهبردی ایران صرفاً وارد کردن ضربه به یک فرد یا یک پایگاه نیست، بلکه تغییر شرایط امنیتی منطقه و پایان دادن به حضور نظامی آمریکا است.
این موضع نشان میدهد که در نگاه فرماندهان نظامی ایران، توان موشکی علاوه بر کارکرد دفاعی و بازدارنده، ابزاری برای افزایش فشار راهبردی بر حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا نیز محسوب میشود.
هشدار درباره گسترش جغرافیای پاسخ ایران به متجاوزان
در بخش پایانی این گفتوگو، بلالی درباره دامنه جغرافیایی پاسخ ایران در صورت تجاوز مجدد، موضعی صریح اتخاذ کرد.
او با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر محدود نبودن جغرافیای پاسخ نظامی ایران، اظهار داشت هر کشور یا نیرویی که در تجاوز آمریکا علیه ایران همکاری و مشارکت کند، میتواند به هدف مشروع جمهوری اسلامی تبدیل شود.
این اظهارات از منظر راهبردی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دامنه بازدارندگی مورد نظر ایران را از محدوده رویارویی مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی فراتر میبرد و همکاری نظامی و عملیاتی سایر کشورها با واشنگتن را نیز در محاسبات امنیتی تهران قرار میدهد.
بلالی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال قرار گرفتن کشورهای اروپایی در دایره اهداف ایران نیز تأکید کرد که این موضوع به نوع همکاری و همراهی هر کشور با آمریکا بستگی دارد.
او همچنین درباره تغییر بانک اهداف ایران و اضافه شدن اهداف جدید گفت این اهداف در زمان مقتضی و در صورت وقوع تجاوز جدید مشخص خواهند شد و در شرایط فعلی امکان اعلام جزئیات آنها وجود ندارد.
بازدارندگی ایران؛ از توان پاسخگویی تا تحمیل هزینه به طرف مقابل
مجموع اظهارات مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه نشان میدهد که راهبرد موشکی ایران بر چند مؤلفه بههمپیوسته استوار شده است: خودکفایی در تولید تسلیحات، پراکندگی زیرساختهای نظامی، حفظ ظرفیت عملیاتی در شرایط حملات گسترده، توسعه قابلیتهای موشکی و پهپادی و افزایش هزینههای دفاعی و نظامی طرف مقابل.
در چنین چارچوبی، بازدارندگی صرفاً به برخورداری از موشکهای دوربرد یا توان وارد کردن ضربه محدود نمیشود، بلکه توان ادامه عملیات، بازسازی ظرفیتها و جلوگیری از فلج شدن زیرساختهای نظامی نیز اهمیت پیدا میکند.
با این حال، میزان موفقیت این راهبرد در میدان عمل به عواملی فراتر از توان تولید تسلیحات وابسته است؛ از جمله دقت اطلاعات عملیاتی، میزان تابآوری زیرساختها، ذخایر موشکی و رهگیرهای طرفین و توان اقتصادی برای تحمل یک رویارویی طولانیمدت.
پیام اصلی اظهارات بلالی برای آمریکا و متحدان منطقهای آن، تأکید بر تغییر محاسبات هزینه و فایده هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است؛ محاسباتی که در آن، نهتنها پایگاههای نظامی و نیروهای آمریکایی، بلکه هرگونه مشارکت در تجاوز احتمالی نیز میتواند پیامدهای امنیتی گستردهتری به دنبال داشته باشد.