صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

تغییر موازنه در خلیج فارس؛ زیست‌بوم جنگ نامتقارن و فرسایش محاسباتی واشنگتن

عبور درگیری‌های میان ایران و آمریکا از اهداف اولیه نظامی و کشیده شدن دامنه آن به شریان‌های حیاتی انرژی و آبراه‌های خلیج فارس، نشانه‌ای آشکار از تغییر پارادایم در معادلات امنیت بین‌الملل است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تغییر موازنه در خلیج فارس؛ زیست‌بوم جنگ نامتقارن و فرسایش محاسباتی واشنگتن
صفحه سیاست-

تحولاتی که در ماه‌های اخیر در صحنه تقابل میان ایران و آمریکا رخ داده، فراتر از یک تغییر تاکتیکی ساده در آرایش نظامی دو کشور است؛ این تحرکات عملاً وارد فازی شده‌اند که ساختار تحلیلی سنتی غرب درباره بازدارندگی و مدیریت بحران را با چالش‌های بنیادین مواجه کرده است.

در محاسبات اولیه استراتژیست‌های پنتاگون و برنامه‌ریزان نظامی تل‌آویو، فرض بر این استوار بود که اعمال برتری مطلق هوایی، انهدام برخی زیرساخت‌های نظامی و تشدید محاصره اقتصادی، می‌تواند تهران را در زمانی کوتاه به عقب‌نشینی ناچار ساخته یا محاسبات راهبردی ایران را دچار اختلال کند.

اما گذشت زمان و ابعاد واقعی میدان، بطلان این برآوردهای خطی را به نمایان‌ترین شکل ممکن اثبات کرد. ساختار دفاعی و تصمیم‌گیری ایران با اتکا بر دکترین پدافند فعال و مدیریت هوشمندانه میدان، توانست جغرافیا و ابزارهای نبرد را دستخوش تغییر کند. ایران با پاسخ‌های دقیق و نامتقارن، ابعاد تقابل را به قلب بازارهای انرژی، زنجیره‌های تامین بین‌المللی و بسترهای سیاسی طرف مقابل کشانده است.

این تحول راهبردی ثابت کرد که در زیست‌بوم امنیتی جدید خاورمیانه، برتری تکنولوژیک پرهزینه لزوماً به معنای توانایی تحمیل اراده سیاسی نیست و تسلط بر جغرافیای حیاتی در پیوند با ابزارهای بومی می‌تواند هرگونه تهاجم خارجی را با فرسایش و پاسخ قاطع مواجه سازد.

تغییر فاز نبرد؛ تسلط بر شریان‌های انرژی و پاسخ به تهاجم غرب

انتقال مرکز ثقل تحرکات دفاعی به تنگه هرمز و باب‌المندب، خط بطلانی بر تصور امکان مهار نبرد در گستره جغرافیایی دلخواه آمریکا کشید. پیش از آغاز این مواجهه، مسئله ایران در ادبیات غرب عمدتاً در قالب پرونده‌های منطقه‌ای صورتبندی می‌شد؛ اما امروز، تسلط بر شریان‌های اصلی انرژی و قدرت پاسخی که ایران در ابعاد دریایی و موشکی نشان داده، به محور اصلی معادلات تبدیل شده است.

اقدام هوشمندانه ایران در به‌کارگیری شناورهای سبک، پدافند ساحلی و بهره‌گیری از جغرافیا، نشان داد که امنیت انرژی جهانی بدون رعایت حقوق و منافع ملی ایران امکان‌پذیر نیست. این تغییر فاز، پیامدهای تهاجم آمریکا را به یک بحران ملموس برای اقتصادهای غربی تبدیل کرده است؛ جایی که جهش قیمت سوخت و اختلال در زنجیره‌های تامین، هزینه‌های متجاوزان را به شدت افزایش داده است.

جنگ رمضان

ناهمخوانی دکترین نظامی آمریکا با واقعیت‌های جنگ نامتقارن

بزرگ‌ترین ناکامی واشنگتن در این درگیری، ناتوانی در تبدیل برتری ادعایی تکنوژیک به یک دستاورد ملموس و نهایی راهبردی است. ارتش آمریکا در مواجهه با دکترین «دفاع غیرتمرکز» و «پاسخ نامتقارن ایران» دچار فرسایش شدید تسلیحاتی و مالی شده است. مصرف موشک‌های پدافندی چند میلیون دلاری آمریکا برای رهگیری پهپادها و راکت‌های بومی و ارزان‌قیمت، چرخه بازدارندگی واشنگتن را با بحران اقتصادی و کمبود ذخایر استراتژیک روبه‌رو کرده است.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که حتی جابه‌جایی یگان‌های جدید تفنگداران و ناوهای هواپیمابر نیز نتوانسته قدرت مانور ایران در مواضع ساحلی و آبراه‌های حیاتی را محدود کند؛ امری که نشان‌دهنده غلبه «عامل جغرافیا و فناوری بومی» بر «تجهیزات گران‌قیمت نظامی متجاوزان» است.

ابعاد فرسایشی این منازعه، بیش از همه موازنه قدرت سیاسی را در داخل ایالات متحده دستخوش اختلال کرده است. در واشنگتن، دونالد ترامپ با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، در میان منگنه تورم ناشی از گران شدن سوخت، عبور بدهی ملی از ۴۰ تریلیون دلار و افت شدید نرخ محبوبیت خود گرفتار شده است؛ مسائلی که دست او را برای اتخاذ تصمیم‌های جدید نظامی به شدت بسته‌اند. 

در طرف مقابل، انسجام ساختار سیاسی در تهران و تداوم کارکرد نهادهای حاکمیتی در کنار پایدارسازی شبکه‌های دفاعی، نشان داد که استراتژی فشار حداکثری و تهاجم نظامی نمی‌تواند اراده ملی ایران را بشکند، بلکه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی ادامه جنگ را تماماً بر دوش هیئت حاکمه آمریکا بار می‌کند.

افق پیش‌رو؛ تثبیت بازدارندگی ایران و انفعال راهبردی آمریکا

بررسی لایه‌های این مواجهه نشان می‌دهد که محاسبات جنگی آمریکا در برابر ظرفیت‌های متکثر ایران به دیوار سخت بازدارندگی خورده است؛ نقطه‌ای که در آن، آمریکا از ابزارهای لازم برای تحمیل خواسته‌های خود محروم مانده و ابتکار عمل میدانی در اختیار نیروهای بومی قرار گرفته است.

این وضعیت اثبات می‌کند که تداوم رویکرد خصمانه آمریکا در آبراه‌های حیاتی بین‌المللی نتیجه‌ای جز فرسایش بیشتر برای واشنگتن ندارد. خروج از این وضعیت نیازمند کنار گذاشتن خطاهای محاسباتی از سوی غرب و درک این واقعیت انکارناپذیر است که امنیت منطقه و ثبات بازارهای جهانی صرفاً در سایه احترام به اقتدار، تمامیت ارضی و منافع حیاتی جمهوری اسلامی ایران حاصل خواهد شد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر