به گزارش الجزیره، جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، و سیبیل فارس در یادداشتی مشترک با عنوان «چگونه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را متوقف کنیم»، معتقدند توقف فعلی درگیریها به معنای پایان جنگ نیست و بدون تغییر رویکردهای سیاسی و امنیتی در منطقه، احتمال ازسرگیری حملات همچنان وجود دارد.
نویسندگان این یادداشت استدلال میکنند که رهبران اسرائیل به دنبال تثبیت برتری نظامی و نفوذ خود در خاورمیانه هستند و آمریکا نیز در تلاش است موقعیت مسلط خود در نظام بینالملل را حفظ کند. از نگاه آنها، ادامه این رویکردها چشمانداز دستیابی به صلح پایدار را تضعیف میکند.
از مخالفت با دولت مصدق تا جنگ مستقیم علیه ایران
ساکس و فارس در بخش دیگری از یادداشت خود که در الجزیره منتشر شده است، ریشه تقابل واشنگتن با تهران را در تاریخ روابط دو کشور جستوجو میکنند. آنها به کودتای سال ۱۹۵۳ علیه محمد مصدق، نخستوزیر وقت ایران، با مشارکت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و دستگاه اطلاعاتی بریتانیا اشاره میکنند؛ کودتایی که پس از ملی شدن صنعت نفت ایران رخ داد.
به نوشته این دو تحلیلگر، آمریکا پس از کودتا از حکومت محمدرضا پهلوی حمایت کرد و پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹، سیاستهای فشار علیه ایران را ادامه داد. آنها همچنین حمایت واشنگتن از عراق در جنگ دهه ۱۹۸۰، تحریمهای اقتصادی، عملیات مخفیانه و حملات سایبری را از جمله عوامل تداوم تنش میان دو کشور میدانند.
در این یادداشت، خروج دونالد ترامپ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸، حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و پیوستن واشنگتن به حملات اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ نیز بهعنوان مراحل تشدید تقابل با تهران مطرح شدهاند.
نویسندگان معتقدند سیاست آمریکا در قبال ایران را باید در چارچوب تلاش واشنگتن برای حفظ برتری ژئوپلیتیکی خود بررسی کرد. آنها با اشاره به دیدگاه زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، درباره موقعیت راهبردی ایران، تأکید میکنند که جایگاه جغرافیایی ایران و تسلط آن بر بخش مهمی از منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، این کشور را به بازیگری مهم در معادلات جهانی تبدیل کرده است.
هشدار درباره احتمال ازسرگیری حملات به ایران
ساکس و فارس با اشاره به تحولات نظامی و سیاسی اخیر، معتقدند نشانههایی از احتمال ازسرگیری جنگ وجود دارد. بر اساس این یادداشت، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در هفته جاری به اسرائیل سفر کرده است تا درباره احتمال حملات مشترک جدید گفتوگو کند. همچنین، به نوشته نویسندگان، گزارشهایی درباره برنامهریزی برای هدف قرار دادن تأسیسات پتروشیمی و مراکز هستهای ایران منتشر شده است.
آنها همچنین به محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا و مخالفت دونالد ترامپ با پیشنهاد آتشبس هفتروزه ایران در ماه سپتامبر اشاره میکنند و این تحولات را نشانههایی از تداوم بنبست دیپلماتیک میدانند.
در بخش دیگری از یادداشت، به انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل و مواضع بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، پرداخته شده است. به نوشته نویسندگان، حمایت ترامپ از نتانیاهو و اظهارات نخستوزیر اسرائیل درباره ضرورت تغییر حکومت در ایران، بر نگرانیها درباره احتمال تشدید درگیریها افزوده است.
ساکس و فارس همچنین در یادداشت خود که در الجزیره منتشر شده است، به مواضع فرماندهان نظامی ایران درباره تغییر دکترین دفاعی و احتمال حملات پیشدستانه در صورت ازسرگیری جنگ اشاره میکنند. آنها هشدار میدهند که گسترش درگیریها، بهویژه در اطراف تنگه هرمز، میتواند پیامدهای جدی برای امنیت انرژی جهان داشته باشد.
چرا پایگاههای آمریکا نتوانستند امنیت کشورهای عربی را تضمین کنند؟
یکی از محورهای اصلی این یادداشت، انتقاد از اتکای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به حضور نظامی آمریکا است. نویسندگان معتقدند پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه نهتنها نتوانستهاند مانع گسترش جنگ شوند، بلکه در جریان درگیریها، کشورهای میزبان را نیز در معرض تهدید قرار دادهاند.
از دیدگاه آنها، راهبردی که ایران را دشمن دائمی کشورهای عربی معرفی میکند و از این کشورها میخواهد برای تأمین امنیت خود به واشنگتن تکیه کنند، به افزایش تنشهای منطقهای، خسارتهای اقتصادی در کشورهای خلیج فارس و تداوم خشونت در فلسطین و لبنان کمک کرده است.
ساکس و فارس تأکید میکنند که کشورهای عربی باید بهصراحت اعلام کنند با سلطه اسرائیل بر منطقه مخالفاند و تشکیل کشور مستقل فلسطین را ضروری میدانند. به اعتقاد آنها، امنیت خاورمیانه باید بر همکاری میان کشورهای منطقه استوار باشد، نه وابستگی دائمی به قدرتهای خارجی.
پیشنهاد ایجاد چارچوب امنیتی مستقل در خاورمیانه
نویسندگان در بخش پایانی یادداشت، ایجاد یک سازوکار امنیتی منطقهای با مشارکت ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، مصر، ترکیه، عراق و پاکستان را پیشنهاد میکنند. به باور آنها، چنین چارچوبی باید بر اصول عدم تجاوز متقابل، تضمین آزادی کشتیرانی و حرکت به سمت ایجاد منطقهای عاری از سلاحهای هستهای استوار باشد؛ منطقهای که در نهایت اسرائیل را نیز در بر بگیرد.
آنها همچنین به تلاشهای قطر برای شکل دادن به گفتوگوهای منطقهای با مشارکت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و پاکستان اشاره میکنند و معتقدند میانجیگری قطر، پاکستان و عمان برای حفظ ارتباط با تهران میتواند زمینهساز شکلگیری یک سازوکار امنیتی پایدارتر شود.
ساکس و فارس در ادامه، بر ظرفیت کشورهای عربی برای تأثیرگذاری بر محاسبات واشنگتن و تلآویو تأکید میکنند. به نوشته آنها، اگر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و دیگر کشورهای منطقه اعلام کنند که اجازه استفاده از خاک و حریم هوایی خود برای حمله مجدد به ایران را نمیدهند و عادیسازی روابط با اسرائیل را تا زمان تشکیل کشور مستقل فلسطین به تعویق میاندازند، معادلات سیاسی و نظامی منطقه میتواند تغییر کند.
این دو تحلیلگر در پایان نتیجه میگیرند که کشورهای عربی باید پیش از آغاز دور جدیدی از جنگ، موضع خود را درباره ضرورت استقلال امنیتی منطقه و مخالفت با تداوم درگیریها روشن کنند. از نگاه نویسندگان، پایان دادن به تقابل با ایران و حرکت به سمت همکاری منطقهای میتواند مسیری برای کاهش تنشها و فراهم کردن زمینه صلح پایدار در خاورمیانه باشد.