به گزارش رویترز، دونالد ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، «سلطه انرژی» را به یکی از پایههای اصلی سیاست اقتصادی و خارجی خود تبدیل کرد. دولت او با تکیه بر جایگاه آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، تلاش کرد از منابع انرژی این کشور برای تقویت قدرت واشنگتن در رقابتهای تجاری و معادلات ژئوپلیتیکی استفاده کند.
با این حال، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، ضعف اساسی این رویکرد را آشکار کرد: برتری در تولید انرژی، الزاماً به معنای توانایی کنترل قیمت آن در بازار جهانی نیست.
رون بوسو، ستوننویس رویترز، در تحلیلی مینویسد که آنچه ابتدا تلاشی برای استقلال انرژی آمریکا بود، بهتدریج به دکترین «سلطه انرژی» تبدیل شد؛ رویکردی که اکنون میتوان آن را نشانهای از اعتمادبهنفس بیش از اندازه دولت ترامپ دانست.
از استقلال انرژی تا دکترین سلطه انرژی
پایههای راهبرد انرژی ترامپ پیش از بازگشت او به قدرت شکل گرفته بود. توسعه فناوریهای کمهزینه استخراج نفت و گاز از ذخایر شیل، آمریکا را در سال ۲۰۰۹ به بزرگترین تولیدکننده گاز طبیعی جهان و در سال ۲۰۱۸ به بزرگترین تولیدکننده نفت تبدیل کرد. این کشور همچنین در سال ۲۰۲۲ به بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع جهان تبدیل شد.
تولید نفت خام آمریکا از حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۰ به نزدیک ۱۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۶ رسیده است؛ رقمی معادل حدود یکپنجم عرضه جهانی. آمریکا همچنین بیش از یکچهارم صادرات جهانی گاز طبیعی مایع را در اختیار دارد.
ترامپ تلاش کرد این مزیت را به محور سیاستگذاری دولت خود تبدیل کند. او در نخستین روز بازگشت به کاخ سفید، وضعیت اضطراری ملی در حوزه انرژی اعلام کرد و خواستار افزایش تولید منابع انرژی آمریکا شد. در این رویکرد، نفت، گاز، زغالسنگ و انرژی هستهای در اولویت قرار گرفتند و انرژیهای تجدیدپذیر در حاشیه قرار گرفتند.
چند هفته بعد، دولت او سیاست رسمی «سلطه انرژی» را اعلام کرد و شورای ملی سلطه انرژی را تشکیل داد. شعار «حفاری کن، عزیزم، حفاری کن» نیز بار دیگر در مرکز سیاست انرژی ترامپ قرار گرفت؛ سیاستی که قرار بود با افزایش تولید، به مهار تورم و کاهش نگرانیهای اقتصادی کمک کند.
ترامپ در بیانیهای در اکتبر ۲۰۲۵، فلسفه این راهبرد را در سه هدف خلاصه کرده بود: «حداکثر تولید، حداکثر رفاه و حداکثر قدرت».
انرژی به ابزار سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد
به نوشته رویترز، راهبرد ترامپ به سیاست داخلی انرژی محدود نماند و به بخشی از برنامه خارجی و امنیتی دولت او تبدیل شد.
راهبرد امنیت ملی دولت آمریکا که در دسامبر گذشته منتشر شد، بهصراحت میان نفوذ واشنگتن در نیمکره غربی و سلطه انرژی ارتباط برقرار کرد؛ رویکردی که یادآور دکترین مونرو در قرن نوزدهم برای مقابله با مداخله سیاسی قدرتهای اروپایی در این منطقه است.
دولت ترامپ در مدت بیش از یک سال، از صادرات نفت و گاز طبیعی مایع در مذاکرات تجاری استفاده کرد، توافقهای انرژی را بخشی از تلاشها برای پایاندادن به جنگ روسیه و اوکراین قرار داد و منابع طبیعی گرینلند را نیز در چارچوب تلاش برای افزایش نفوذ آمریکا در منطقه قطب شمال برجسته کرد.
به نوشته رویترز، یکی از نقاط اوج این سیاست در اوایل سال ۲۰۲۶ رقم خورد؛ زمانی که آمریکا در عملیاتی نظامی نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را برکنار کرد.
پس از آن، واشنگتن کنترل صادرات نفت و درآمدهای نفتی ونزوئلا را در دست گرفت، تغییراتی را در قوانین نفتی این کشور پیش برد که حضور شرکتهای چینی را محدود میکرد و به توافقی دست یافت که دسترسی آمریکا به یکپنجم ذخایر نفتی ونزوئلا را فراهم میکرد.
در آستانه جنگ با ایران، به نظر میرسید دولت ترامپ توانسته است منابع عظیم سوختهای فسیلی آمریکا را به ابزاری برای اعمال نفوذ در تجارت، دیپلماسی و امنیت تبدیل کند. اما آغاز جنگ در اواخر فوریه، این فرض را در معرض آزمونی جدی قرار داد.
جنگ ایران چگونه محاسبات انرژی ترامپ را برهم زد؟
ترامپ در ابتدا اعلام کرده بود که عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران تنها چند هفته طول خواهد کشید. او همچنین بارها مدعی شده بود که منابع گسترده نفت و گاز آمریکا و دسترسی جدید واشنگتن به ذخایر نفتی ونزوئلا، اقتصاد این کشور را در برابر افزایش قیمت انرژی محافظت خواهد کرد و جهش احتمالی قیمتها نیز کوتاهمدت خواهد بود. اما تحولات بعدی با این پیشبینیها همخوانی نداشت.
جنگی که در ۲۸ فوریه آغاز شد، عملاً به بستهشدن تنگه هرمز انجامید؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود یکپنجم عرضه جهانی انرژی از آن عبور میکرد. این وضعیت یکی از بزرگترین اختلالهای انرژی در تاریخ معاصر را رقم زد. تولیدکنندگان خاورمیانه تولید خود را کاهش دادند و تا حد امکان مسیرهای جایگزین صادرات را به کار گرفتند؛ در حالی که برخی واردکنندگان بزرگ آسیایی نیز مصرف خود را کاهش دادند.
قیمت نفت در دو ماه نخست درگیری تقریباً دو برابر شد و نفت خام برنت، شاخص جهانی قیمت نفت، در ماه مارس به ۱۱۸ دلار در هر بشکه رسید. این رقم همچنان پایینتر از رکورد حدود ۱۴۵ دلاری سال ۲۰۰۸ بود؛ زمانی که تنشهای ژئوپلیتیکی مرتبط با ایران، افزایش تقاضای چین و تضعیف دلار آمریکا به جهش قیمتها منجر شده بود. با این حال، افزایش قیمتها شوکی جدی به بازار وارد کرد.
اگرچه جریان نفت از خاورمیانه تا حد زیادی احیا شده، خطرهای ناشی از جنگ همچنان بر بازار سایه انداخته است. طبق گزارش رویترز، قیمت نفت برنت در زمان انتشار این تحلیل حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه معامله میشد.
گسترش درگیریها به دیگر نقاط خاورمیانه و حملات متعدد حوثیهای همسو با ایران به عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز اعتماد بازار به امنیت عرضه نفت منطقه را تضعیف کرده است. این تحولات مسیرهای دیرینه تأمین انرژی را مختل و هزینه حملونقل دریایی را بهشدت افزایش داده است.
افزایش تولید آمریکا مانع گرانی سوخت نشد
جنگ ایران از یک جهت جایگاه آمریکا را بهعنوان تأمینکننده بزرگ انرژی تقویت کرده است. افزایش قیمتهای جهانی سود تولیدکنندگان و صادرکنندگان آمریکایی نفت، فرآوردههای پالایشی و گاز طبیعی مایع را بالا برده و فرصت گسترش سهم این کشور در بازار جهانی را فراهم کرده است.
استقلال انرژی همچنین تا اندازهای از مصرفکنندگان آمریکایی در برابر شوک جهانی محافظت کرده است؛ بهویژه در مقایسه با اقتصادهای آسیایی که در سال جاری با افزایش شدیدتر قیمتها و کاهش مصرف مواجه شدهاند.
با این حال، این حفاظت کامل نبوده است. قیمت بنزین در جایگاههای سوخت آمریکا در ماه مه از ۴.۶۰ دلار به ازای هر گالن عبور کرد؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲. قیمت گازوئیل نیز در سپتامبر، همزمان با محدودشدن ظرفیت پالایش جهانی، به رکورد ۶.۵۰ دلار در هر گالن رسید.
افزایش قیمت سوخت بهسرعت به مسئلهای سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شد؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای زندگی به یکی از موضوعات اصلی کارزارهای انتخاباتی پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر تبدیل شده است.
دولت ترامپ برای مهار افزایش قیمتها، مجموعهای از اقدامات را به کار گرفت؛ از جمله کاهش برخی الزامات مربوط به ترکیب سوختهای زیستی و توافقی بحثبرانگیز با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، برای تأمین گازوئیل.
این تحولات تفاوت میان کنترل ظرفیت عرضه و کنترل قیمتها را آشکار میکند. نفت، گاز طبیعی مایع و فرآوردههای پالایشی در بازارهای بینالمللی معامله میشوند و تولیدکنندگان آمریکایی نیز محصولات خود را بر اساس شرایط عرضه و تقاضای جهانی میفروشند؛ بنابراین، تولیدکنندگان لزوماً انرژی ارزانتری را برای مصرفکنندگان داخلی آمریکا کنار نمیگذارند.
ترامپ حتی برای مدتی ایده ممنوعیت صادرات گازوئیل را مطرح کرد، اما مقامهای دولت در نهایت آن را نپذیرفتند. به نوشته رویترز، چنین ممنوعیتی شاید در کوتاهمدت قیمتهای داخلی را کاهش میداد، اما احتمال داشت در میانمدت و تحت تأثیر سازوکار بازار جهانی، قیمت سوخت را افزایش دهد.
امنیت انرژی؛ حلقه اتصال اقتصاد و امنیت ملی
دولت ترامپ در اکتبر سال گذشته اعلام کرده بود که «امنیت انرژی، امنیت ملی است». جنگ ایران اکنون اهمیت این گزاره را بیش از پیش آشکار کرده است؛ زیرا انرژی ارزان و قابلاتکا برای رشد اقتصادی، فعالیت صنایع سنگین و حتی مراکز داده مورد نیاز برای رقابت در حوزه هوش مصنوعی ضروری است.
با این حال، بحران کنونی معنای امنیت انرژی را نیز تغییر داده است. برای کشورهای وابسته به واردات، بهویژه در آسیا، جنگ نشان داده که اتکای بیش از حد به تأمینکنندگان دوردست، مسیرهای آسیبپذیر کشتیرانی و شبکه متمرکز پالایش جهانی میتواند خطرهای بزرگی به همراه داشته باشد.
از این رو، انتظار میرود این کشورها به سمت متنوعسازی منابع تأمین انرژی، افزایش تولید داخلی سوختهای فسیلی در صورت امکان، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش استفاده از برق در حملونقل حرکت کنند.
چنین تغییری احتمالاً جایگاه آمریکا را بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی انرژی جهان از بین نخواهد برد، اما میتواند جذابیت نفت و گاز را برای برخی کشورها در سالهای آینده کاهش دهد.
شکست وعده انرژی ارزان در آستانه انتخابات
تحلیلگر رویترز معتقد است استقلال انرژی آمریکا احتمالاً یکی از عواملی بوده که ترامپ را برای آغاز جنگ با ایران جسورتر کرده است؛ زیرا این استقلال میتوانست هزینههای یک درگیری در خاورمیانه را در مقایسه با دورهای که آمریکا وابستگی بیشتری به نفت و گاز خلیج فارس داشت، کمتر جلوه دهد.
با این حال، جنگ نشان داد که برخورداری از منابع عظیم انرژی لزوماً به معنای مصونیت اقتصاد داخلی از بحرانهای جهانی نیست. حتی اگر آمریکا در تولید نفت و گاز برتری داشته باشد، قیمتها همچنان از اختلال در عرضه جهانی، ناامنی مسیرهای حملونقل و انتظارات بازار تأثیر میپذیرند.
بر اساس این تحلیل، جنگ ایران وعده ترامپ مبنی بر اینکه سلطه انرژی میتواند قیمتهای پایین و امنیت اقتصادی را در داخل آمریکا تضمین کند، بهشدت تضعیف کرده است؛ موضوعی که در آستانه انتخابات میاندورهای میتواند به هزینهای سیاسی برای رئیسجمهور آمریکا تبدیل شود.
توضیح: این مطلب ترجمه و تنظیم یک یادداشت تحلیلی رون بوسو، ستوننویس رویترز است و دیدگاههای مطرحشده در آن متعلق به نویسنده است.